X
تبلیغات
درگلستانه

درگلستانه

ازهمه جا ازهمه کس (شهری درانتهای قدیم)

پیرمرد

پیرمرد

پبرمردی رنجور،برای زندگی نزد پسر ،عروس و نوه چهار ساله شان رفت.دستان پیرمرد میلرزید و بینایی اش کم بود،و لکنت داشت.خانواده هرشب دور میز غذا خوری غذا میخوردند.اما دستان لرزان پیرمرد و سوی کم چشمانش خوردن را تقریبا دشوار کرد.نخود از قاشقش به زمین می ریخت.وقتی لیوان شیر را برداشت ،اغلب روی رومیزی می ریخت پسر و عروس از این پاشیدگی خشمگین شده بودند.پسر گفت:"باید کاری برای پدر کنیم.من از این شیر ریختن، شلخته غذاخوردن ،و ریختن غذا کف اتاق خسته شدم.بنابراین،زن و شوهر،میز کوچکی در گوشه اتاق قرار دادند. پدربزرگ آنجا تنهایی غذا خورد درحالیکه بقیه خانواده از غذا خوردن دور میز شام لذت بردند و چون پدربزرگ، یکی دوبار ظرف شکسته بود ،غذایش را در کاسه چوبی میریختند.بعضی موقع ها، وقتی خانواده به پدربزرگ نگاه کردند، از تنها غذا خوردن ،اشک در چشمش جمع بود.با این وجود، وقتی او چنگال یا قاشق پر از غذا را می انداخت، نصایح زننده تنها چیزی بود که زن و شوهر به او می گفتند.پسر چهار ساله شان در سکوت همه اینها را تماشا کرد.یک شب قبل از غذا، پدر ،پسرش را دید که کف اتاق با تکه ای چوب بازی می کند .از پسرش به آرامی پرسید:"چی میسازی؟"پسر نیز با شیرینی جواب داد:"اه،دارم کاسه کوچکی برای تو و مادر درست میکنم که وقتی بزرگ شدم غذایتان را در آن بخورید"پسرک خندید و به مشغول کارش شد.این کلمات بقدری ناگهانی پدر و مادر را به خودشان آورد که ساکت شدند.سپس اشک از گونه های هردو سرازیر شد.اگر چه حرفی برای گفتن نداشتند،ولی میدانستند چه کاری باید انجام شود.آن شب،شوهر دستان پدربزرگ را گرفت و به آرامی او را سر میز خانواده آورد.پیرمرد، بقیه روزهای عمرش با آنها غذا خورد و به همان دلایل،نه زن و نه شوهر،از زمین افتادن چنگال ،شیر ریخته شده یا رومیزی لکه شده را ناراحت نمی شدند.بچه ها به طور قابل ملاحظه ای حساس و باهوش هستند.چشمانشان همیشه میبیند، گوشهایشان همیشه می شنود و ذهنشان همیشه پیامهایی که میگیرد را پردازش میکند.اگر آنها ببینند ما را صبورانه محیط شادی در خانه برای اعضای خانواده فراهم میکنیم ،از آن رفتار در بقیه دوران زندگیشان تقلید می کنند .خانواده عاقل تشخیص میدهد هرروزی که اسباب بازی ساختمان سازی در شکل گیری آینده آنها موثر است .بگذارید همه سازندگان عاقل و الگو باشیم.مراقب خودت باش،و آنهایی که دوستشان داری...امروز و هرروز

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 1:43 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

پسرک و پیرمرد

پسرک و پیرمرد

پسرک گفت : " گاهی اوقات قاشق از دستم می افتد . " پیرمرد گفت : " من هم همینطور . "پسرک آرام نجوا کرد : " من شلوارم را خیس می کنم . "پیرمرد خندید و گفت : " من هم همینطور "پسرک گفت : " من خیلی گریه می کنم ."پیرمرد سری تکان داد و گفت : " من هم همینطور . "اما بدتر از همه این است که... پسرک ادامه داد:آدم بزرگ ها به من توجه نمی کنند.بعد پسرک گرمای دست چروکیده ای را حس کرد . " می فهمم چه حسی داری . . . می فهمم ."داستانکی از شیل سیلور استاین"

                                                   49.amir@gmail.com

مهربانی خدا

شبي از شبها، مردي خواب عجيبي ديد. او ديد كه در عالم رويا پابهپاي خداوند روي ماسههاي ساحل دريا قدم ميزند و در همان حال، در آسمان بالاي سرش، خاطرات دوران زندگيش به صورت فيلمي در حال نمايش است.
او كه محو تماشاي زندگيش بود، ناگهان متوجه شد كه گاهي فقط جاي پاي يك نفر روي شنها ديده ميشود و آن هم وقتهايي است كه او دوران پر درد و رنج زندگيش را طي ميكرده است.
بنابراين با ناراحتي به خدا كه در كنارش راه ميرفت رو كرد و گفت: پروردگارا ... تو فرموده بودي كه اگر كسي به تو روي آورد و تو را دوست بدارد، در تمام مسير زندگي كنارش خواهي بود و او را محافظت خواهي كرد. پس چرا در مشكلترين لحظات زندگيام فقط جاي پاي يك نفر وجوددارد، چرا مرا در لحظاتي كه به تو سخت نياز داشتم، تنها گذاشتي؟
خداوند لبخندي زد و گفت: بنده عزيزم، من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشتهام. زمانهايي كه در رنج و سختي بودي، من تو را روي دستانم بلند كرده بودم تا به سلامت از موانع و مشكلات عبور كني

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 1:14 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

10 اشتباه متداول در محاورات روزمره

10 اشتباه متداول در محاورات روزمره

به نظرتان آیا می توانید مهارت های گفتاری و محاوره ای خودتان را ارتقاء دهید؟ البته که می توانید. ممکن است تغییر عادت های گفتاری که در طول زندگی در شما به وجود آمده دشوار باشد و زمان ببرد، اما مطمئن باشید که امکان پذیر است. اجازه بدهید راست و پوست کنده به سراغ نمونه هایی از اشتباهات رایج که خیلی از ما در مکالمات خود مرتکب می شوید برویم. درضمن راه حل هایی هم برای آنها پیشنهاد کرده ایم.

1) گوش ندادن

ارنست همینگوی می گوید: "من دوست دارم گوش کنم. چیزهای خیلی زیادی را از با دقت گوش کردن یاد گرفته ام. بیشتر مردم هیچوقت گوش نمی کنند." شما مثل همه مردم نباشید. مشتاقانه منتظر نوبت حرف زدن خودتان نایستید. نفس خودتان را کمی عقب نگه دارید. یاد بگیرید که چطور واقعاً به حرف هایی که مردم میزنند گوش دهید. وقتی شروع به گوش دادن کنید، بخش های مختلفی از مکالمه را باید در دست خود بگیرید. اما مسئله مهم این است که باید از جواب های کوتاه "آره" و "نه" به شدت خودداری کنید، چون در اینصورت طرف مقابلتان اطلاعات زیادی بروز نخواهد داد. مثلاً اگر دوستی برای شما تعریف می کرد که هفته گذشته با چند نفر از دوستانش به ماهیگیری رفته است، مثلاً می توانید از او بپرسید:

  • برای ماهیگیری کجا رفتید؟
  • چه چیز ماهیگیری را از همه بیشتر دوست داری؟
  • به جز ماهیگیری چه کارهای دیگری کردید؟

به این روش فرد عمیق تر جریان را تعریف می کند و اطلاعات بیشتری در اختیارتان میگذارد و شما می توانید از میان این اطلاعات مسیرهای بعدیتان را هم برای صحبت کردن انتخاب کنید. اگر طرف مقابلتان مثلاً ابتدا گفت: "اوم، نمی دونم"، تسلیم نشوید. کمی بیشتر ترغیبش کنید. دوباره سوال کنید. آنها می دانند، فقط باید کمی بیشتر درمورد آن فکر کنند. و وقتی سفره دلشان را باز می کنند، مکالمه جالب تر خواهد شد.

2) زیاد سوال کردن

اگر بیش از حد سوال کنید، مکالمه شکل بازجویی به خود می گیرد. یا ممکن است اینطور به نظر برسد که شما چیز زیادی برای درمیان گذاشتن با طرف صحبتتان ندارید. بهتر است سوالاتتان را با چند جمله توضیحی مخلوط کنید. با ادامه یافتن مکالمه و پیش رفتن آن می توانید سوالات را نادیده گرفته و بگویید:

  • آره، خیلی خوبه که آدم آخر هفته با دوستاش یه جا بره و خوب استراحت کنه. ما هم شاید این آخر هفته با بچه ها رفتیم پارک و گلف بازی کردیم.
  • چه خوب، ما هم ماه پیش با قایق یکی از دوستام رفتیم ماهیگیری. از این طعمه های ساکامورا برده بودیم. واقعاً طعمه های خوبی بودند.

و از همین جا مکالمه تان گسترش پیدا می کند و موضوعات دیگری مثل گلف، مزیت یا عیب انواع مختلف طعمه یا نوشیدنی مورد علاقه تان وارد بحث می شود.

3) سکوت ناخوشایند

در مکالمه با کسی که تازه با او ملاقات کرده اید یا وقتی موضوعات همیشگی تمام شده باشد، سکوت بدی حکمفرما می شود. یا ممکن است از اینکه نمی دانید این سکوت چه دلیلی می تواند داشته باشد، عصبی شوید.

  • هیچوقت بدون خواندن روزنامه از خانه خارج نشوید. وقتی در مکالمه ای موضوع کم آوردید، می توانید در مورد اخبار روز صحبت کنید.
  • می توانید در مورد اتفاقاتی که در مهمانی که در آن هستید، نظر بدهید. مطمئناً همیشه در اطرافتان موضوعی برای صحبت کردن درمورد آن هست.
  • وقتی فرد جدیدی را ملاقات می کنید، یکی از بهترین روش هایی که می توانید با کمک آن از سرد شدن مکالمه جلوگیری کنید این است که احساس خودتان را وقتی با یکی از بهترین دوستانتان ملاقات می کنید، به خاطر آورید و تصور کنید که این فرد جدید هم یکی از بهترین دوستان شماست. البته حواستان باشد که زیاده روی نکنید چون ممکن است این فرد جدید علاقه نداشته باشد که در همان برخورد اول در آغوشش بگیرید و بااومصافحه کنید. درعوض با لبخند و رفتاری دوستانه و گرم با او برخورد کنید.

4) طریقه بیان نامناسب

یکی از مهمترین مسائل در مکالمه این نیست که چه می گویید، این است که چطور آن حرف را بر زبان می آورید. تغییر در این رفتارها تفاوت عمده ای ایجاد می کند چون صدا و زبان بدن شما بخش مهمی از مکالمه را تشکیل می دهد.

  • کمی آرامتر. وقتی از چیزی هیجان زده می شوید، معمولاً حرف زدنتان تندتر و تندتر می شود. سعی کنید کمی آرامتر شوید. به این طریق، گوش دادن برای مخاطبتان آسانتر شده و راحت تر صحبت هایتان را متوجه می شوند.
  • صدایتان را بالا ببرید. نترسید و آنقدر بلند حرف بزنید که طرف مقابلتان بتواند به راحتی حرف های شما را بشنود.
  • روشن و واضح حرف بزنید. زیر لب من من نکنید.
  • با احساس صحبت کنید. اگر با لحنی یکنواخت حرف بزنید کسی علاقه ای به دنبال کردن حرف شما را نخواهد داشت. طوری صحبت بکنید که احساستان در صدایتان منعکس شود.
  • بین صحبت هایتان مکث کنید. اینکار باعث  می شود مخاطب دقیقتر به صحبت هایتان گوش دهد.
  • موقع حرف زدن کمی به سمت طرف مقابلتان خم شوید. اینکار تاثیر حرفهایتان را بیشتر می کند اما دقت کنید که در اینکار نیز اغراق نکنید.

5) پریدن وسط حرف دیگران

همه کسانی که در یک مکالمه شرکت می کنند باید به یک میزان فرصت حرف زدن داشته باشند. به هیچ عنوان وسط صحبت کسی، حرف او را قطع نکنید تا توجه مخاطبین را به خود جلب کنید. باید بتوانید بین حرف زدن و گوش کردن خود توازن ایجاد کنید.

6) همیشه حق با شما باشد

به هیچ وجه سعی نکنید همیشه و در مورد هر موضوعی حق را به جانب خودتان بدانید. معمولاً مکالمات واقعاً یک بحث نیست و بهتر است اجازه بدهید حال و هوای خوب و دوستانه ای در آن جریان داشته باشد. اگر قرار باشد که در همه بحث ها شما برنده باشید، کسی چندان خوشحال نخواهد شد. پس به جای اینکار کمی عقب بنشینید، و تلاش کنید تا حال و هوای خوبی در گفتگویتان جریان یابد.

