فرارسیدن بهارولایت وامامت علوی ومعارفه ی قرآن ناطق وقول صادق وسرآغازوصایت وامامت یگانه مظلوم عالم امام علی بن ابیطالب مولی الموحدین (ع)رابه محضرقطب عالم امکان امام زمان مهدی موعود(عج)وشماکاربرعزیزصمیمانه تبریک وتهنیت عرض می نمایم./
رفتار عمومی نوجوانان این است که به حرف والدین خود گوش نمیدهند. حرفهای آنها را از یک گوش گرفته و از گوش دیگر بیرون میکنند. یک دلیل چنین رفتاری این است که والدین آنها اغلب در گفتارشان جدّی و پیگیر نیستند. این نکته ی مهم را باید در برخورد با فرزندتان به خاطر بسپارید که جدّی نبودن شما و گفتن سخنان متناقض به فرزندتان ، علت اصلی گوش نکردن او و یا شکست روشهای اصلاحی شما میباشد.
ما نمیتوانیم به حرف کسانی گوش کنیم که به حرف خود عمل نمیکنند، لذا از کودکان نیز باید چنین انتظاری داشت.والدین به شکلهای گوناگون تناقضات و بیثباتی گفتارهای خود را نشان داده و موجب گیج شدن فرزندان خود میشوند و رفتارهای خاصی چون «گوش نسپردن به گفتههای والدین» را در فرزندشان باعث میگردند. مثالهایی که خواهیم آورد، این موارد را مشخص میسازد.
لاف زدن
- اگر سرموقع به خانه برنگردی ، پاهایت را قلم میکنم.
- اگر درسهایت پیشرفت نکند، تو را سال آینده به مدرسه نمیفرستم.
- اگر اذیتم کنی، میکشمت.
- اگر از دعوا کردن با برادرت دست برنداری، برای همیشه شما را ترک میکنم.
- اگر میخواهی به کلاسهای تابستانی بروی ، پول آن را باید خودت بپردازی.
شما حتماً مثالهای فراوان دیگری سراغ دارید که والدین در سخنی که میگویند جدّی نیستند و قصد ندارند آن را اجرا کنند. آنها خود از این مساله آگاهند ولی نکته ی مهم این است که کودکان نیز متوجه آن میشوند؛ بنابراین تهدیدهایی از این قبیل، نه تنها باعث ترک یک رفتار نخواهد شد ، بلکه کودک شما به رفتار خود ادامه میدهد و در نهایت این شما هستید که عقبنشینی خواهید کرد.
اغراق کردن
- برو به اتاقت، تو را تا 18 سالگی هم تنبیه میکنم.
- تو هیچوقت موفق نمیشوی گواهینامه رانندگی بگیری.
- تا وقتی که دیپلم بگیری، نمیدانی چطور از تلفن استفاده کنی.
اغراقهایی از این قبیل نیز یکی از عوامل اصلی پیدایش بیثباتی در خانواده است. والدین عصبانی شده و قولهایی میدهند یا تهدیدهایی میکنند که قادر به انجام آنها نیستند. سخنی میگویند یا کاری میکنند، اما بیدرنگ از کرده ی خود پشیمان میشوند و میکوشند آنرا جبران کنند. با این رفتارها به فرزند خود آموزش میدهند که «به حرفهایی که میزنم توجه نکن و آنها را جدّی نگیر چون به آنها عمل نخواهم کرد».
چرخشی از «آری» به «نه» و از «نه» به «آری».
در این موقعیت، والدین به گفته خود عمل نمیکنند. یک نوجوان از والدینش ماشین خواست و آنها از پذیرفتن آن خودداری کردند. نوجوان تسلیم نشده و پافشاری کرد و پس از مدتی والدین او تسلیم شدند تا به بحث و مشاجره خاتمه دهند. یعنی پاسخ خود را از «نه» به «آری» تغییر دادند. مثال دیگر: به فرزندمان میگوییم که حق ندارد شب را در منزل دوستش سپری کند، پس از مدتی بحث و استدلال متوجه میشویم که حرفمان منطقی نبوده است لذا پاسخ خود را از «نه» به «آری» تغییر میدهیم. تاکنون چندبار از این قولها به فرزندتان دادهاید «جمعه تو را به پارک میبرم»، «آخر این هفته به تو رانندگی یاد میدهم» و نظایر اینها. هنگامی که زمان انجام این قولها فرا میرسد میگویید : «این هفته کار دارم قرارمان باشد برای هفته بعد.»
با این نوسانات به فرزند خود میآموزیم که به سخنان ما گوش نکند و یا رفتارهای خاصی از خود نشان دهد. به او میآموزیم که : «اگر من از تو چیزی خواستم که تو به آن علاقه نداشتی، رفتارهایی چون داد و فریاد، گله و شکایت و... نشان بده تا من نظرم را عوض کنم.» از اینگونه نوسانات باید به شدت دوری جست.
پیگیر نبودن.