7) صحبت کردن درمورد یک موضوع عجیب یا منفی

اگر در یک مهمانی یا جایی هستید که با کسی تازه روبه رو شده اید، بهتر است از پیش کشیدن بعضی موضوعات خودداری کنید. صحبت کردن درمورد وضعیت بد سلامتیتان یا رابطه بدتان با کسی، شغل بد و رئیس بداخلاقتان، قتل های زنجیره ای، زبان خاصی که فقط شما و یک نفر دیگر از آن سر در می آورد، یا هر چیز دیگری که انرژی مثبت جو را از بین می برد، موضوعاتی هستند که باید از آنها اجتناب کنید. همچنین بهتر است حرف زدن درمورد سیاست و مذهب را هم برای گفتگوهای دوستانه تان بگذارید.

8) خسته کننده بودن

بدون توجه به اطرافتان، 10 دقیقه بی وقفه حرف زدن در مورد ماشین جدیدتان اصلاً خوشایند به نظر نمی رسد. وقتی می بینید که مخاطبینتان کم کم حوصله شان سر می رود، باید آماده باشید که سریع موضوع را عوض کنید.

یک راه خوب برای اینکه همیشه موضوعاتی جالب برای صحبت کردن درمورد آن با دیگران داشته باشید، این است که زندگی جالب داشته باشید و روی مسائل مثبت زندگی متمرکز شوید. شروع نکنید درمورد شغلتان یا رئیستان غرغر کنید، هیچکس دوست ندارد این چیزها را بشنود. درعوض، درمورد آخرین مسافرتتان، یک خاطره جالب که یک روز موقع خرید برایتان اتفاق افتاده است، برنامه هایتان برای عیدی که در پیش است یا هر چیز جالب و بامزه صحبت کنید. کاری که باید بکنید این است که طوری رفتار کنید که دیگران مجذوبتان شوند. با این روش خیلی راحت می توانید دوست پیدا کنید. پس به جای اینکه در مکالمه تان با دیگران فقط به یک موضوع بچسبید و مدام تکرارش کنید، افق موضوعاتتان را کمی وسیعتر کنید و در مورد مسائل مختلف و جالب با مخاطبتان گفتگو کنید.

9) متقابل رفتار نکردن

هر چه فکر می کنید را به زبان بیاورید و احساساتتان را مطرح کنید. وقتی کسی تجربه ای را با کسی درمیان می گذارد، شما هم باید در عوض یکی از تحربیات خودتان را با او شریک شوید. فقط روبه روی مخاطبتان نایستید و سرتان را تکان دهید یا جواب های کوتاه بدهید. وقتی کسی در مکالمه ای از خود مایه می گذارد، حتماً دوست دارد شما هم متقابلاً همین کار را بکنید. اینجا هم مثل سایر موقعیت های زندگی نمی توانید بایستید تا دیگران قدم اول را بردارند. اگر لازم بود، شما نفر اول باشید و حرف هایتان را با طرف مقابلتان در میان بگذارید.

10) حرفی برای گفتن نداشتن

ممکن است احساس کنید که حرف زیادی برای گفتن ندارید. اما باید سعی کنید. خوب به حرف های طرف مقابل گوش کنید و به حرف هایی که می زند علاقه مند باشید. سوال کنید و جواب های مربوط و مناسب بدهید. چشمهایتان را هم باز کنید. از مهارت های بیناییتان استفاده کرده و موضوعات جالبی را در اطرافتان برای حرف زدن پیدا کنید. هر روز روزنامه بخوانید و موضوعات جالب و مفید برای حرف زدن پیدا کنید. روی زبان بدنتان و نحوه حرف زدنتان کار کنید و مهارت های محاوره ای خود را ارتقاء دهید. آسان بگیرید. لازم نیست همه این کارها را یکجا یاد بگیرید و انجام دهید. اگر بخواهید همه این روش ها را یکدفعه استفاده کنید، مطمئناً گیج می شوید. دو سه مورد از این مهارت ها را انتخاب کرده و هر بار در مکالماتتان استفاده کنید. خیلی زود خواهید دید که به طور اتوماتیک و ناخودآگاه همه این رفتارها و مهارت ها را در مکالماتتان استفاده می کنید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

کمک به فرشتگان زیبای کشورمان

کمک به فرشتگان زیبای کشورمان  

براي كمك به فرشتگاني كوچك گرد هم آمده ايم تا با قطرات باران الطاف شما عزيزان ، دريایي از محبت و عشق بسازيم . تقديمش كنيم به آنان كه در زمان تولدشان غم را تجربه كرده اند.براي نو باوگان و شير خواراني كه غم بي مادري را چشيده اند . آنان كه با وجود آنكه اختلالات جسمانی دارند ليكن ، حق عاشقانه زيستن را دارند.بياييد دردي را از سينه كساني بر داريم كه توان تحمل اين همه زجر را ندارند .آنها زنده هستند و مثل ما احساس دارند

انجمن حمایت از بیماری های خاص..............................بانک ملی : شعبه اسکان 34 34

انجمن تالاسمی ایران..........................................بانک ملت : شعبه بهشتی 6/ 5151

شیر خوار گاه آمنه...........................................بانک ملت : شعبه فیاض بخش 105010
با نهایت تشکر از تمام کسانی که با کمکها و الطافشان در این امر مهم مشارکت میکنند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

خواستگاری

مادرش میگفت: دخترم بگذار راحتت کنم تمام زندگی آینده ات بستگی به همین چند دقیقه چای آوردنت دارد. پایت را که از آشپزخانه گذاشتی بیرون اول خوب همه چیز را نگاه کن و بعد سرت را بنداز پایین و با صدای آروم بگو سلام . نمی خوام پشت سرت حرف بزنن که چه قدر بی تربیته . یه وقت هول نشی ، رنگت عوض نشه ، با خودشون میگن : دختر آدم ندیده.. سینی چای را محکم بگیر مثل دفعه قبل نشه که دستت بلرزه و آقای دومادو شرمنده کنی. حواست جمع باشه ، اول بزرگتر یه وقت نبینمت که سینی چای رو یک راست بردی جلوی آقای داماد . فکر میکنن که حالا پسرشون چه آش دهن سوزیه . آروم و با حوصله راه برو و دوبار کمتر تعارف نکن . سرت رو بلند نکن ، آروم حرف بزن ، حتی اگه حرف خنده داری زدند ، نخند وگرنه فردا روت عیب میزارند که دختره بی حیا و پررو بود . عزیزم میدونم سخته ولی چند دقیقه بیشتر نیست . تحمل کن از قدیم گفتند : در دروازه رو میشه بست ولی در دهن مردم رو نمیشه .لحظه موعود فرا رسید . دستورها رو مو به مو اجرا کرد . یعنی چای رو دو دستی چسبیده بود وسعی می کرد به هیچ چیز فکر نکنه . و محکم واستوار قدم بر می داشت . همه چیز رو به راه بود چند قدم بیشتر نمانده بود که چشمش به مادر داماد افتاد . که چادرش را دور دور صورتش کشیده بود و در گوش دخترش پچ پچ می کرد ، گوش هاشو تیز کرد که صدای مادر داماد را شنید که می گفت : ماشاء الله هزار ماشاء الله همچین چایی میاره که انگار نسل به نسل قهوه چی بودن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

زندگی ماچنین است؟

یك سخنران معروف در مجلسی كه دويست نفر حضور داشت اسكناس دويست دلاری از جيبش بيرون آورد و گفت چه كسی مايل است اين اسكناس را داشته باشد ؟سخنران گفت من اين اسكناس را تقديمتان خواهم كرد ولی قبل از آن كاری را انجام می دهم . سپس در برابر نگاه های متعجب اسكناس را مچاله كرده و باز پرسيد چه كسی هنوز مايل است اين اسكناس را داشته باشد ؟و باز دست های حاضران بالا رفت .اين بار هم اسكناس را دوباره مچاله كرد و برزمين انداخت و چند لگدی هم نثارش نمود بعد اسكناس را برداشت و باز سوال قبل را پرسيد و باز دست همه بالا رفت .گفت دوستان اين بلاهايی كه سر اسكناس می آوريم هیچ ارزشی از اسكناس كم نكرد و همه شما خواهان آن هستيد . و ادامه داد : زندگی واقعی همين طور است ما در بسياری از موارد با مشكلات متعددی مواجه می شويم خم می شويم ، مچاله می شويم و در بعضی مواقع احساس گناه می كنيم اما......
هرگز ارزش خود را از دست نداده و هنوز هم برای افرادی كه دوستمان دارند پر ارزش هستیم
.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 1:50 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

چگونه پس از بر هم خوردن رابطه، التیام یابیم

چگونه پس از بر هم خوردن رابطه، التیام یابیم

وارد شدن بـه رابـطه خیـلی آسـان است، امـا بیـرون آمدن ازرابـطه ای کـه دیـگر بـه دردتـان نمی خورد و التیام یافتن از آنکار خیلی سختی است. بنظر میرسد بـه هر کجـا کـه نگاه میکنید، روابط  یا ازدواجهای بسیـار بـادوامــی را می بینید که در حال فروپاشی است. بههمین دلیل در این مقاله تصمیم گرفته ایم برای کمک به این دسـته افـراد که هنـوز مراحل التیام و بهبودی از برهم خوردنرابطه شان را طی می کنند، پیشنهاداتی ارائه کنیم.

این پیشنهادات از این قبیل اند:

1) هیچ وقت به رابطه ای که برهم خورده است به چشم یک شکست در زندگی نگاه نکنید. شکست به این معنی نیست که کار برای شما تمام شده، شکست یعنی شما یک فرصت دیگر دارید. شکست به این معنی نیست که خدا شما را فراموش کرده، شکست یعنی خدا فکر بهتری برای شما دارد. همیشه شکست های گذشته یا کنونی است که شما را به سمت موفقیتی که همیشه آرزویش را داشتید، راهنمایی میکند.

2) رویتان را از گذشته برگردانید  و به سمت آینده نگاه کنید...آینده خودتان. گذشته شما برابر با آینده تان نیست. گاهی اوقات بعد از جدایی در یک رابطه ما هنوز در گذشته مان زندگی می کنیم، و افکارمان همه و همه خرج آن فردی می شود که دیگر از او جدا شده ایم. شما زمانی بهبودی پیدا می کنید که شروع به فکر کردن یا نوشتن در مورد چیزی که از زندگی می خواهید کنید.

3) بدانید و درک کنید که هیچ چیز اتفاقی در زندگی آدم روی نمی دهد و همه چیز نظمی الهی دارد. همه افکار، همه لحظات، هر عملی که انجام می گیرد، هر رابطه و هر پیشامدی که در زندگی شما اتفاق می افتد،  برای این اتفاق می افتد که شما را به سمت مرحله بعدی یادگیری و رشد فردیتان راهنمایی و هدایت کند.

4) بدانید که شما هم در بر هم خوردن رابطه سهم داشته اید. وقتی رابطه ای موفق نمی شود، هر دو طرف به یک اندازه باید مسئولیت بر هم خوردن آن را بر گردن گیرند. مهم نیست که اشتباه از طرف که بوده باشد.

5) از تجربیات گذشته درس بگیرید. در همه روابطتان کاملاً هوشیار و آگاه باشید تا دوباره اشتباهات گذشته خود را تکرار نکنید.

6) به خاطر درس هایی که در آن رابطه یاد گرفتید، متشکر باشید. به فرد مقابلتان به عنوان یک معلم احترام بگذارید که به شما کمک کرده این تجربیات را به دست آورید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