شما ممکن است از فرزندتان بخواهید کاری انجام دهد ولی پیگیر انجام درخواست خود نباشید. به پسر خود میگویید تا زمانی که اتاق خود را تمیز نکرده است حق خروج از خانه را ندارد. او برای چند دقیقه به اتاق خودش میرود سپس بیرون آمده و میگوید میخواهم از خانه بیرون بروم. شما سوال میکنید آیا اتاقت را تمیز کردهای؟ او پاسخ مثبت داده و خانه را ترک میکند. پس از چند ساعت که به اتاق او وارد میشوید، مشاهده میکنید که او کاری انجام نداده است.ضرورت پیگیری و اطمینان از اینکه درخواستی که کردهاید انجام شده است یا خیر، در مورد بعضی نوجوانان اهمیت ندارد ولی در مورد نوجوانانی که سهلانگار هستند باید مورد توجه قرار گیرد. پیگیری نکردن در مورد این افراد، باعث تقویت صفتهایی چون بیمسئولیتی و دروغگویی در آنها میشود.
مادرتان به شما گفته است تا اتاقتان را مرتب نكردهايد، حق نداريد از منزل خارج شويد! چه اتفاقي ميافتد كه ناگهان همين ناراحتي جزيي به يك خشم شديد تبديل ميشود و به جاي آنكه سريع مجلات و ظرف و ظروف را از اتاقتان جمع كنيد، آنها را پرت كرده و ميشكنيد؟ چرا نميتوانيد بر اين چالش به طور منطقي غلبه كنيد؟
بعضي نوجوانان و جوانان معتقدند كه حتي بعضي صبحها بيدليل عصباني از خواب بيدار ميشوند. اين حالات عصبي تا حدي به دليل تغييراتي است كه در اين سن در بدن آنها اتفاق ميافتد و مسبب همه آنها هورمونها هستند كه باعث نوسان خلق و به هم ريختگي احساسات آنها ميشوند. عامل ديگر، وجود استرس است يعني افرادي كه تحت فشار زياد هستند، زودتر از بقيه عصباني ميشوند. عامل بعدي، شخصيت نوجوان است. بعضيها به گونهاي هستند كه احساس ميكنند عواطف و هيجانات در آنها شديدتر است. آنها تهاجميتر رفتار ميكنند و به راحتي كنترل خود را از دست ميدهند. بخشي ديگر هم به الگوي نقشپذيري بستگي دارد. اگر نوجوان از كودكي ببيند افراد در خانواده به سرعت كنترل خود را از دست ميدهند و ديوانهوار عصباني ميشوند، او هم همينطور رفتار ميكند.
● ابزار رام كردن اين نيروي سركش
نيروي عصبانيت در بيشتر مواقع آنقدر شديد است كه مديريت و كنترل آن سخت ميشود. براي مهار و مديريت آن به <آگاهي از خود> و <كنترل روي خود> نياز داريد و ياد گرفتن اين دو مهارت زمان ميبرد.
▪ آگاهي ازخود، توانايي شناخت احساسات و تفكرات و چراهاي مربوط به آن است. كودكان درباره احساساتشان شناخت ندارند و آن را با اعمال و رفتارشان بيرون ميريزند. بنابراين وقتي عصباني و ناراحت ميشوند، بلوا به پا ميكنند! اما نوجواني توانايي ذهني كافي براي آگاهي از احساسات خود را دارد كه وقتي عصباني شد، چند لحظه فكر كند كه احساسات و افكار او چگونه است؟
▪ كنترل روي خود، همان فكر كردن قبل از عمل كردن است. ثانيهها و يا دقايق ميان احساس عصبانيت شديد و نشان دادن رفتار بعد از آن بسيار باارزش و گرانبهاست و فردي كه روي خود كنترل دارد، از اين فرصت براي بروز رفتاري منطقي و صحيح استفاده ميكند.
▪ آماده باشيد: قرار است تغيير كنيم
اگر تصميم گرفتهايد عصبانيتتان را كنترل كرده و تحت كنترل آن نباشيد، به اين معناست كه بايد به روشهاي واكنشي و رفتاري خود در حين عصبانيت و ناراحتي نگاهي عميق بيندازيد. آيا از آن دسته جوانهايي هستيد كه در اين مواقع داد و فرياد راه انداخته، ناسزا ميگويند و بياحترامي ميكنند؟ آيا اشيا را پرت كرده، لگد ميزنيد و يا ميشكنيد؟ ديگران را ميزنيد يا به خودتان آسيب ميرسانيد؟ اگر شما نوجوان و جوان عزيز هم ميخواهيد در روش كنترل عصبانيت خودتان تغييراتي بدهيد، به نتيجه رفتارهاي غلطتان فكر كنيد. چه چيزي به دست ميآوريد. آيا احترامتان بيشتر ميشود؟ آيا از خودتان راضي هستيد؟ كمتر احساس آزردگي و خستگي ميكنيد؟ راهكار آرام و منطقي نسبت به زندگي به دست ميآوريد؟ اگر تغيير رويه بدهيد، چه اتفاقي ميافتد؟ يادتان باشد كه ايجاد هر تغييري به زمان، تمرين و صبر و حوصله احتياج دارد و يك شبه اتفاق نميافتد.