این هم از"لاغری"برای عزیزکاربری که ازمادرخواست نمودند

لاغری

ما همیشه فکر می کنیم چاقی، مشکلی است که بر طرف کردن آن سخت است در صورتی که بسیاری از افراد مبتلا به لاغری هستند وافزایش وزن برای آنها مشکل تر از کاهش وزن یک فرد چاق است!
هر کس با مشخصات فیزیولوژیکی که دارد، در یک محدوده وزنی ، سالم است . اگر چاق تر از آن شود دچار اضافه وزن شده و در معرض ابتلا به بیمارهای مزمن قرار می گیرد ؛ اما کمبود وزن هم خطر زاست . هر چه وزن فرد با حد پائین سلامتی فاصله بیشتری داشته باشد ، خطر ابتلا به بیمار هایی که موجب مرگ زودرس می شوند ، بیشتر است . او توان کافی برای انجام فعالیت های روزانه را ندارد و بیشتر اوقات احساس ضعف می کند.
وزن ایده آل ، بر اساس قد انسان و سن یک فرد و شرایط جسمی او محاسبه می شود . او در این وزن نه لاغر و نه چاق و از اندام متوسطی برخوردار است. هدف کلی رژیم های چاقی و لاغری ، رسیدن به این وزن ایده آل است که فرد ، با داشتن آن از سلامتی کامل برخوردار می باشد .
دلیل لاغری چیست؟
این اولین سؤالی است که یک فرد لاغر باید از خود بپرسد. مشکلاتی چون پرکاری تیروئید و اختلالات هورمونی، ناراحتی روحی که تأثیر مستقیم بر غذا خوردن فرد دارد و تنهایی ، همه می توانند دلایل تأثیر گذاری باشند وجود انگل در روده ها و یا بیماری های عفونی دوره ای هم دلایل دیگری برای لاغری مفرط است . با شناسایی دلیل خیلی راحت تر می توان برای حل این مسئله اقدام کرد ، دراین صورت راه درمان را می شناسیم و موانع را یکی یکی از سر راه بر می داریم
قدم بعدی، برنامه غذایی درست است.
اگر احساس می کنید که لاغر هستید و نیاز دارید چند کیلو گرمی اضافه کنید، راه حل این نیست که فقط به خوردن غذاهای پرچرب و شیرین اقدام کنید . با چنین راه حلی فقط چربی های ذخیره ای بدنتان را افزایش داده اید.
مرحله اول،
با انجام فعالیتهای ورزشی و نرمش های منظم ، نیاز بدن به انرژی افزایش می یابد و این 2 حسن دارد.
اول اینکه؛ اشتها شما به غذا خوردن بیشتر می شود و احساس کسالت شما از بین می رود.
دوم اینکه؛ غذایی که می خورید در بدن شما ، صرف ساخته شدن عضلات می شود.
کم تحرکی موجب تحلیل عضلات شده و دراین صورت فرد حتی قدرت ندارد فعالیت های روزمره مثل بالاوپائین رفتن از پله را انجام دهد، اضافه کردن چربی به این بدن ضعیف هیچ فایده ای نخواهد داشت . یک فرد مسن و فرتوت عضلات تحلیل رفته ای دارد اما فرد مسن و چاق با فعالیت کم و همان میزان عضله ، باید وزنی حدود دو برابر را حمل کند...
مرحله دوم،
افزایش انرژی ِ دریافتی است. یک زن جوان و سالم روزانه به 2000 کیلو کالری و یک مرد جوان و سالم به 2200 کیلو کالری انرژی نیاز دارد . یک برنامه غذایی تأمین کننده 2000 کالری ، به شرح زیر است:
صبحانه ساعت7 صبح: 1 لیوان شیر پرچرب + 60 گرم غلات صبحانه ویتامینه + 2 قاشق چایخوری عسل که به شیر و غلات اضافه شود.
ساعت 10 : یک لقمه نان و پنیر که به اندازه 2 کف دست نان و 30 گرم پنیر (1 قوطی کبریت) و 1 عدد گردواست: میان وعده مناسبی در بین کار یا زنگ تفریح کلاس خواهد بود .
نهارساعت 12: زرشک پلو و مرغ که برنج آن 15 قاشق است و با یک قاشق غذا خوری روغن مایع پخته شده ، مرغ به اندازه130 گرم گوشت داشته باشد(یک ران کامل) ، به علاوه 1 کاسه ماست پر چرب ( 240سی سی) ، 2 عدد خیار و یک گوجه ریز شده به عنوان سالاد در کنار غذا با یک قاشق مربا خوری سس مایونز و 1 قاشق مربا خوری روغن زیتون. عصرانه ساعت 4: چای و یک عدد شیرینی یا 3 تا 4 بیسکویت ترد. ساعت6: 1 لیوان آب میوه طبیعی یا یک عدد میوه. شام ساعت5/8: یک آش استثنایی ، دارای 1 لیوان حبوبات پخته + 30 گرم گوشت+ نصف لیوان سبزیجات پخته+ نصف لیوان رشته پخته.  این چیزی است که شما باید بخورید و می توانید مقادیر آنرا به تعداد افراد خانواده چند برابر کنید.یا ماکارانی دارای نصف لیوان ماکارانی پخته ،60 گرم گوشت چرخ کرده + یک سالاد کاهوی استثنایی ، دارای 1 لیوان کاهو، خیار و گوجه فرنگی ریز شده که نصف لیوان لوبیا سفید پخته نیز به آن اضافه شده است. برای شام دو انتخاب دارید هر کدام را که دوست دارید بخورید.
قبل از خواب: یک عدد میوه. یک رژیم غذایی مناسب برای کسی که قصد دارد وزنش را افزاش دهد باید به گونه ای باشد که از همه گروههای غذایی به اندازه مورد نیاز میل کند و سعی نماید در هر وعده ، از همه گروهها بخورد - نان و غلات ، میوه ها ، سبزی ها، گوشت و حبوبات ، شیر و لبنیات - مثلاً ناهار تنها نانو یک تکه کباب نخورد بلکه به همراه آن سبزی یا سالاد و ماستیا دوغ میل کند.
نکاتی که باید رعایت شود....
1. برنامه غذایی یک روزتان را با ذکر ساعت بنویسید و آنر با برنامه غذایی که داده شده است تطبیق دهید . چقدر کمتر می خورید؟ فاصله غذاهایتان چقدراست؟ سعی کنید هیچ وعده ای را حذف نکنید . هیچ کاری مهم تراز سلامتی تان نیست پس خودتان را عادت دهید سر ساعت غذا بخورید.
2.
اگر واقعاً نمی توانید زیاد بخورید ، از مواد غذایی کم حجم و پر کالری در فواصل غذاهایتان استفاده کنید. مغزها چون فندق ، بادام و گردو خوراکی هایی خوشمزه، مفید و پر کالری هستند. چند عدد بیسکویت کرم دار، یک تکه نان سوخاری و پنیر خامه ای یا یک بستنی میوه ای خامه دار، انتخاب های خوبی هستند.
3.
اگراستخوان بندی ظریفی دارید لازم نیست سعی کنید حتماً به وزن ایده آل برسید و خودتان را آزار دهید، حتی اگر در محدوده سلامتی هم باشید برای شما خوبست.
بیماری لاغری عصبی(Anorexia)
توضیح مختصری راجع به بیماری آنورکسیا به شرح زیر است:
این بیماری به دلیل ترس فرد از افزایش وزن ایجاد شده و فرد دچار لاغری مفرط می شود، ازخوردن غذا امتناع می کند و یا غذا را خورده اما عمدتا بر می گرداند. این افراد معمولاً تصویری نادرست از اندام خود دارند . همیشه خیال می کنند چاق بوده و به اندازه کافی لاغر یا خوش اندام نیستند . دلیل آن رواج تبلیغاتی ِ اندامهای باریک و فشارهای عصبی در جامعه است . مبتلایان به آنورکسیا مدت طولانی خود را گرسنه نگه می دارند . ملین ها یا قرصهای لاغر کننده مصرف می کنند، وعده های غذایی را حذف می کنند، عصبی اند و بی خوابی دارند.
آنها حساس و زود رنج می شوند، مبتلا به افسردگی شده و قابلیت باروری را از دست می دهند و در نهایت نیز به بیماری های قلبی و دیگر بیمارهای مرگ بار مبتلا خواهند شد . این افراد باید به متخصصین ارجاع داده شوند . چون درمان آنها در بسیاری از موارد تنها با مصرف مواد غذایی امکان پذیر نیست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 2:11 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

تبریک

ولادت با سعادت هفتمین اخترتابناک آسمان ولایت وامامت حضرت امام موسی کاظم (ع)باب الحوائج رابه محضر امام مهدی(عج)وشماکاربرعزیزتبریک وتهنیت عرض می نمایم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 1:31 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

داستانهای کوتاه

دسته گل

روزي، اتوبوس خلوتي در حال حركت بود. پيرمردي با دسته گلي زيبا روي يكي از صندليها نشسته بود. مقابل او دختركي جوان قرار داشت كه بينهايت شيفته زيبايي و شكوه دسته گل شده بود و لحظه اي از آن چشم برنميداشت. زمان پياده شدن پيرمرد فرا رسيد. قبل از توقف اتوبوس در ايستگاه، پيرمرد از جا برخواست، به سوي دخترك رفت و دسته گل را به او داد و گفت: متوجه شدم كه تو عاشق اين گلها شده اي. آنها را براي همسرم خريده بودم و اكنون مطمئنم كه او از اينكه آنها را به تو بدهم خوشحالتر خواهد شد. دخترك با خوشحالي دسته گل را پذيرفت و با چشمانش پيرمرد را كه از اتوبوس پايين ميرفت بدرقه كرد و با تعجب ديد كه پيرمرد به سوي دروازه آرامگاه خصوصي آن سوي خيابان رفت و كنار نزديك در ورودي نشست

                                                           49.amir@gmail.com

پیرمرد وپسرک واکسی

پيرمرد هر بار که مي خواست اجرت پسرک واکسي کر و لال را بدهد، جمله اي را براي خنداندن او بر روي اسکناس مي نوشت. اين بار هم همين کار را کرد. پسرک با اشتياق پول را گرفت و جمله اي را که پيرمرد نوشته بود، خواند. روي اسکناس نوشته شده بود: وقتي خيلي پولدار شدي به پشت اين اسکناس نگاه کن. پسر با تعجب و کنجکاوي اسکناس را برگرداند تا به پشت آن نگاه کند. پشت اسکناس نوشته شده بود: کلک، تو که هنوز پولدار نشدي!پسرک خنديد با صداي بلند؛ هرچند صداي خنده خود را نمي شنيد

                                                       ************

راهب

روزی روزگاری دو راهب، زیر رگبار و در جاده ای خارج از شهر به راه خود می رفتند که نا گهان سر یک پیچ دخترک جوان و زیبایی را دیدند که نمی توانست از گودال بزرگی که سر راهش بود، بگذرد.یکی از دو راهب گفت:"دختر جان، من کمکت می کنم." و بی درنگ او را در میان بازوان خود گرفت و آن سوی گودال بر زمین گذاشت.راهب دیگر، هیچ نگفت. دوباره به راه افتادند. تا اینکه شب هنگام به دیری رسیدند. وقت عبادت بود. پس از نماز، راهب دوم دیگر نتوانست خودداری کند و گفت:"برادر،تو خوب می دانی که لمس زنان بر ما راهبان حرام است، خصوصا زن های جوان و زیبا.پس تو چرا این کار را کردی؟"راهب اولی جواب داد:"من آن دخترک همانجا رها کردم اما تو هنوز او را همراه آورده ای

                                             ***************

پری

يك زوج در اوايل ۶۰ سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين. خانم گفت: اوووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم. پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM۲ در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري ۳۰ سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!! پري چوب جادوييش و چرخوند و……… اجي مجي لا ترجي و آقا ۹۲ ساله شد! پيام اخلاقي اين داستان مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ، ولي پريها… مونث هستند

                                        ******************

کفش بهشتی

تا كريسمس چند روز بيشتر نمانده بود و جنب و جوش مردم براي خريد هديه كريسمس روز به روز بيشتر ميشد. من هم به فروشگاه رفته بودم و براي پرداخت پول هدايايي كه خريده بودم، در صف صندوق ايستاده بودم. جلوي من دو بچه، پسري 5 ساله و دختري كوچكتر ايستاده بودند. پسرك لباس مندرسي بر تن داشت، كفشهايش پاره شده بود و چند اسكناس را در دستهايش ميفشرد. لباسهاي دخترك هم دست كمي از مال برادرش نداشت ولي يك جفت كفش نو در دست داشت. وقتي به صندوق رسيديم، دخترك آهسته كفشها را روي پيشخوان گذاشت، چنان رفتار ميكرد كه انگار گنجينهاي پر ارزش را در دست دارد. صندوقدار قيمت كفشها را گفت: 6 دلار. پسرك پولهايش را روي پيشخوان ريخت و آنها را شمرد: 3 دلار و 15 سنت. بعد رو كرد به خواهرش و گفت: فكر ميكنم بايد كفشها رو بگذاري سرجايش ...
دخترك با شنيدن اين حرف به شدت بغض كرد و با گريه گفت: نه! نه! پس مامان تو بهشت با چي راه بره؟ پسرك جواب داد: گريه نكن، شايد فردا بتوانيم پول كفشها را در بياوريم. من كه شاهد ماجرا بودم، به سرعت 3 دلار از كيفم بيرون آوردم و به صندوقدار دادم. دخترك دو بازوي كوچكش را دور من حلقه كرد و با شادي گفت: متشكرم خانم ... متشكرم خانم.
به طرفش خم شدم و پرسيدم: منظورت چي بود كه گفتي: پس مامان تو بهشت با چي راه بره؟ پسرك جواب داد: مامان خيلي مريض است و بابا گفته كه ممكنه قبل از عيد كريسمس به بهشت بره! دخترك ادامه داد: معلم ديني ما گفته كه رنگ خيابانهاي بهشت طلائي است، به نظر شما اگر مامان با اين كفش هاي طلائي تو خيابانهاي بهشت قدم بزنه، خوشگل نميشه؟ چشمانم پر از اشك شد و در حالي كه به چشمان دخترك نگاه ميكردم، گفتم: چرا عزيزم، حق با تو است مطمئنم كه مامان شما با اين كفشها تو بهشت خيلي قشنگ ميشه

                                    *********************

 

انزوا

مردي كه همسرش را از دست داده بود دختر سه سالهاش را بسيار دوست ميداشت. دخترك به بيماري سختي مبتلا شد، پدر به هر دري زد تا كودك سلامتياش را دوباره به دست بياورد، هرچه پول داشت براي درمان او خرج كرد ولي بيماري جان دخترك را گرفت و او مرد. پدر در خانه اش را بست و گوشهگير شد. با هيچكس صحبت نميكرد و سركار نميرفت. دوستان و آشنايانش خيلي سعي كردند تا او را به زندگي عادي برگردانند ولي موفق نشدند. شبي پدر روياي عجيبي ديد. ديد كه در بهشت است و صف منظمي از فرشتگان كوچك در جادهاي طلائي بهسوي كاخي مجلل در حركت هستند. هر فرشته شمعي در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز يكي روشن بود. مرد وقتي جلوتر رفت، ديد فرشتهاي كه شمعش خاموش است، همان دختر خودش است. پدر فرشته غمگين را در آغوش گرفت و او را نوازش داد، از او پرسيد: دلبندم، چرا غمگيني؟ چرا شمع تو خاموش است؟ دخترك به پدرش گفت: بابا جان، هروقت شمع من روشن ميشود، اشكهاي تو آنرا خاموش ميكند و هروقت دلتنگ ميشوي، من هم غمگين ميشوم. پدر در حالي كه اشكش در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پريد. اشكهايش را پاك كرد، انزوا را رها كرد و به زندگي عادي خود بازگشت

                               ********************

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

سلام

کاربرعزیزسلام .به خواست خدا قصددارم ازاین به بعد جهت تنوع هم شده داستانهای کوتاه را به سایرمطالب بیافزایم(البته به درخواست یکی دونفرازعزیزانی که لطف کرده وبه میل باکسم ایمیل فرستادندوچنین درخواستی داشتند)والبته به خاطر گل روی شما!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

عجيب ترين دانستني هاي دنيا

عجيب ترين دانستني هاي دنيا

 

در اين دنياي عجيب و غريب از ديدن خيلي از چيزها هاج و واج مي شوي اين هم گوشه‌اي از آن اطلاعات عجيب . در اين دنياي سرشار از شگفتي نميشه‌ خيلي از چيزها را باور نكني .

يك سوسك حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي كند تا اينكه از گرسنگي بميرد.
يك كوروكوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون در بياورد.
حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.
به طور ميانگين مردم از عنكبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!
اگر جمعيت چين به شكل يك صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد.
خطوط هوايي آمريكا با كم كردن فقط يك زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي كند.
ملت آمريكا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند.
چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
بچه‌ها بدون كشكك زانو متولد ميشوند. كشكك‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شوند.
پروانه‌ها با پاهايشان مي‌چشند.
ادرار گربه زير نور سياه مي‌درخشد.
تعداد چيني‌هايي كه انگليسي بلدند، از تعداد آمريكايي‌هايي كه انگليسي بلدند، بيشتر است!!
فيل‌ها تنها حيواناتي هستند كه نمي‌توانند بپرند.
فوریه 1865 تنها زماني بود كه ماه كامل نشد.
كوتاهترين جمله كامل در زبان انگليسي
I am است.
تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند.
اگر يك ماهي قرمز را در يك اتاق تاريك قرار دهيد، كم كم رنگش سفيد مي‌شود.
اگر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم كردن يك فنجان قهوه را توليد كرده‌ايد.
در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌كندند حتي ابروها ومژه‌ها
كوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد كه 38 دقيقه طول كشيد.
هيچ‌وقت نميتواني با چشمان باز عطسه كني.
هر تكه كاغذ را نمي‌توان بيش از 9 بار تا كرد.
اگرتمام رگ‌هاي خوني را در يك خط بگذاريم، تقريبا 97000 كيلومتر مي‌شود.
عدد 2520 را مي‌توان بر اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود، بدون آن‌كه خارج قسمت كسري داشته باشد.
30 برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي مي‌كنند، در زير خاك مدفون شده‌اند.
تنها حيواني كه نمي‌تواند شنا كند، شتر است.
يك ليتر سركه در زمستان سنگين‌تر از تابستان است.
قد انسان تا 20، 25 سالگي و گاها 40 سالگي بلند مي‌شود و از چهل سالگي به بعد، قد انسان هر دو سال حدود 6 ميلي‌متر كوتاه مي‌شود.
فقط با از دست دادن يك درصد از آب بدن، احساس تشنگي مي‌كنيم!
دهان انسان روزانه يك ليتر بزاق توليد مي‌كند.
تنها قسمت بدن كه خون ندارد، قرينه چشم است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

اندر فواید"خنده"

اندر فواید"خنده"

 

خنديدن به قدری برای سلامتی انسان خوب است که يک دقيقه قاه قاه خنديدن معادل 45 دقيقه ورزش ، انسان را سر حال می آورد .

پروفسور گونتر سيکل متخصص خنده در دانشگاه برلين در يک نشريه بهداشتی آلمانی نوشت که متخصصان خنده به مزايای جسمی خنديدن پی برده اند . وی گفت برای يک خنده درست و حسابی بيش از 80 عضله بدن به کار می افتد و در طول خنده بر خلاف اين همه کار ، بدن کاملاً احساس سلامتی می کند . وی گفت : در يک قهقهه ، شانه ها ، گلو ، گردن و ديافراگم تکان می خورند ؛ به طوری که عضلات بعضی ها که عادت به خنديدن درست و حسابی ندارند دچار گرفتگی می شود . قلب تندتر می زند ، فشار خون بالا می رود و سطح اکسيژن خون افزايش می يابد . همچنان که تعداد دفعات تنفس بيشتر می شود . احتمالاً مهمتر از همه اندورفين ، داروی مغزی ، ترشح می شود که نه فقط در انسان احساس سرخوشی به وجود می آورد بلکه از نظر بسياری از پزشکان يکی از بهترين داروهای طبيعی است . دکتر سيکل می افزايد پس از قطع خنده ، فشار خون دوباره پايين می آيد و هورمون های اضطراب کاهش و قدرت سيستم ايمنی بدن افزايش می يابد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

تبریک

السلام علیک یا باقرآل محمد(ص)

ولادت باسعادت پنجمین اخترتابناک آسمان ولایت وامامت حضرت محمدبن علی .باقرالعلوم(ع)رابه محضرولی عصر(عج)وشماکاربرعزیزتبریک وتهنیت عرض می نمایم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

تيغ زيبايي و خطر مرگ 1)

تيغ زيبايي و خطر مرگ 1)

زيبايي گرايشي كاملا طبيعي و مشترك بين تمامي انسان‌ها است اما امروزه گرايش به زيبايي به مرحله ظاهر پرستي و خودنمايي رسيده است. جوانان و نوجوانان و حتي ميانسالان به سبب گرايش‌ها و اقتضاي سني خود و با صرف هزينه‌هاي گزاف و قبول عواقب جسمي، رواني و حتي جاني درصدد كسب سهم بيشتر از زيبايي و به دنبال "زيباتر شدن " هستند.
نتايج يكي از آخرين نظرسنجي‌هاي انجام شده دركشور نشان مي‌دهد كه
نوددرصد زنان و سی درصد مردان قسمتي از جوارح خود را نمي‌پسندند و خواهان تغيير يا اصلاح آن هستند. بسياري از آنان با صرف هزينه‌هاي سرسام‌آور به انجام اين گونه جراحي‌ها اقدام مي‌كنند، با اين حال نه تنها تغيير چنداني در شكل و قيافه‌شان پيدا نمي‌شود بلكه در مواردي زيبايي اوليه و حتي جان خود را نيز در اين راه از دست مي‌دهند.
در حال حاضر جراحي بيني در كشور با هزينه متغيري در حدود
ششصدهزار تا چهارميليون تومان ، رتبه اول را در جراحي‌هاي معمول دارد. " فريد رمضاني " جوان بیست ساله كه به تازگي بيني خود را جراحي كرده است، گفت : پيش از اين از بزرگي بيني خود ناراحت بودم و هر بار كه جلوي آينه مي‌رفتم، از تصور اين كه با اين صورت ،اندازه و شكل بيني در كنار دوستان و آشنايان حاضر شوم، احساس بدي داشتم و اصلا اعتماد به نفس نداشتم.
وي افزود: بالاخره تصميم خود را گرفتم و با وجود مخالفت پدر و مادرم بيني خود را زير تيغ جراحي بردم و حالا از آن راضي هستم.

"مهتاب اصلاني " سی وشش ساله از جمله كساني است كه بيني خود را عمل كرده و فقط به اين دليل كه از حالت آن خوشش نمي‌آمد. وي به خبرنگار ايرنا گفت: با وجود مخالفت ديگران به خصوص خانواده عمل زيبايي بيني را انجام داد و الان اعتماد به نفس من بالاتر رفته است و از آن خيلي راضي هستم و شكل بيني من بسيار طبيعي به نظرمي‌رسد و كسي باورنمي‌كند كه عمل كردم. اما به رغم افرادي همچون " فريد " و " مهتاب " كساني هم هستند كه براي زيباشدن بيني هزينه و درد زيادي را متحمل شده‌اند ولي نتيجه اين عمل زيبايي براي آنان راضي‌كننده نبوده است.
" سارا " دانشجوي
بیست وچهارساله، با اشاره به اين كه پنج بار دماغش را عمل كرده است، گفت : بعد از هر عمل از بيني‌ام راضي نبودم بالاخره پس از سومين عمل، مشكل تنفسي پيدا كردم و بعد از عمل پنجم پزشكان گفتند ديگر نمي‌شود به دماغت دست بزنيم و البته الان هنوز هم از فرم و حالت دماغم راضي نيستم.
"محسن " جوان
بیست وهفت ساله نيز درباره جراحي بيني‌اش گفت : چهره تاثير بسزايي در اعتماد به نفس فرد دارد و در جامعه مي‌بينيم كه چهره زيبا به ويژه بيني مناسب باعث تعريف و تمجيد از قيافه مي‌شود.
اين در حالي است كه تب تند " زيباتر شدن " به ويژه در مورد جراحي بيني تنها در ميان جوانان نيست و از سوي ديگر تنها اختصاص به زنان ندارد بلكه مردان نيز به دنبال اين غريزه پنهان هستي هستند .
هرچند كه بايد اذعان كرد كه اين تب تند با افزايش سن به ويژه در مورد مردان زود عرق مي‌كند و كمتر مردان مسن را مي‌بينيم كه رو به جراحي بيني آورده‌اند.
دكتر" محسن نراقي " متخصص گوش ، حلق و بيني درباره گرايش بسياري از مردم به جراحي بيني به خبرنگار ايرنا گفت : جراحي بيني به دليل اين كه مهمترين عضو در مركز صورت است ، بيشتر توجه مردم را جلب كرده است.وي افزود: جراحي بيني در بيشتر كشورهاي ديگر جز شايع‌ترين جراحي‌ها است و شيوع زياد اين جراحي باعث شده بعضي‌ها اين را امر ساده تلقي كنند و از مشكلات آن غافل شوند.
اين متخصص يادآور شد : در كتاب‌هاي جراحي پلاستيك، بيني مشكل‌ترين جراحي در بدن عنوان شده ، زيرا عضوي است كه هر يك ميلي‌متر تغيير مثبت و منفي در آن موجب تغيير در چهره مي‌شود.
وي بابيان اين كه تغييرات در داخل بيني عوارض جبران ناپذيري به جا مي‌گذارد، گفت: اگر اين جراحي توسط افراد غيرمجرب و غيرمتخصص انجام شود، عوارض زيادي به جا خواهد گذاشت.
اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران تاكيد كرد: اگر مردم از اين عوارض اطلاع داشته باشند، در تصميم خود تجديدنظر مي‌كنند.
دكتر "محمدرضا يوشي" متخصص گوش، حلق و بيني درباره خطرات بعد از عمل جراحي بيني معتقد است : اگر عمل زيبايي با تعريف جديد باشد يعني " عمل زيبايي بيني، با حفظ عملكرد"، خطرات ناشي از آن به حداقل مي‌رسد و در اين رويكرد، ايجاد بيني معقول و منطقي مد نظر است.
وي توضيح داد: مثلا اگر بيني آن قدر كوچك شود كه تنفس را مختل كند، زيبايي فايده‌اي ندارد، من اگر مراجعه‌كننده ام خواسته نامعقولي داشته باشد، به چنين عملي دست نمي‌زنم.
به گفته اين متخصص بخشي از موفقيت عمل جراحي، به خود بيمار و ويژگي‌هاي فيزيكي‌اش برمي‌گردد چنانچه قدرت و اندازه غضروف و جهنده بودن يا نبودن آن تاثير زيادي در نتيجه عمل دارد، با اين حال، تجربه دكتر معالج است كه مي‌تواند اين موارد را بهتر تشخيص دهد.
** هر هفته يك نفر در كشور براثرانجام عمل ليپوساكشن مي‌ميرد طبق آمارهاي اعلام شده هر هفته يك نفر در كشور بر اثر انجام عمل ليپوساكشن جان خود را از دست مي‌دهد. بر اساس اين آمارها، از هر
صدزني كه اقدام به برداشتن چربي از بدن خود مي‌كند معمولا سه تا پنج نفر دچار مشكل مي‌شوند و اين در حالي است كه روزانه بين سی تا پنجاه نفربراي چنين عملي به مطب و كلينيك‌ها مراجعه مي‌كنند. هزينه ساكشن شكم (برداشتن چربي‌ها و كوچك كردن شكم ) حدود دو تا پنج ميليون تومان است. بر اساس گزارش يكي از بيمارستان‌هاي تهران خانمي چهل ساله كه براي برداشتن چربي‌هاي زايد شكمش از محل اقامتش در اروپا به تهران آمده بود، بعد از عمل به هوش نيامد و از دنيا رفت.
"زهرا احمدنيا" درباره تجربه يكي از نزديكان خود درمورد عمل ليپوساكشن گفت : چربي‌هاي شكم كه كهنه مي‌شود با رژيم رفع نمي‌شد بنابراين درصورت تمايل به از بين رفتن اين چربي‌ها، بايد به عمل جراحي تن داد.
وي گفت : بعد از عمل، دو ماه درد شديد وجود دارد بنابراين بسياري از افراد اگر از اين درد و عوارض آن مطلع باشند هرگز اين كار را نمي‌كنند.
دكتر"سارا قرباني" فوق تخصص جراحي پلاستيك در مورد عمل ليپوساكشن گفت : پس از فروكش كردن ورم‌هاي مربوط به عمل ، گاهي به دليل عدم رعايت اصول درست حراجي و ساكشن ، ناهمواري‌ها ، پستي و بلندي‌ها در بعضي از قسمت‌هايي كه ساكشن شده‌اند ايجاد مي‌شود از اين رو بيمار متوجه شود كه قسمت‌هاي ساكشن شده يكنواخت و يك‌دست نيستند. وي افزود : پزشكان نبايد به هر مراجعه‌كننده‌اي عمل را پيشنهاد كنند بلكه او بايد كاملا مورد بررسي قرار گيرد و اگر مشكل جدي دارد، پزشك او را كمك كند.