● روش ۵ مرحلهاي كنترل عصبانيت
براي مثال مادرتان به شما گفته است تا اتاقتان را مرتب نكردهايد، حق نداريد از منزل خارج شويد و شما از اين مساله عصباني هستيد. اقداماتي كه بايد انجام دهيد، چنين است:
۱) از احساساتتان باخبر شويد: در اولين مرحله، علت و چراي عصباني شدن خود را بشناسيد. مواردي كه شما را عصباني ميكند به زبان بياوريد، در نتيجه با شنيدن احساسات خود به جاي واكنش، عملكرد نشان ميدهيد چون درباره آنها فكر كردهايد. واكنش به طور معمول آني و بدون تفكر است. براي مثال با خودتان بگوييد: <من از دست مادرم عصباني هستم چون تا اتاقم را مرتب نكنم، نميگذارد بيرون بروم. اين انصاف نيست.> هرگز نگوييد مادرم بيانصاف است. در اين صورت شما موضوع را مورد قضاوت قرار دادهايد.
۲) صبر كنيد و بينديشيد: بعد از اينكه موضوع عصبانيت خود را شناختيد چند دقيقه بدون رفتار و حرف خاصي صبر كنيد و به خودتان فرصت دهيد تا بتوانيد عصبانيتتان را كنترل كنيد. هيچ واكنشي نشان ندهيد. براي مثال از خودتان بپرسيد چه كاري ميتوانم انجام دهم؟ فرياد بزنم و وسايل را پرتاب كنم. و يا اتاقم را مرتب كرده و بعد از مادرم بپرسم اجازه ميدهد به مهماني بروم و سرانجام اينكه بدون اجازه به مهماني بروم.
۳) انتخاب كنيد: به طور مثال اگر گزينه اول انتخاب شده است، ماجرا بدتر شده و حتي كار به تنبيهات شديدتر ميكشد. اگر گزينه دو را ميپسنديد، درست است كه ممكن است ديرتر به مهماني برسيد اما مادرتان هم راضي شده، دعوا نميشود و لازم نيست شرمنده شويد، ضمن اينكه به اشتباهتان هم پي برده و دفعه بعد بدون تهديد، اتاقتان را مرتب ميكنيد. اگر گزينه سوم انتخاب شده شايد به موقع به مهماني برسيد ولي چون بدون اجازه رفتيد، بعد از بازگشت منتظر واكنش و تنبيهات سختتر والدين باشيد.
۴) تصميم بگيريد: وقتي به خودتان فرصت داده باشيد، حتما گزينه دوم انتخاب ميشود چون بهترين و منطقيترين گزينه است.
۵) پيشرفت كار را بررسي كنيد: بعد از اينكه رفتار انتخابي را انجام داديد، مدتي به آن فكر كنيد كه چطور گذشت. آيا رفتارتان معقول بوده است؟ اگر نه، چرا؟ آيا از آن راضي هستيد؟ اين مرحله بسيار مهم است چون خودتان عواقب كار را در نظر ميگيريد خودتان را بهتر ميشناسيد و ياد ميگيريد كدام راهكار حل مساله در شرايط مختلف بهتر عمل ميكند.
● نصايح هفتگانه
▪ ورزش كنيد: پيادهروي، دويدن، بازي و يا ورزش خاص در كنترل رفتار و ذهن بسيار موثر است چون خلق را بهتر كرده و احساسات منفي را كاهش ميدهد.
▪ به موسيقي گوش كنيد: موسيقي به سرعت خلق افراد را تغيير ميدهد.
▪ افكار و احساساتتان را يادداشت كنيد: چه آنها را دور بريزيد و چه نگهداريد، مهم نيست بلكه نوشتن باعث بهبود احساسات ميشود چون با تخليه موارد منفي، اين افكار در ذهنتان به يك ساختار دايمي تبديل نميشوند.
▪ نقاشي كنيد: حتي خط خطي كردن و نقاشيهاي خيلي عادي هم به تخليه احساسات منفي كمك ميكند.
▪ از روشهاي آرامسازي و تنفس عميق استفاده كنيد: اين روشها به خصوص اگر منظم انجام شود، بسيار مهم است و نميگذارد زياد عصباني شويد.
▪ با يك فرد معتمد درباره احساساتتان صحبت كنيد: گاهي ترس، غم و اندوه زير بناي عصبانيت است و صحبت درباره آنها به شما آرامش ميدهد به خصوص اگر راهكار صحيحي را هم ياد بگيريد.
▪ حواستان را پرت كنيد: اگر از موضوعي ناراحت هستيد و نميتوانيد از آن بگذريد، كاري انجام دهيد كه حواستان را مدتي به موضوع ديگري منحرف كند مانند تماشاي تلويزيون، مطالعه، حل جدول و يا رفتن به سينما. اين راهكارها باعث آرامش شما شده و نميگذارد انفجار عصبانيت رخ بدهد. در ضمن خلق شما را بهتر ميكند در نتيجه در كل كمتر عصباني شده و كنترل بيشتري برخود داريد..
اگر عصبانيت شما طولانيمدت است، تحريكپذير، كجخلق و عصبي هستيد، به خودتان يا ديگران آسيب ميرسانيد و دايم با همه جروبحث داريد حتما از يك مشاور كمك بگيريد چون به تنهايي از پس حل اين مشكلات و عواقب بعدي آن برنميآييد. آنها به شما مهارت كنترل عصبانيت را ياد ميدهند و زمينههاي بروز مشكلات عصبي مثل افسردگي را برطرف ميكنند.