به اعتقاد اين متخصص ، بيماري كه شكم بزرگي دارد و روي گردن و شانه‌هاي او فشار مي‌آورد، بايد تحت عمل قرار بگيرد تا از بروز آرتروز يا تشديد آن و فاصله پيدا كردن مهره‌هاي گردن و نخاع جلوگيري شود زيرا با افزايش سن اين عوارض بيشتر مي‌شود ازاين رو فرد بايد زودتر مداوا شود.
ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 0:40 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

تيغ زيبايي و خطر مرگ 2)

تيغ زيبايي و خطر مرگ 2)

آنچه مسلم است هر چه بيشتر به آيينه نگاه كنيم بيشتر از چهره خود ايراد مي‌گيريم. در حال حاضر علاوه بر عمل‌هاي جراحي كه براي زيبايي بيني و ليپوساكشن ( برداشتن چربي‌هاي بخش‌هاي مختلف بدن ) انجام مي‌شود ، حدود پنجاه درصد از مراجعه‌كنندگان نيز از پوست خود ابراز نارضايتي مي‌كنند. امروزه ليفتينگ صورت ( جراحي پوست) در ميان زنان به ويژه افراد ميانسال بسيار رايج شده است. زنان با مراجعه به مطب‌هاي متخصصان پوست و زيبايي حاضر هستند هزينه بالايي را بپردازند اما چهره آنان به شكل مطلوب و رضايت بخش درآيد. هزينه جراحي و ليفتينگ صورت در حدود يك تا سه ميليون تومان، تزريق "كلاژن " به لب‌ها و تغيير فرم آن‌ها در حدود پانصدهزار تا يك ميليون تومان و كشيدن پلك دو تا سه ميليون تومان هزينه دارد.
"زهرا مصلحي"
چهل وپنج ساله كه به خاطر چين و چروك‌هاي صورتش تصميم دارد جراحي زيبايي انجام دهد، دراين مورد گفت: كشيدن پوست صورت با تزريق آمپول انجام مي‌شود كه تا هفت الي هشت ماه به صورت موضعي ، پوست را بي‌حس مي‌كند. به اين ترتيب فرد نمي‌تواند اخم كند و پوست صورتش جمع نمي‌شود. وي در مورد انگيزه خود گفت : افزايش اعتماد به نفس و جوان تر ماندن از دلايل اين كار است. ولي بايد گفت اين تزريق‌ها و به تبع آن صاف شدن پوست شايد زيبايي را براي همگان به ارمغان بياورد ولي عوارض و تبعات آن نيز زياد است و شايد امروز شاهد زيبايي باشيم اما فردا بايد منتظر بلاياي حاصل از آن باشيم.
دكتر " تورج مكرمي" متخصص پوست ، مو و زيبايي درباره خطرات برداشتن موهاي زايد يا جوان كردن پوست با استفاده از ليزر گفت : ملتهب و گرم شدن پوست از اثرات طبيعي استفاده از اين روش است كه با استفاده از كرم برطرف مي‌شود ولي مشكل ما در مورد افرادي است كه به ليزر حساسيت شديد دارند.
وي افزود: در برخي از افراد پس از اين عمل شاهد آوردن گوشت اضافه در صورت بوديم كه بسيار وحشتناك است .
به گفته اين متخصص هرچند اين افراد با حساسيت بالا نادر هستند ولي اين امر ممكن است اتفاق بيفتد.
دكتر " فريال فانيان" متخصص پوست وزيبايي كه خود اقدام به ليفتينگ پوست مي‌كند ، درمورد مشكلات بعد از عمل زيبايي پوست گفت : من فقط چين و چروك‌هاي ميان ابرو و صورت را عمل مي‌كنم و كنار لب و دهان را انجام نمي‌دهم، چون جواب نمي‌دهد. وي افزود: در صورت انجام عمل بر روي كناره لب و دهان، بعد از مدتي پوست اين قسمت جمع مي‌شود و به صورت غده درمي‌آيد. از سوي ديگر بسياري از روانشناسان افزايش جراحي زيبايي اعم از بيني، پوست، شكم و غيره را در ميان زنان و مردان ناشي از مشكلات رواني مي‌دانند.
دكتر"علي رستم‌پور" روانشناس در اين مورد به خبرنگار ايرنا گفت: امروزه جوانان براي زيبا يا زيباتر شدن به مرگ هم راضي هستند، شايد فرهنگ‌سازي غلط جامعه عامل مضاعفي شده است تا اين تب تند كه امروزه‌به صورت يك اپيدمي در جامعه درآمده است، حالا حالاها فروكش نكند.
وي افزود: امروزه شاهديم اكثر هنرپيشه‌هاي تلويزيون و سينما با انجام اعمال مختلف جراحي زيبايي، خود به خود و طي جريان ناخواسته براي جراحان زيبايي تبليغ مي‌كنند.
رستم پور با اشاره به اين كه جراحي زيبايي در زنان بيشتر است، اظهار داشت: در ايران زنان نمي‌توانند نواقص چهره خود را با آرايش مو پنهان كنند، بنابراين كوچكترين نقص در چهره به ويژه در بيني به عنوان برجسته ترين عضو صورت به شكل بارز نمايان مي‌شود.
اين روانشناس ادامه داد: تحقيقات نشان داده است آنهايي كه خوشبينانه‌تر تن به‌چنين جراحي‌هايي مي‌دهند، معمولا از نتيجه عمل هم بسيار راضي‌تر هستند.
رستم پور با بيان اين كه تحقيقي نشان نداده است كه تمام كانديداهاي جراحي زيبايي پس از عمل به اعتماد به نفس بيشتري دست پيدا مي‌كنند، گفت: خصوصا آن دسته از بيماراني كه از افسردگي رنج مي‌برند، بسيار بعيد است كه با چنين كارهايي بهبود چشمگيري در حال و روزشان ايجاد شود.
اين روانشناس، پايين بودن اعتماد به نفس،وجود فضاهاي مجازي در جامعه، بي‌هويت شدن آدم‌هاي مجازي ، پايين آمدن كيفيت زندگي و افزايش كميت آن را از مواردي دانست كه موجب گرايش به نيازهاي كاذب در جامعه به ويژه در نسل جوان مي‌شود.
دكتر"علي نجفي‌توانا" روانشناس نيز در گفت و گو با خبرنگار ايرنا، ريشه جراحي زيبايي يا اقدامات جدي براي زيبايي را عمدتا در تمايلات فرد براي رفع نقايص ظاهري جسمي دانست.
وي گفت: شخص به دليل مقايسه خود با ساير افراد در برخي از حالات جسمي مانند گوش، بيني، صورت و غيره در سن جواني كمبود احساس مي‌كند و باانجام اين عمل قصد از بين بردن نقص جسمي و ظاهري دارد.
نجفي توانا با بيان اين كه فرهنگ چشم‌وهم‌چشمي نيز از دلايل روآوردن افراد به ويژه زنان به جراحي براي زيبايي است، گفت : اين افراد سعي در جلب كردن نظرها به سوي خود دارند.
وي ادامه داد: گروهي از افراد نيز با پا به‌سن گذاشتن براي جوان ترشدن به جراحي زيبايي روي مي‌آورند.
به گفته اين استاد دانشگاه ريشه‌ها اين كارها در اعتماد به نفس پايين ، ضعف شخصيت و ميل به جلب نظر بيشتر بر مي‌گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

راز سوزاندن چربي (300 درصد سريعتر)

راز سوزاندن چربي (300 درصد سريعتر)

چه ساعتی از روز بهترین زمان برای انجام تمرینات ورزشی ایروبیک است؟ جواب این سوال این است: هر ساعتی که مایل باشید. مسئله ی مهم فقط انجام دادن آن است. ورزش های مداوم قلبی-عروقی مثل پیاده روی، پله نوردی و دوچرخه سواری به مدت حداقل 30 دقیقه باعث سوختن چربی می شود و اهمیتی ندارد که چه ساعتی از روز انجام می گیرد. هرچند، اگر می خواهید از هر دقیقه ی آن نهایت استفاده را ببرید، بهتر است که زودتر از خواب بیدار شده و صبح ها قبل از اولین وعده ی غذایی این تمرینات را انجام دهید. انجام تمرینات با شکم خالی سه مزیت عمده نسبت به سایر ساعات دارد:

صبح زود قبل از خوردن هر چیزی، سطح گلیکوژن در ماهیچه ها و کبد پایین است. اگر ساعت 7 شب شام صرف می کنید و ساعت 7 صبح نیز صبحانه تان را میل می کنید، 12 ساعت بدون غذا خوردن را گذرانده اید. در این 12 ساعت گرسنگی و غذا نخوردن سطح گلیکوژن پایین می آید تا گلوکز مورد نیاز بدن را تامین کند. در نتیجه، شما با بدنی خالی از گلیکوژن و سح قند پایین از خواب بیدار می شوید و بدن آماده ی سوزاندن چربی هاست. میزان چربی که می توانید بسوزانید نا مشخص است اما تحقیقات نشان داده است که در این حالت تا 300% بیشتر چربی می سوزانید.

دوست دارید بدانید که این چطور انجام می گیرد؟ بسیار ساده است. کربوهیدرات (گلیکوژن) اولین و مهم ترین منبع انرژی برای بدن شماست. زمانی که مقدار کمی از این منبع انرژی وجود داشته باشد، بدن شما مجبور می شود از منبع دومی برای تهیه انرژی استفاده کند. که چربی است. اگر شما حرکات ورزشی را دقیقاً بعد از صرف غذا انجام دهید، همچنان چربی خواهید سوزاند اما میزان کمتری چون در درجه ی اول کربوهیدرات های مصرف شده تان را می سوزانید. برای سوخت همیشه معمولا ترکیبی از کربوهیدرات و چربی سوخته می شود، اما بنا بر زمان ورزشتان می توانید میزان سوختن چربی را بالاتر ببرید. اگر نمی توانید صبح های زود حرکات ورزشی خود را انجام دهید، زمان دوم پس از انجام تمرینات وزنه است. تمرینات وزنه در حالت عادی بی هوازی است به همین دلیل گلیکوژن را کاهش می دهد.

دومین مزیت انجام تمرینات صبح زود در اثرات بعد از این ورزش ها است. وقتی این تمرینات ورزشی قلبی-عروقی را انجام می دهید، نه تنها در تمرینات چربی میسوزانید، بلکه همچنان پس از اتمام تمرینات نیز چربی می سوزانید. چرا؟ چون تمرینات شدید متابولیسم بدن را حتی برای ساعت ها پس از تمام شدن ورزش بالا نگاه می دارد. اگر تمرینات را هنگام شب انجام دهید، در طی تمرین چربی میسوزانید اما از مزیت دوم دیگر بهره ای نخواهید برد چون وقتی به خواب می روید متابولیسم بدنتان سریعاً پایین می آید.

سوزاندن چربی تنها دلیل انجام تمرینات در صبح زود نیست. سومین مزیت انجام تمرینات صبح زود، اشتیاق و انرژی است که همه ی روز با شما می ماند. هر چه تمرینتان سخت تر باشد، میزان این انرژی و شور و شوق به دست آمده هم بیشتر خواهد شد.