شايد به جرات بتوان گفت يکي از تلخ ترين اتفاقات براي هر پدر و مادري آن است که صاحب فرزندي با ناهنجاري مادرزادي شوند.
به علاوه تصورش را بکنيد که چنين کودکي علي رغم صرف هزينه هاي مادي فراوان در بسياري از موارد ، سلامت کامل خود را نيز باز نخواهد يافت.
با اين حال نکته اينجاست که بسياري از اين ناهنجاري ها که مي توانند به دلايل مختلف وراثتي ، اثرات محيطي ، داروها ، ميکروب ها و ويروس ها يا تشعشعات ايجاد شوند ، قابل تشخيص و پيشگيري آن هم در دوران جنيني هستند ، بدون آن که بسياري از زوجين به اين شيوه هاي تشخيص و پيشگيري توجه کنند.شايد يکي از دلايل اين ناآگاهي عدم آموزش صحيح و کافي کساني است که قصد فرزنددار شدن دارند.در بسياري از کشورهاي پيشرفته دنيا اين آموزش ها و نيز خدمات لازم به والدين و نوزادان دچار ناهنجاري توسط موسسات غيردولتي (NGO) صورت مي گيرد و ليکن در کشور ما متاسفانه کمبود اين گونه موسسات بشدت احساس مي شود.با اين حال يک نمونه از اين موسسات طي 2 سال اخير فعاليت خود را در کشورمان معطوف به اين گونه خدمات کرده است.ناهنجاري هاي مادرزادي طيف وسيعي از بيماري ها را تشکيل مي دهند که در دوران تکامل جنين به علل مختلف ايجاد و موجب نقص در تکامل جنين مي شوند. اين نقص مي تواند در هر کدام از دستگاه ها از جمله مغز ، قلب ، کليه ها، دستگاه گوارش و در اندام ها و غدد درون ريز اتفاق بيفتد. تصورش را بکنيد نوزادي که قسمتي از نخاعش تشکيل نشده يا دچار نارسايي حفره هاي قلب است يا مري بسته دارد يا دستها و پاهايش ناقص تشکيل شده است ، چگونه خوشحالي پدر و مادرش را به عزا تبديل مي کند. موسسه حمايت از کودکان با ناهنجاري هاي مادرزادي گروهي از اساتيد رشته هاي مختلف نوزادان ، جراحي کودکان ، قلب کودکان ، غدد، اعضاي کودکان و ارتوپدي درصدد برآمدند گروهي از خيرين را کنار خود جمع کنند و براي نخستين بار در کشور موسسه حمايت از کودکان با ناهنجاري هاي مادرزادي را تاسيس کنند. دکتر صلاح الدين دلشاد، فوق تخصص جراحي کودکان و رياست اين موسسه با اشاره به اين که مجموعه فوق فعاليت خود را از سال 1384 آغاز کرده است ، مي افزايد: اين موسسه براي اولين بار توانست آمار ناهنجاري هاي مادرزادي در استان تهران را استخراج کند که بالاترين رقم به لب شکري (6 در 1000 نوزاد) ، ضايعه نخاعي کمري در نوزاد (5 در 1000) ، نقص اندام ها (5 در 1000) و تجمع آب در جمجمه و نقص تشکيل مجاري ادرار (3 در 1000) اختصاص داشت در عين حال ما همه افراد را در موسسه به عضويت مي پذيريم. اگر بتوانيم براي هر بيمار در سراسر کشور ، در همان روز پذيرش مي گيريم چرا که ما با مراکز جراحي اطفال در تهران و شهرستان ها مرتبط هستيم (شهرستان هايي که اين مراکز را دارند شامل شيراز، اصفهان ، تبريز ، مشهد ، قزوين و رشت هستند). در تهران نيز در مراکز وابسته به سه دانشگاه علوم پزشکي ايران ، تهران و شهيد بهشتي پذيرش مي گيريم.به علاوه خانواده هايي را که مشکل مالي دارند ، براي تامين هزينه هاي درماني حمايت مي کنيم.علاوه بر اين خدمات ، برگزاري کنفرانس هاي ماهانه با پزشکان و پرستاران را به منظور ارائه آموزش هاي لازم به نوزادان داراي ناهنجاري مادرزادي در برنامه هاي خود داريم البته آموزش براي همه خانواده هايي که بيماراني از اين دست دارند در کنار آموزش پزشکان از ديگر خدماتي است که توسط موسسه ارائه مي شود.
پيشگيري بهتر از درمان
همان گونه که پيشتر نيز گفتيم ناهنجاري هاي مادرزادي در دوران جنيني قابل تشخيص و پيشگيري هستند. دکتر دلشاد به اين شيوه ها اشاره کرده و مي افزايد: مصرف فوليک اسيد از 3 ماه پيش از بارداري مي تواند تا 80 درصد از بروز ناهنجاري ها در نوزاد جلوگيري به عمل آورد. به علاوه در کنار مصرف اين دارو ، ابتلا يا عدم ابتلا به بسياري از بيماري ها در 3 ماهه اول بارداري با برداشتن مايع آمنيوتيک قابل تشخيص است.گفتني است سقط جنين در موارد ضروري از لحاظ شرعي و قانوني تا 3 ماهگي مجاز شناخته شده است.
آيا تاكنون با پيشامدهاي ناكام كننده اي در زندگي مواجه شده ايد، طوري كه دلتان بخواهد به همه چيز خاتمه دهيد؟ آيا تاكنون مرگ به عنوان راه حلي بهتر از مبارزه با زندگي برايتان مطرح شده است؟ بسياري از مردم در دوره اي از زندگي خود به مرگ فكر كرده اند ولي تعداد بسيار كمي از آنها واقعاً به خودكشي عمل مي كنند. بحران خودكشي تجربه اي مغشوش كننده, دردناك و سخت است. براي بيرون آمدن از بحران خودكشي, تعيين عوامل ايجاد كننده بحران, فهم احساسات شخص خودكشي كننده و مواجهه با افكار خودكشي گرا مسائل بسيار مهم و اساسي هستند.
● چه چيزي به بحران خودكشي منجر مي شود؟
يك بحران خودكشي معمولاً توسط يك تجربه آسيب زا و يا مجموعه اي از تجارب كه احساس ارزشمندي شخص را پايمال مي كنند, ايجاد مي شود. اين تجارب شامل يك فقدان اساسي, ناكامي در نيل به اهداف شخصي و يا مشكلات شخصي دراز مدت مي باشند. زماني كه نظام مقابله اي شخص قادر به رويارويي با تجارب منفي زندگي نباشد, افسردگي و يأس ناشي از آن مي تواند شخص را به افكار خودكشي آسيب پذير نمايد.
● احساسات شخص خودكشي كننده
عموماً شخص در معرض خودكشي به دليل احساس بيگانگي از تعاملات اجتماعي كناره گيري مي كند. او در پس انبوه جمعيت احساس انزوا و تنهايي مي نمايد. نيروي لازم براي عملكردهاي روزانه كاهش مي يابد. احساس خستگي و نوسانات خلقي ايجاد مي شوند. خواب, خوراك و عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج مي گردند. شخص ممكن است بدليل سخت و غير قابل تحمل بودن الزامات زندگي از خوردن خودداري كند, در خواب مشكل داشته باشد, كلاس درس يا كار خود را فراموش كند و از آرايش ظاهري خود غفلت نمايد. عواطف خشم, آسيب و غمگيني احساس نااميدي و درماندگي فرد را در بر مي گيرد.
● شيوه هاي مواجهه با افكار خودكشي
در زير چند راهبرد جهت مواجهه با معماي بحران خودكشي ذكر شده است. نكته كليدي براي پيشرفت از طريق اين حالت, برقرار كردن رابطه با يك شخص و مشاركت در يافتن راههاي جايگزين جهت (توجيه) زندگي (زنده ماندن) است.
۱) ترسها، ناكامي ها و نگراني هاي خود را با والدين, دوست, همسر, استاد, مشاور يا يك روحاني در ميان بگذاريد. اگر شما راه حلي براي مشكلات نداريد به اين معني نيست كه براي آن مشكلات ديگر هيچ راه حلي وجود ندارد. ابراز افكار و احساساتتان آغاز كننده فرايندي است كه از طريق آن نيرو, اميد و احساس ارزشمندي مجدداً ايجاد شده و به كشف راه حل هاي ديگر جهت حل و فصل بحران منجر مي گردد. اگر افكار خودكشي پيش از چند روز طول كشيد, كمك حرفه اي و تخصصي الزامي خواهد بود.
۲) آنچه را كه موجب ناراحتي شما مي شود بطور مشخص بنويسيد. علاوه بر اين, چگونگي رويارويي تان با مشكلات را معين كنيد. با مشخص كردن آنچه جهت مقابله با يك موضوع خاص انجام مي دهيد, دريچه ذهن خود را براي راه حلهاي ديگر باز مي گذاريد.
۳) افكار مثبت را جايگزين افكار منفي كنيد. اگر شما بطور دائمي درباره نقائص, تقصيرها و بدبياري هاي زندگي خود تعمق و تفكر نمائيد، خود پنداره و نگرشي منفي در مورد آينده را دروني خواهيد كرد. تمركز بر اسنادها, توانايي ها و مشاركت هاي شخصي مثبت, نگرشي متعادل در مورد خود و توانايي هايتان ايجاد خواهد كرد. در بعضي اوقات جهت ايجاد احساس بهتر با خودتان حرف بزنيد.
۴) كساني را كه در صورت كشتن خودتان زندگي آنها آسيب خواهد ديد, مشخص كنيد. تعيين اينكه آيا كسي در زندگي خود به شما نيازمند است, كاري سخت است. بهرحال, ما همه در شبكه هاي اجتماعي درگير هستيم و در هر لحظه از زمان شخصي وجود دارد كه رابطه اي معني دار با شما داشته باشد. در نظر داشته باشيد كه شما به حساب مي آئيد (براي ديگران مهم هستيد), ارزشمنديد و استحقاق اين را داريد كه چيزها را بهتر سازيد.