ممکن است صبح زود از خواب بیدار شدن برایتان دشوار باشد، اما همیشه کارهایی سختی را که به اتمام رسانده اید را به خاطر داشته باشید. چقدر برایتان شیرین و عالی بوده است... برای انجام این کار همیشه نتایجی را که به دست خواهید آورد را در ذهن نگاه دارید. کمک کم این مسئله برایتان به صورت عادت درخواهد آمد و دیگر دشواری روزهای اول را نخواهد داشت. با این کار همه ی روز شاد می مانید و انرژی فوق العاده ای برای انجام کارهایتان خواهید داشت. فشارهای روحی و استرستان نیز کاهش پیدا خواهد کرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 1:11 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

در بيان خشم خود جسور و منطقي باشيد نه پرخاشگر

در بيان خشم خود جسور و منطقي باشيد نه پرخاشگر

خشم مي تواند يك رنجش و ناراحتي زودگذر باشد و يا يك عصبانيت تمام عيار، در هر حال پديده‌اي كاملا طبيعي است و مانند ساير احساسات نشانه سلامت و تندرستي و عواطف انساني مي باشد، اما هنگامي كه از كنترل خارج شود، مي تواند به يك حس مخرب و ويرانگر تبديل شود و پيامدهاي ناگوار در محيط كار، روابط شخصي و در تمامي عرصه‌هاي زندگي شما به وجود آورد.همه ما با حالت روحي خشم آشنا هستيم و در زندگي بارها آن را تجربه كرده ايم. خشم نوعي هيجان روحي است كه اغلب بر اثر واكنش شخص نسبت به رفتار ناشايست ديگران بروز مي‌كند.

همچنين خشم مي‌تواند حس خود بزرگ بيني را در شما زنده كند. و زودتر ازآنچه تصور مي‌كنيد به سلامت شما آسيب مي رساند.خشم يك نوع احساس است كه همواره بين دو حالت متغير است: خشم مي تواند عصبانيت و ناراحتي جزئي و يا در نوع حاد آن، واكنشي جنون آميز باشد.

عصبانيت مي‌تواند به دليل حوادث و رويدادهاي بيروني و يا تغييرات دروني باشد. ممكن است شما از شخص خاصي مانند همكاران، اعضاء خانواده و يا رئيس خود رنجيده باشيد و رفتار آن ها باعث عصبانيت شما شده باشد و يا ترافيك و شلوغي شهر شما را خشمگين كند.

فكر كردن و نگراني در مورد مسائل و مشكلات روزمره و يا به يادآوردن وقايعي كه قبلا باعث خشم و ناراحتي شما شده اند نيز از عواملي هستند كه مي توانند خشم شما را برانگيزند.بيان كردن خشم، صحبت كردن پرخاشگرانه و عكس العمل تند و خشن حالتي غريزي است كه اكثر ما هنگامي كه خشمگين مي شويم، از خود بروز مي‌دهيم.

ابراز كردن خشم به اين معناست كه در بيان خشم خود جسور و منطقي باشيد نه پرخاشگر، اين روش منطقي‌ترين راهكار براي ابراز خشم است. شما بايد ياد بگيريد كه چگونه رفع اتهام كنيد و خود را تبرئه نمائيد و چگونه به اين هدف بدون صدمه زدن به ديگران برسيد.جسور بودن به اين معني نيست كه قلدر باشيد و به ديگران زور بگوييد، بلكه به اين معني است كه براي خودتان و ديگران ارزش قائل باشيد و با احترام رفتار كنيد و مشكلاتتان را از راه منطقي حل كنيد.

سركوب كردن خشم راه حل ديگري است براي مهار عصبانيت و سركوب خشم و جهت دادن و تبديل آن به رفتارهاي ديگر. راهكار آن هم به اين صورت است كه هنگامي كه خشمگين مي شويد، در مورد موضوعي كه باعث خشم شما شده است، فكر نكنيد و بجاي آن به چيزهايي خوب و مثبت بيانديشيد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

چگونه در دل شوهر راه یابیم؟ (برای خانمهای خوب ایران زمین)

چگونه در دل شوهر راه یابیم؟

نشاط، سرزندگی و خوشرویی شما اگر همراه با حوصله و صبوری باشد، باعث می شود که شوهرتان خوشبخت ترین مرد عالم باشد. مردی كه خسته و كوفته از فشار محیط كار به خانه می آید، در پی مكان امنی است تا تجدید قوا كند.
 - وقتی زن رنجیده می شود چه می كند؟

- به شوهرش بی احترامی می كند و دانسته یا ندانسته او را نزد دیگران تحقیر می كند.

- هیچ یك از كارهای اشتباه خویش را نمی بیند و منطق و انصافش را نسبت به شوهر از دست می دهد.

- به خواسته های شوهر ترتیب اثر نمی دهد و ناخودآگاه سعی می كند او را عصبانی كند.

- به حسودان و معاندان میدان می دهد تا از شوهرش انتقاد كنند.

- با كوچكترین چیزی جنجال به پا می كند، خانه را به خوبی اداره نمی كند، با مهمان ها بدرفتاری می كند و...

و با این شرایط روحی زن، فضای خانه متشنج و زندگی در آن برای همگان سخت می شود.

و اما راه چاره چیست؟ حتی زوج هایی كه عاشق یكدیگر هستند گاهی در برخورد با یكدیگر دچار رنجش می شوند، زیرا به طور طبیعی وقتی كسی را دوست داریم از او توقعاتی داریم و گاهی از او بیش از دیگران توقع داریم، هنگامی كه انتظارات مان برآورده نمی شود می رنجیم. البته رنجش امری طبیعی است اما باید مراقب باشیمهرگز و تحت هیچ شرایطی رنجش خود را از همسر پوشیده نداریم، زیرا:

«رنجش های كوچك همچون طاعون، عشق را نابود می كند.» (لئو.اف. بوسكالیا)

رنجش های كوچك در روحمان انباشته می شود و سرانجام به آستانه انفجار می رسیم. در این مرحله است كه جرقه ای می تواند آتش خشم بی پایان ما را شعله ور كند. داد و فریاد راه می اندازیم، بد و بیراه می گوییم، ناله و شیون سر می دهیم و ارتباط را خراب می كنیم.

در اینجا قصد داریم شما را با دو فن مهم آشنا كنیم:

1 - فن گفتگو: اوایل ازدواج همه كوتاه می آیند، اغماض می كنند، از یاد می برند، می بخشند و زود آشتی می كنند. اما پس از مدتی هیچ یك كوتاه نمی آیند، اغماض نمی كنند، از یاد نمی برند و نمی بخشند. همه چیز از زیر ذره بین رد می شود، زود می رنجند و می رنجانند. بعد هم می گویند چرا من برای آشتی پیشقدم شوم. متأسفانه این روند به مرحله ای می رسد كه زوج نتیجه می گیرند حرف زدن فایده ای ندارد. «او كه اصلاً به حرفم گوش نمی دهد، تا حالا چند بار امتحان كرده ام، او خودخواه است و حرف، حرف خودش است.»ممكن است شما با هم صحبت نكنید اما زندگی مشترك همچنان ادامه دارد. ناگزیر برای شناخت طرف مقابل و خواسته های او به حدس و گمان متوسل می شوید و مشخص است كه این شناخت نمی تواند درونی و عمیق باشد.همسر رنجیده می كوشد حقانیتش را ثابت كند. معتقد است رفتاری به دور از عدالت با او شده. اگر طرفین قدمی برای رفع رنجش خود برندارند مدام بر میزان آن افزوده می شود و كار به قهر می كشد. در تمامی مراحل فوق هم صحبت شدن می توانست درهای آشتی را بگشاید. گاه خجالت باعث می شود برای رفع دلخوری قدم پیش نگذاریم. گاه از واقعیت فرار می كنیم و مشكل را رها می سازیم، گاهی هم مایلیم دیگران را شبیه خود كنیم. اما باید دست از خودخواهی برداریم. باید بپذیریم یك رابطه مورد پسند بر حس احترام به عقیده و گفتار طرف مقابل استوار است.

«پیش از ازدواج چشم ها را خوب باز كنید و بعد از آن، كمی آنها را روی هم بگذارید.» (فرانكلین)

باید همسرمان را همان طور كه هست قبول كنیم. برای این كه به خواسته های منطقی مان توجه كند باید به خواسته اش احترام بگذاریم. باید به شیوه پسندیده ای با او حرف بزنیم. اگر با او حرف نزنیم از كجا بداند كه ما چه خواسته ای داریم. آنها كه معتقدند از گفتگو نتیجه ای نمی گیرند باید بدانند با شیوه حرف زدن، آشنایی كافی ندارند.وقتی با همسر خود درددل كردیم و كدورت ها رفع شد آنگاه به این نكته پی می بریم كه:

«آنچه استحقاق نگرانی و تشویش را داشته باشد، هرگز وجود ندارد.» ( پلاتو)

2 - فن رفع دلخوری: در زندگی زناشویی دلخوری ها، شكایات و مشاجره ها فراوان است، اگر چنین نباشد باید نگران بود زیرا به یقین رابطه زوج به سردی می گراید، نسبت به همسر بی اعتنا می شوند و یکدیگر را دوست ندارند زیرا از هم نمی رنجند. هر گفتگویی شیوه ای دارد كه اگر به همه نكاتش توجه شود پایانی خوش خواهد داشت.اكنون راه های گله گذاری خوب را شرح می دهیم تا بتوانید این مرحله حساس را درست طی كنید:

- پیش از صحبت سعی كنید خود را جای همسرتان بگذارید. با این كار بهتر به مشكلات او پی می برید.

- پیش از صحبت با همسر، هرگز موضوع را با دیگران مطرح نكنید، زیرا ممكن است گفته هایتان را به او تحویل دهند و او را علیه شما بشورانند.

- در ابتدای صحبت تأكید كنید قصد شما از مطرح كردن رنجش، رفع سوءتفاهم است. زیرا قهرهای طولانی و جدال بیهوده است و راه به جایی نمی برد.

- سعی كنید از نكات مثبت كارهای اخیر او یا آنچه از او پسندیده اید ذكری به میان آورید تا فضای مذاكره صمیمی شود.

- تأكید كنید ممكن است مقصر این ماجرا خودتان باشید. بنابراین محض رفع دلخوری اقدام به صحبت كرده اید. اگر تقصیری داشته اید حتماً آن را به زبان آورید و از همسرتان پوزش بخواهید. این كارتان جو گفتگو را بهبود می بخشد و همسرتان فكر نمی كند محاكمه ای در كار است. در ضمن او نیز آماده پذیرفتن اشتباهاتش می شود.

- ضمن حل مسائل سعی كنید حرفهایتان را با زخم زبان، كنایه، تحقیر و تمسخر بیان نكنید. زیرا وضع از آنچه هست بدتر می شود.

- هرگز همسرتان را با دیگران مقایسه نكنید و مزایای آنها را به رخش نكشید. اگر می خواهید مقایسه ای در كار باشد سعی كنید او را با خودش، یعنی خطای احتمالی اش را با رفتار خوب خودش در موقعیتی دیگر مقایسه كنید.

- از دلخوری ها و رنجش های كوچك شروع كنید و از گذشته های دور یاد نكنید. پس از رفع دلخوری او را وادار نكنید به گناهش اعتراف كند و از شما عذر بخواهد. این امر غرورش را از بین می برد و جری اش خواهد كرد.

- از یكدندگی بپرهیزید و لجبازی نكنید. اگر موردی در آن جلسه حل نشد، گفتگو را به بعد موكول كنید.

- هنگام گفتگو اگر همسرتان خواست حرفی بزند مانعش نشوید و سراپا گوش باشید. فرصت دهید تا اظهار نظر كند. با این رفتارتان ثابت می كنید او نیز دارای حق و حقوقی است. از طرفی همسر شما با حرف زدن تخلیه روانی می شود. وقتی گفته هایش تمام شد آرامش و راحتی زیادی احساس خواهد كرد و پیش خود خواهد گفت: «من هم حرفم را زدم» به این ترتیب امكان آشتی و رسیدن به تفاهم فراهم می شود.

- به هر شكل كه می توانید رفع دلخوری را جشن بگیرید- با هدیه دادن شاخه گلی یا هر چیز جزئی مورد نیاز طرف مقابل- خانم می تواند كیك یا شیرینی بپزد، آقا می تواند دعوت به عصرانه یا شامی در بیرون از منزل كند و...

همیشه به یاد داشته باشید كه آشتی های اجباری كه در آن هیچ كدام از طرفین در خود تغییری نمی دهند بنیانی سست دارد.

«بعد از یك سال زندگی زناشویی دیگر زن و مرد به فكر زیبایی صورت هم نمی افتند و برعكس فقط متوجه خلق و خو و رفتار یكدیگر می شوند.» (ساموئل اسمایلز)

- مراقب حساسیت های شوهرتان باشید

برای همسر خود ارزش و احترام قائل باشید، سخنش را قطع نكنید. اگر در محافل احترام لازم را به او نگذارید نباید انتظار داشته باشید دیگران برایش ارزش قائل شوند. همواره باید در كنار شوهرتان باشید نه در مقابل او؛ اگر چنین كردید باید تاوان خطاهایتان را هم بپردازید. اگر كسی بی احترامی ببیند به كسانی رو می آورد كه تحسین و تشویقش می كنند.