زندگي در دوره هايي از زمان سخت مي گردد, همه فراز و نشيب دارند. يك بخش از خوبي زندگي در اين است كه شما اميدواريد فردا بهتر از ديروز خواهد بود.
اگر شما از افسردگي, نااميدي و افكار خودكشي در رنج هستيد, مطمئن باشيد كه مراجعه به متخصصين بهداشت رواني براي شما بسيار كمك كننده خواهد بود.
● پيشگيري از خودكشي!؟چرا مردم خودكشي مي كنند؟
خصوصيت مشترك ما بين افرادي كه اقدام به خودكشي مي كنند داشتن اين باور است كه خود كشي تنها راه حل غلبه بر احساسات غير قابل تحمل است .كشش خودكشي دراين است كه نهايتا به اين احساسات غيرقابل تحمل خاتمه مي دهد .درتراژدي خودكشي ،آشفتگي ومشكلات عاطفي به حدي شديد مي گردند كه فرد را دريافتن راه- هاي مختلف حل مشكل خود ناتوان مي سازند. رحالي كه راه حلهاي ديگري نيز وجود دارند.
همه ما درطول زندگي احساس تنهائي ،افسردگي ،بي كسي ونا اميدي را تجربه مي -كنيم .مرگ يكي از اعضاي خانواده وشكست دربرقراري ارتباط از جمله مواردي هستند كه اعتماد به نفس ما را تحت تأثير قرارداده احساس بي ارزشي را در ما بوجود مي -آورند.ورشكستگيهاي اقتصادي نيز از جمله مشكلات عمدهاي هستند كه بعضي از ما در طول زندگي كم و بيش با آن مواجه ميگرديم. از آنجائي كه ساختار هيجاني هر شخص منحصر به فرد مي باشد هركدام ازما در شرايط مختلف پاسخهاي متفاوتي ميدهيم .
درتشخيص اين كه آيا واقعا ٌفردي قصد خودكشي دارد لازم است اين موقعيت بحراني ،از ديدفردمورد ارزيابي قرارگيرد، چرا كه ممكن است موضوعي كه از ديد شما از اهميت كمي برخوردار است بنظر شخص ديگر بسيار مهم باشد ويا واقعه اي كه شما براي آن اهميتي قائل نميشويد براي شخص ديگر بسيار ناراحت كننده و مهم تلقي گردد.
بدون توجه به ماهيت بحران ،اگر كسي احساس مي كند كه ديگر تحمل مشكلات را ندارد خطر اقدام به خودكشي ،به عنوان راه حل جذاب براي وي وجود دارد.
● علائم خطر
حداقل ۷۰ درصد كساني كه اقدام به خودكشي ميكنند قبل از اقدام ،به گونهاي قصد خودشان را نشان ميدهند .آگاهي از اين نشانهها وحاد بودن مشكلات فرد ميتواند د ر پيشگيري از چنين تراژديهايي كمك كننده باشد. اگر شما فردي را مي شناسيد كه در برقراري يك ارتباط هدفمند ويا رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده درموقعيت پراسترسي قرار دارد و يا حتي به دليل شكست درامتحان دچار مشكل ميباشد لازم است درصدد يافتن ساير علائم بحران برآئيد.
بسياري از افراد غالبا با ابراز جملاتي همچون « دلم مي خواهد خودم را بكشم »يا « نمي دانم چه مدت ديگر مي توانم اين فشارها ومشكلات را تحمل كنم » ،يا اينكه «من قرصهايم را براي روزي نگهداشتهام كه كارها واقعا بدتر گردد» يا« اخيرا طوري رانندگي مي كنم گوئي واقعا برايم اهميت نداردچه اتفاقي برايم پيش بيايد.» ديگران را مستقيما از برنامه خود كشي خود مطلع ميگردانند.بطور كلي وجود احساس افسردگي ، ابراز درماندگي ،تنهايي ونا اميدي شديد مي تواند بيانگر افكار منجر به خودكشي درفرد باشد.گوش دادن به صحبتهاي فرد كه نشانهٔ درخواست كمك از طرف اوست حائز اهميت بسياري است چرا كه معمولا اين گونه صحبتها تلاش نا اميدانه فرد جهت برقراري ارتباط ، دريافت كمك و درك مشكلاتش توسط ديگران مي باشد.
بيشتر اوقات دررفتار بيروني افرادي كه به فكر خودكشي مي افتند تغييراتي ديده ميشود آنها ممكن است با بخشيدن اموال قيمتي خود ومرتب كردن كارهايشان خود را براي مرگ آماده كنند .آنها همچنين ممكن است از اطرافيان خود كناره گيري نموده الگوي خواب و خوراك خود را تغيير دهند ويا علاقهأشان را نسبت به فعاليتها يا ارتباطات گذشتهاشان از دست بدهند.
چنين تغييرات ناگهاني وشديد مي تواند به عنوان زنگ خطر تلقي گردد چرا كه با اين تغييرات فرد خود را درموقعيتي مي بيند كه بزودي مشكلاتش تمام خواهد شد و به آرامش دست خواهد يافت .
● باورهاي غلط وحقايقي راجع به خودكشي
▪ باور غلط : فرد بايد ديوانه باشد كه حتي فكر خودكشي به سرش بزند .
ـ حقيقت : بيشتر مردم گاهگاهي درطول زندگي خود درمورد خودكشي فكر كردهاند. بسياري از افرادي كه خودكشي ميكنند ويا اقدام به خود كشي حقيقت : اغلب مواقع عكس قضيه درست است ،كساني كه اقدامهاي قبلي خودكشي داشتهاند بيشتر در معرض خطر خودكشي قرار دارند.براي بعضي از اين افراد، خودكشي دردفعات دوم و سوم آسانتر ميباشد.
▪ باور غلط :كساني كه قصد جدي خودكشي دارند هيچ كاري را نميتوان براي آنها انجام داد .
ـ حقيقت :بيشتر بحرانها ي منجر به خودكشي ،محدود به زمان بوده و براساس افكار مبهم صورت گر فتهلند .كساني كه اقدام به خودكشي ميكنند به نحوي قصد فرار از مشكلات را دارند .درحالي كه آنها ميبايد مستقيما با مشكلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهاي ديگري را بيابند .راه حلهايي كه با كمك افراد علاقمند به آنها درطول بحران مطرح شده و با حمايت آنها اين افراد قادر خواهند بود دقيق تر راجع به مسائل فكر كنند.
▪ باور غلط: صحبت راجع به خودكشي مي تواند ايده خودكشي را در فرد بوجود آورد.
ـ حقيقت :بحران و آشفتگيهاي هيجاني ناشي از آن ،فكر راجع به خود كشي را در ذهن فرد مستعد ايجاد نموده است .علاقمندي وصحبت مستقيم راجع به خودكشي ،اين اجازه را به فرد ميدهد فشار يا ناراحتي صحبت دربارهٔ مشكلات خود را تجربه نمايد كه اين امر ميتواند منجر به كاهش اضطراب در وي گردد.اين گونه صحبتها همچنين باعث ميشود فردي كه قصد خودكشي دارد كمتر احساس تنهايي يا انزوا داشته واحتمالا براي وي تسكين دهنده نيز باشد.
● چگونه ميتوان به فردي كه قصد خودكشي دارد كمك نمود:
اغلب خودكشي ها را مي توان با اقدامهاي بجا و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پيشگيري نمود. اگر فردي راكه قصد خودكشي دارد مي شناسيد لازم است اقدامات زير را انجام دهيد :
ـ خونسرد باشيد:دربيشتر موارد عجلهاي دركار نيست .بنشينيد و واقعا به صحبتهاي فرد گوش فرا دهيد وضمن درك،حمايتهاي عاطفي خود را در مورد وي اعمال نمائيد.
ـ بطور مستقيم راجع به خودكشي بحث نمائيد. بيشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمي داشته و آماده دريافت هرنوع كمكي هستند . از صحبت يا سؤال مستقيم راجع به خودكشي ،ترس و وحشتي بخود راه ندهيد.
ـ فرد را به استفاده از روشهاي حل مسئله واقدامات مثبت تشويق وترغيب نمائيد بخاطر داشته باشيد فردي كه در موقعيت بحران عاطفي قرار دارد نمي تواند منطقي ودقيق فكر كند. اورا از هر گونه اقدام جدي وتصميمات غير قابل برگشت درموقعيت بحران باز داريد وراجع به تغييرات مثبتي كه اميد به زندگي را در وي افزايش مي دهد بحث وگفتگو نمائيد.
ـ از ديگر افراد كمك بگيريد.عليرغم اينكه شما قصد كمك را داريد،سعي نكنيد با ايفاي نقش مشاور تمام مسئوليت را خود برعهده بگيريد .درجستجوي افرادي كه بتوانند در زمينههاي تخصصي به شما كمك كنند برآييد ،حتي اگر به قيمت از بين رفتن اعتماد او به شما شود.اجازه دهيد فرد مشكل دار بفهمد كه شما براي وي اهميت قائليد ونسبت به او چنان علاقمنديد كه قصد گرفتن كمك از ديگران جهت رفع مشكلات وي را داريد.
▪ اطلاعات ارائه شده را مي توان چنين خلاصه نمودكه:
بحران منجر به خودكشي موقتي است .غير قابل تحمل ترين دردها و ناراحتي ها نيز مي توانند تحمل گردند .كمك هميشه در دسترس شماست .
خيلي كساني كه خودكشي كردهاند افراد با هوشي بودهاند كه در موقعيت بحران ، انتظار بيش از حدي از خود داشته وموقتا دچار آشفتگي وپريشاني احوال شدهاند .
ـ باور غلط : كسا ني كه يك بار اقدام جدي براي خودكشي داشتهلند رغبتي براي اقدام مجدد ندارند .
بچه ها را در بزرگراه اينترنت تنها نگذاريد
درجهان بيش از ۱۰ ميليون كودك با اينترنت سر و كار دارند آنها براي دستيابي به اطلاعات و برقراري ارتباط با دوستان و اعضاي خانواده از طريق نامه الكترونيكي آموختن مهارت هاي رايانه اي و شركت در بحث به اينترنت مراجعه مي كنند.درجهان بيش از ۱۰ ميليون كودك با اينترنت سر و كار دارند آنها براي دستيابي به اطلاعات و برقراري ارتباط با دوستان و اعضاي خانواده از طريق نامه الكترونيكي آموختن مهارت هاي رايانه اي و شركت در بحث به اينترنت مراجعه مي كنند.