اگر در مجالس كسی به شوخی شوهرتان را دست انداخت، از شوهر خود حمایت كنید. در مهمانی ها مراقب شیطنت های اطرافیان باشید؛ معمولاً بی غرض نیستند. زندگی سعادت بار، ناشی از مراقبت های زوجین است. مردان هر ضعفی داشته باشند مایلند مورد محبت و احترام همسرشان واقع شوند. مواظب باشید به دام آدم های حسود و دو به هم زن نیفتید كه رهایی از شر آنها آسان نیست.

اگر همسرتان عیبی دارد مواظب باشید در هیچ شرایطی با دیگران در میان نگذارید. «چرخ زندگی باید به دست خودتان بچرخد، آن را به دست دیگران ندهید كه در جهت منفعت و مصلحت شما نمی چرخانند.»

- سنگ صبور شوهر باشید

نشاط، سرزندگی و خوشرویی شما اگر همراه با حوصله و صبوری باشد، باعث می شود شوهرتان خوشبخت ترین مرد عالم باشد. مردی كه خسته و كوفته از فشار محیط كار به خانه می آید پی مكان امنی است تا تجدید قوا كند.

سعی كنید غمخوار شوهر باشید و در ناراحتی هایش شریك باشید. وقتی از سختی ها و مشكلات می گوید فقط گوش كنید، او در این لحظه محتاج پند و اندرز نیست. هیچ گاه از اشتباهات یا اعتراف هایش چماقی علیه او نسازید و اسیر جملاتی مثل «من كه گفته بودم این كار را نكن» نشوید. پس ملكه ذهن خود كنید كه شوهرتان به شدت به شما نیاز دارد و نباید كاری كنید كه از شما فاصله بگیرد.

«خداوند شایستگی زن را در قلب او قرار داده است.» ( لاما رتین)

- شكم مرد، دروازه قلب اوست

مردها دو گروه هستند: گروه اول مردهایی هستند كه خیلی كم غذا می خورند اما به كیفیت آن و نحوه چیدن میز بسیار اهمیت می دهند. این دسته از مردها معمولاً یكی - دو غذا را خیلی دوست دارند. پختن غذاهای مورد علاقه شوهرتان ابراز غیرمستقیم مهر و محبت به اوست. با این كار به او می گویید: « تو برای من مهم هستی و خواسته هایت در درجه اول اهمیت قرار دارد. به خاطر توست كه غذای مورد علاقه ات را پختم و در چیدن میز نهایت سلیقه و حوصله را به خرج دادم.»

گروه دوم مردان شكم پرست هستند و دوست دارند غذاهای چرب و سرخ كرده بخورند. حتی اگر با شوهرتان قهر هستید، باز هم از شكم او نزنید. اما اگر شوهر اضافه وزن یا سوء هاضمه داشت چه باید بكنید؟

اگر می بینید غذای چرب و سرخ كرده سلامتی او را به خطر می اندازد از آن صرف نظر كنید و به تدریج به غذاهای رژیمی روی بیاورید. زیرا سلامتی شوهرتان از هر چیز دیگری مهمتر است. ولی برای این كه سروصدای شوهر شكم پرست تان در نیاید به او وعده بدهید هفته ای یكی- دوبار غذاهای مورد علاقه اش را خواهید پخت. مطمئن باشید دلخوری همسرتان موقتی خواهد بود زیرا پس از مدتی به این گونه غذاها عادت می كند. ممكن است در ظاهر حرفی نزند اما وقتی می بیند مراقب سلامتی اش هستید در باطن شما را ستایش می كند.

- چگونه مرد را در انجام كارهای خانه شركت بدهید

بیشتر مردانی كه از زیر بار كار خانه، شانه خالی می كنند مدعی هستند همسرشان كار آنها را قبول ندارد و مدام ایراد می گیرد. «هر وقت می خوای كمك كنی كار منو زیادتر می كنی» ،«بلندشو برو پی كارت، تو بلد نیستی سبزی پاك كنی»، «مزاحم نشو. تو كار نكنی بهتر است» و بعد همین خانم پیش مشاور می آید و می گوید: «شوهرم مسئولیت پذیر نیست و كمكم نمی كند.» بنابراین خانم های محترم چاره ای ندارند جز انتخاب راه هایی كه امكان همكاری مردان را در خانه بیشتر می كند.نكات زیر شما را در این مهم یاری می دهد:

- به مرد فرصت دهید كارهایی را انجام دهد كه به آنها علاقه مند است.

- غـُرغـُر كردن و نالیدن از فشار كار، چاره درد نیست. ببینید چگونه می توانید شوهرتان را به كار تشویق كنید.

- اگر شوهرتان كاری را ناشیانه انجام داد ملامتش نكنید وگرنه قهر می كند و دیگر دست به سیاه و سفید نمی زند. هر كار خوب او را تحسین كنید تا به انجام باقی كارها ترغیب شود.

- به تدریج شوهرتان را متوجه كنید به كمكش نیاز دارید و این كمك، وظیفه اوست.

- برای مرد تكلیف تعیین نكنید که كدام كار وظیفه اوست. مردان دوست ندارند تحت قید و بند در آیند. بگذارید به میل خود سهمی از كار خانه را به عهده بگیرند. به شوهرتان فرصت دهید وظیفه اش را انجام دهد، اگر آن را از یاد بُرد یا تنبلی كرد جنجال راه نیندازید و صبوری و متانت به خرح دهید. «اگر به عشق اجازه دهید آزادانه جاری می شود و بر هر مانعی غالب خواهد شد» ( برایان ال.وایز.دی)

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 11:48 بعد از ظهر  توسط رضا  | 

مایک شینودا "

مایک شینودا " ٬ یک نیمه ژاپنی ٬ که نام کامل او « مایکل کن جی شینودا » است . در یازدهم فوریه ۱۹۷۷ در آگورای کالیفرنیا به دنیا آمد .او عاشق گروه موسیقی " Tool " است . او علاقه ی زیادی به غذاهای ژاپنی دارد . مایکل یا همان طور که امروز معروف است مایک ٬ از ده سالگی آموزش موسیقی را آغاز کرد و این عشق دیوانه وار در نواختن آهنگ های کلاسیک هنوز هم در وجود مایک دیده می شود . « پیانو برای من یک عشق بود و برای خانواده ام یک افتخار ٬ چون هر بار که به مکانی برای میهمانی می رفتیم و از قضا در آنجا یک پیانو بود مجبور می شدم برای سربلندی والدینم یک قطعه معروف را بنوازم .اما همین اواخر بود که از آنها شنیدم رفتار دیوانه وار من روی سن و جلوی جمع باعث سرافکندگی شان می شود و خب... شاید آنها دوست داشتند من بتهوون بشوم چون تمام خاندان ما عاشق کارهای کلاسیک بودند .»

مایک و براد هر دو در یک دبیرستان در منطقه ی آگورا تحصیل می کردند . این دو یکدیگر را در کلاس هفتم ملاقات کردند ٬ جایی که مایک به براد از عشق خود به صدای خوانندگان زن گفت و اینکه می خواهد یک روز گروهی متعلق به خود داشته باشد .

«کلاس سوم بودم و عاشق خواننده هایی چون مادونا ٬ کیتی ٬ اسنیکر پیمیز و پورتیزهد ٬ البته "
Garbage" در اوج همه اینها قرار داشت ٬ یادم هست وقتی سر کلاس صدای خواننده گروه یعنی پیل کیدز را تقلید می کردم معلم ما چنان به خشم می آمد که مرا با کتک به اتاق مدیر برد و با زور از من تعهد گرفت که دیگر این کار را تکرار نکنم . حتی بدتر از آن مرا از زنگ ناهار و زنگ تفریح هم ممنوع کردند.»او اکنون به خواننده زن "Dido " که حتما می شناسید ٬ علاقه دارد .

مایک برعکس براد عاشق تحصیل بود و هرگز آن را فدای موسیقی نکرد . اندک زمانی بعد ٬ وارد کالج طراحی پاسادانا می شود و در رشته تصویرگری کتاب قبول می شود ٬ اما پس از مدتی به طراحی گرافیکی روی می آورد و تغییر رشته می دهد ٬ این بار با جدیت بیشتری رشته تحصیلی خود را دنبال می کند به طوری که برای افزایش میزان تجربه عملی خود همزمان به کار هم مشغول می گردد .مایک شروع به طراحی آرم و لوگو برای شرکت های توزیع و بسته بندی فرآورده های موسیقی نمود و همزمان درسش را هم ادامه می داد . ترم هشتم و در واقع ترم پایانی تحصیلات دانشگاهی وی مصادف بود با اولین کنسرت گروه لینکین پارک که درست در میانه تحصیلات وی پایه ریزی شده بود و مایک هم یکی از پایه گذاران این گروه بود.

«اوایل عاشق موسیقی کلاسیک بودم ٬ اما هر لحظه که بزرگتر می شدم علاقه ام نیز عوض می شد ٬ مدت کوتاهی دیوانه "
Jazz " و صدای اعجاب آور آن بودم و بعد هم نمی دانم جطور شد که " Hip Hop " را شناختم . ام رفته رفته فهمیدم که راک و متال چیز دیگری هستند.

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 2:1 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