كودكان ساكن روستاها مي توانند با استفاده از اينترنت موزه ها يا مكان هاي ديدني شهرها و ساير كشورها را ببينند. كودكان بيمار و ناتوان مي توانند با ساير همسالان خود گفت وگو كنند و از احساس تنهايي خود بكاهند. در بعضي كشورها حدود ۸۰ درصد مدارس ابتدايي و راهنمايي به اينترنت دسترسي دارند و بسياري از مشاغل به مهارت هاي اينترنتي نيازمند است. با اين همه لازم به ذكر است كار با رايانه و اينترنت موجب بهبود وضعيت تحصيلي كودك نمي شود. كودكان بهترين آموزش را با داشتن معلمين مجرب و تحصيل در كلاس هاي كوچك تر به دست مي آورند. براي استفاده مؤثر از اين ابزارهاي الكترونيكي به آموزگاران ماهر و زمان كافي نياز است تا دانش آموزان مورد توجه و تربيت انفرادي و مناسب قرار گيرند.
● خطرات اينترنت
▪ اشخاص ناشناس و حتي افراد كودك آزار مي توانند سهمي در برقراري ارتباط با كودك از طريق پست هاي الكترونيكي (E-mail)و اتاق هاي گفت و گو (chat room) داشته باشند.
▪ دسترسي آسان به پايگاه هايي كه تصاوير مربوط به بي مبالاتي هاي جنسي و خشونت ورزي و مصرف مواد را تبليغ مي كنند.
▪ مواجهه با اطلاعات عجيب غلط و زبان هاي غير متعارف.
▪ ظاهرشدن پيام هاي مستهجن بر روي صفحه.
▪ اينترنت مثل تلويزيون مي تواند زمان لازم براي مطالعه، بازي، فعاليت هاي اجتماعي و بودن در دنياي واقعي را كاهش دهد.
▪ كودكان علاوه بر ديدن صفحه رايانه نياز دارند ساير حواس خود را مانند بويايي، شنوايي و لامسه پرورش دهند.
▪ با استفاده زياد از رايانه چشم، دست و ستون فقرات كودكان آسيب مي بيند.
▪ تبليغات مربوط به مصرف سيگار و الكل برصفحه اينترنت بدون محدوديت براي همه و از جمله كودكان ظاهر مي شود.
▪ در آگهي هاي بازرگاني با استفاده از بولتن ها، جوايز بازي ها و تصاوير رنگي از كودكان سوءاستفاده مي شود.
▪ اغلب براي مقاصد بازاريابي با استفاده از شخصيت هاي آشناي كارتوني از كودكان اطلاعات شخصي گرفته مي شود.
▪ براي فروش كالاهاي تجاري از قصه گويي استفاده مي شود و نه ايجاد كنجكاوي در ذهن پوياي كودكان.
● نكاتي براي والدين
در مورد اينترنت اطلاعات بيشتري به دست آوريد و مهارت خود را در استفاده از آن افزايش دهيد.
فعاليت هاي سني و رشدي مناسب با كودكان خود را تعيين كنيد. مثلاً كودكان سنين دبستاني به نظارت مستقيم و هشدار مداوم در مورد تبليغات و ورود به اتاق گفت وگو (chat room) نياز دارند و لازم است به نوجوانان يادآوري شود كه به رعايت نكات ايمني در اينترنت و مدت زمان استفاده از آن توجه داشته باشند.
همراه با كودك از اينترنت استفاده كنيد. باهم پايگاه ها را جست وجو كنيد و نقش تبليغات را توضيح دهيد. بر خطرات اصلي اينترنت تمركز كنيد. اين قانون مطلق را تكرار كنيد كه نبايد هرگز كسي را از طريق اينترنت ملاقات كرد. از نرم افزارهاي فيلتركننده استفاده كنيد.
پايگاه هاي كتابخواني براي كودكان مناسبند و او مي تواند به تنهايي به آنها مراجعه كند. براي نظارت آسان تر والدين بر كودكان بايد رايانه را در محلي عمومي و قابل دسترس براي همگان قرار داد.
اجازه ورود به اتاق گفت وگوي اينترنتي (chat room) را فقط با نظارت بدهيد.
در زمان استفاده از اينترنت الگوي خوبي براي كودك باشيد و زمان استفاده را به هدفي خاص محدود كنيد.
همه نرم افزارهايي را كه به خانه آورده مي شوند، ارزيابي كنيد.
در مورد مسائلي كه در رابطه با فعاليت هاي رايانه اي و اينترنتي در مدرسه كودك اتفاق مي افتد اطلاعات به دست آوريد.
شایداین جمعه بیاید شاید پرده ازچهره گشاید شاید
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر
تقدیم به همه ی پرسپولیسیها واستقلالیها
تقدیم به تمام هواداران پرسپولیس وآرزوی پیروزی درشهرآورد فردا