چرا «خنده» بر هر درد بي درمان دواست؟

چرا «خنده» بر هر درد بي درمان دواست؟ 

حتما تا به حال عبارت «خنده بر هر درد بي درمان دواست» يا «بخند تا دنيا بهت بخنده» را نه يکبار بلکه شايد چندين بار هم شنيده باشيد. اما آيا تا به حال شده که به اين عبارت کمي با تامل و دقت بيشتري بيانديشيد و بعبارتي ديگر ريشه يابي کنيد که چرا وقتي انسان ها خودشان اعتراف مي کنند که چنين دارويي دارند ولي باز در جوامع مختلف اين همه بيماري و ناهنجاري و مشکلات وجود دارد؟! و چرا انسان هايي که خودشان مي گويند «خنده بر هر درد بي درمان دواست» از اين دوا استفاده بهينه را نمي برند؟! يا اينکه چرا نمي خندند تا دنيا هم به آنها بخندد؟! به هر روي در اين مطلب برآنيم تا به بررسي تاثيرات فرآيندي به نام «خنده» و اينکه چرا «خنده»، شد درمان هر در بي درمان، بپردازيم. اگر موافق هستيد با يک لبخند با ما تا انتهاي اين مطلب همراه باشيد.
نگرش ما نسبت به زندگي و توانايي هايمان در راه مقابله با مشکلات به نوع روابطمان و بويژه رابطه هاي صميمي تر بستگي دارد. زمانيکه ترشرويي در رابطه اي وجود داشته باشد، هر فردي در زندگي خود احساس خلا پيدا مي کند و دليل آن نيز اين امر مي باشد که کيفيت زندگي ارتباط شديدي بر روي تعادل روحي و رواني افراد مي گذارد. اگر مي خواهيد از زندگي خود راضي باشيد، بنابراين بايد رابطه ها را شاداب و با نشاط نگه داريد. آمار طلاق حاکي از آن است که ما به هيچ وجه در اين امر موفق ظاهر نشده ايم. خيلي از ازدواج ها به طلاق منجر مي شود و پايان هاي ناگواري را به همراه مي آورند. بسياري از آن ازدواج هايي هم که به قوت خود باقي مي مانند، زوجين به اندازه کافي شاد و خوشحال نيستند. البته بايد ذکر کنيم که بيشتر مردم ارزش يک رابطه سالم را مي دانند و بدون توجه به اينکه چند بار ممکن است در عشق شکست بخورند، باز هم با اميد فراوان به راه خود ادامه داده و به آينده اميدوارند. به همين دليل مطالبي در اين زمينه که در کتاب هاي مربوط به روابط و بحث ها و برنامه هاي تلويزيوني وجود دارند، وقت مردم را به خود اختصاص مي دهند. و برخي از آنها ممکن است که بر روي زوج هاي خوشحال و يا ناراحت تاثيرگذار واقع شوند. اما از ميان تمام فاکتورهايي که براي ايجاد جوي مساعد در روابط خانوادگي پيشنهاد مي شود يک راه حل وجود دارد که تاکنون از آن کمتر به عنوان يک مداوا ياد شده و اين در حالي است که هر فرد آرزوي آن را مي کند و همواره ميزان بيشتري از آن را درخواست مي کند. حتما متوجه منظور شده ايد، آن چيزي نيست جز «خنده.» البته واضح است که بيشتر زوج هاي شاد و خندان به وقايع خنده دار و فيلم هاي خنده داري که در تلويزيون مشاهده مي کنند، مي خندند. و مهمتر از هر چيز اين است که هيچ گاه به يکديگر خرده نمي گيرند و سر خودشان را با جوک هايي که از طريق ايميل، پيامک و...به دستشان مي رسد گرم مي کنند. اما خنده اي که در خانه رشد کند يکي از نيازهاي ضروري زوج هاي ناراحت و غمگين است. خنديدن يکي از نيازهاي اوليه و از انواع ضروري آن مي باشد که تنها مختص انسان ها مي باشد و نشان دهنده زندگي اجتماعي است.(زمانيکه هيچ شنونده اي در مقابل شما وجود نداشته باشد هيچ خنده اي هم به وجود نمي آيد). خنديدن باعث پيوند دادن انسان ها به يکديگر مي شود و ذهن گوينده و شنونده را با هم هماهنگ کرده و نشان مي دهد که از نظر احساسي با هم موافق نظر هستند. دکتر «رابرت پروواين»، متخصص عصب شناسي، معتقد است; مبحث خنديدن آنقدر پيچيده است که نمي توان در ازمايشگاه ها در مورد آن بحث کرد. به جاي آن او موقعيت هاي خنده آوري را که به خودي خود ممکن است در زندگي روزمره هر يک از انسان ها رخ دهد را جمع آوري کرده و نتايج آن را در کتاب خود به نام «کتاب پنگوئن ها» که نوعي تحقيق علمي مي باشد به چاپ رسانده است. يکي از نتايجي که دکتر «پرووين» به آن دست پيدا کرده، حاکي از آن است که حتي گوينده ها خيلي بيشتر از شنونده ها از تاثيرات مثبت خنديدن بهرمند مي شوند. خنده و شوخي اضطراب و عصبانيت را از بين مي برد و راه رسيدن به صميمت را هموار مي سازد. خنده از طريق قانون هاي سخت از پيش تعيين شده به وجود نمي آيد بلکه در حين مکالمه و برقراري ارتباط است که افراد شروع به خنديدن مي کنند. دکتر «پرووين» مي گويد: «خنده ارتباطي به خوشمزگي ندارد بلکه در رابطه با ارتباط هاي اجتماعي است که معنا پيدا مي کند.»
يافته هاي جالب درباره خنده:
-خنديدن امري است که به طور تصادفي رخ مي دهد و شما را به نتايج بسيار زيادي مي رساند اما يکي از بهترين ره آوردهاي آن، در کنار هم جمع کردن مردم مي باشد. در حقيقت فوايد سلامتي خنده از حمايت هاي اجتماعي که براي فرد به وجود مي آورد نشئت مي گيرد.
-خنده نقش مهمي در پيوستن دل ها به يکديگر دارد. مردها عاشق خانم هايي هستند که در حضورشان از ته دل مي خندند.
-هر دو جنس(چه زن و چه مرد) خنديدن را دوست داشته و بسيار مي خندند. اما خانم ها بيشتر از آقايان مي خندند. در واقع خانم ها تقريبا در حدود 126 درصد بيشتر از مردها خنديده و آقايون نيز خيلي بيشتر خنده تحويل مي گيرند.
-خنده خانم ها يکي از مولفه هاي ضروري براي حفظ يک رابطه سالم مي باشد.
-خنده در زوج ها با افزايش وزن، کاهش پيدا مي کند.
-خنده نيز مانند خميازه واگيردار است. کسي نمي تواند در مقابل آن از خود مقاوت نشان دهد.
-يکي از راه هاي ايجاد خنده و به طور حتم يکي از قديمي ترين راه ها، غلغلک دادن است. غلغلک دادن يک امر کاملا اجتماعي است چراکه هيچ يک از ما نمي تواند شروع کند به غلغلک دادن خودش. ما کسي را غلغلک مي دهيم تا او نيز در مقابل به اين عمل ما واکنش نشان هد. براي اينکه ديگران شما را غلغلک ندهند و به عنوان يک فرد غلغلکي شناخته نشويد بايد خودتان آنها را غلغلک دهيد. نه تنها تمام مردم از غلغلک خوششان مي آيد(چه غلغلکي ها چه کساني که آنها را غلغلک مي دهند) بيشتر افراد معتقدند که اين عمل نشانه اي از علاقه و محبت است. احتمالا غلغلک بايد ريشه تمام بازي ها باشد. اين کار داراي تاثيرات دوجانبه و متقابل مي باشد. به عبارت ديگر آهنگ يک ارتباط سالم مي باشد. احساس غلغلکي بودن در سنين ميانسالي تا حد بسيار زيادي کاهش مي يابد. انسان ها به تدريج شروع به از دست دادن «محرک هاي لامسه اي» مي کنند. دکتر پرووين معتقد است; ميل به غلغلک، لمس کردن و شروع بازي، به تدريج از بين مي رود. اما هيچگاه نبايد فراموش کرد که چنين رفتارهايي جز» نقاط حساس عواطف يک فرد به شمار مي روند.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 1:59 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

جو هان

جوهان از والدینی کره ای در 15 مارچ 1977 در گلندال کالیفرنیا متولد شد. او در دوران دبیرستان شیفته هنر های بصری بود و در کنار ان عشق به موسیقی هم کورش کرده بود.جو هم مانند مایک در کالج در رشته تصویر گری تحصیل می کرد و بعد از یک سال با ساخت قسمت های از انیمیشن ((قلمرو اشباح)) شهرت اندکی برای خود دست و پا کرد و این شهرت راهی بود برای طراحی غول ها و هیولا های تخیلی . جو اولین اهنگ خود را در دوران دبیرستان ساخت و یک بار هم اجرا کرد . جو یک مشکل داره و اون هم دوشخصیتی بودن اونه و اسم شخصیت دوم اون هم (رمی) هستش . او یک چیز بد دیگه هم در وجود خودش دارد و ان هم دروغ گو بودن او است. به خاطر این کار های جو ( بهتره بگیم رمی چون جو یک ادم اروم و بعضی وقت ها کسل کننده است ) والدینش او را نزد روانشناس بردند ولی هیچکدام از روش های درمانی موثر واقع نشد و هنوز جو و رمی با هم زندگی می کنند. به همین علت اعضای گروه در کنسرت ها از هواداران به خاطر بی احترامی های احتمالی او می خواهند که ناراحت نشوند. در حال حاظر مغز متفکر و اصلی گروه در ساخت کلیپ ها خود جو می باشد .جو با کارگردان های بزرگی مثل ناتان کوکس هم همکاری کرده و برای چند گروه کارگردانی کرده و کلیپ ساخته که بهترینشون اهنگ Cold از گروه Static X می باشد

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 1:59 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

بیوگرافی شیطان

بیوگرافی شیطان

شيطان، نخستين کسي بود که بعضي کارها را مرتکب شد و پيش از او کسي آنها را انجام نداده بود. و آنها از اين قرارند:
-اولين کسي که قياس نمود و خود را از حضرت آدم عليه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت: من از آتشم و او از خاک در حالي که آتش از خاک بالاتر است.
-اولين کسي که در پيشگاه با عظمت الهي تکبر نمود و به دستور خالق خود عمل نکرد.
-اولين کسي که که معصيت و نافرماني خدا را کرد و آشکارا با او مخالفت نمود.
-اولين کسي است که صورت هاي مجسمه و بت را ساخت
-اولين کسي که نماز خواند و يک رکعت آن چهار هزار سال طول کشيد.
-اولين کسي که که غنا و آواز خواند، همان زماني که آدم عليه السلام از درخت نهي شده خورد.
-اولين کسي که نوحه خواند و گريست; چون او را به زمين فرستادند، به ياد بهشت و نعمتهاي آن نوحه و گريه کرد.
-اولين کسي که دستور ساختن منجنيق را داد تا حضرت ابراهيم عليه السلام را با آن در آتش اندازند.
-اولين کسي که عبادت و بندگي او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
-اولين کسي که به خداي خود اعتراض کرد.
-اولين کسي که شبيه شدن به ديگران را مطرح و مردم را به آن تشويق کرد.
-اولين کسي که براي زيبايي، زلف گذاشت.
-اولين کسي که نقاشي کرد و چهره کشيد
-اولين کسي که آتش حسدش شعله ور شد
-اولين کسي که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.
-اولين کسي که خداي تعالي به او لعنت نمود( و از ناراحتي فرياد کشيد.)
-اولين کسي که گريه دروغي نمود.
-اولين کسي که عبادت و خلقت خود را ستود.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

رقصیدن با موسیقی

رقصیدن با موسیقی به قدیمی ترین غریزه ی ذاتی ما برمی گردد: از بدو زمانی که بشر پا بر این کره ی خاکی گذاشت، رقص جزئی از فرهنگ بوده است. این جنب و جوش و حرکات زیبا، علاوه بر اینکه تفریح جالبی است و برای جسم و فکر ما مفید است، حواس بینایی، شنوایی و بساوایی را نیز تقویت می کند. در این مقاله قصد داریم تا شما را با تاثیرات مثبت رقص بر سلامتی آشنا کنیم.

رقصیدن یکی از بهترین راه های آوردن فعالیت فیزیکی در زندگیمان است. یکی از دلایل همه گیر شدن این ورزش ریتمیک، انواع متعدد و مختلف آن است که با سلایق مختلف مردم سازگار است.

برای همه مفید است

برای سلامت ماندن، متخصصین پیشنهاد می کنند که هر کس حداقل پنج بار در هفته، به مدت 30 دقیقه در فعالیت های فیزیکی با شدت متوسط شرکت کنند. این فعالیت ها ضربان قلب و تنفس شما را افزایش داده و شما را گرم می کند. لازم نیست حتماً به نفس نفس زدن بیفتید و شُر و شُر عرق بریزید. همین که بتوانید 30 دقیقه این حرکات را ادامه دهید کافی است. و جالب است بدانید که رقص نیز می تواند جزئی از این فعالیت های فیزیکی باشد.

اکثر سبک های رقص، حتی نوع آرام آن والس، شدتی تقریباً برابر با 3 مایل در ساعت پیاده روی متوسط دارد. افرادی که حتی در چاردیواری یک اتاق به تنهایی می رقصند، ضرر نمی کنند، چون با این کار  ضربان قلب و تنفسشان را بالا می برند. رقصیدن به طور مداوم، خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی، فشار خون بالا، دیابت نوع دوم و سرطان را کاهش می دهد. علاوه بر این مزیت ها، آنقدر از این کار لذت می برید که حتی فراموش میکنید در حال ورزش کردن هستید!

کالری سوزی می کند

رقص همچنین باعث خوش هیکل و لاغر ماندن شما نیز می شود. با بالا رفتن سن، جلوگیری از اضافه وزن کار بسیار مشکلی می شود چون بالا رفتن سن با کاهش حجم عضلانی و افزایش حجم چربی بدن مرتبط است. اما یکی از فواید رقصیدن، کالری سوزی آن است. در یک جلسه 30 دقیقه ای رقص، یک فرد متوسط با وزن 60 کیلوگرم حداقل 99 کالری خواهد سوزاند. البته این مسئله در سبک رقص های مختلف تفاوت متغیر است. با رقص های پر جنب و جوش تر مسلماً میزان بیشتری کالری خواهید سوزاند.

برای استخوانها و مفاصل مفید است

رقصیدن احتمال ابتلا به پوکی استخوان را کاهش می دهد، به این دلیل که گام های رقص بر استخوانها فشاری وارد می کند که کمک می کند تا مستحکم و متراکم بمانند. هرچه استخوانهای شما متراکم تر باشند، استحکام بیشتری خواهند داشت و در مواقع افتادن یا زمین خوردن کمتر دچار شکستگی می شوند.

همچنین حرکات پر جنب و جوش رقص برای عضلات و مفاصل نیز مفید هستند و از ابتلا به ورم مفاصل جلوگیری میکند.

فرد را فعال می سازد

جنب و جوش رقص فرد را به تکاپو می اندازد و حفظ تعادل و هماهنگی هنگام رقص، قدرت بدنی او را افزایش می دهد. این مسئله باعث می شود که افراد در زندگی روزمره نیز راحت تر بتوانند تعادل خود را حفظ کنند و کمتر زمین بخورند و همچنین پر جنب و جوش تر و فعالتر شوند.

فواید ذهنی

رقص های پر جنب و جوش و تند، مغز را نیز همانند جسم فعال نگاه می دارد. ورزش گردش خون را افزایش می دهد و به این ترتیب اکسیژن راحت تر و سریعتر به مغز میرسد. همچنین یادگیری حرکات مختلف و گام های دشوار رقص، باعث می شود ذهن نیز به تکاپو بیفتد. محققین دریافته اند که رقص از بروز بیماری آلزایمر و جنون جلوگیری می کند.

ورزش نه تنها زوال مغز را کندتر می کند، بلکه قدرت مغز را نیز افزایش می دهد. تجربه نشان داده است که گوش دادن به موسیقی حین رقص، این توانایی را چند برابر میکند.

فواید اجتماعی

یکی دیگر از فواید عالی رقص، درمورد زندگی اجتماعی است. با اینکه تنهایی رقصیدن هم فواید کافی برای سلامتی شما دارد، اما رقص گروهی و دو نفره باعث می شود علاوه بر این فواید جسمانی، روحتان را نیز با پیدا کردن دوستی های تازه یا مستحکم تر کردن دوستی های گذشته تقویت کنید. احساس عضویت داشتن در یک جمع، گروه یا اجتماع، یکی از کلیدهای رسیدن به زندگی سعادتمندانه است. اگر موقعیت مهمانی رفتن برایتان پیش نمی آید، می توانید با شرکت در کلاسهای رقص، از این فایده ی این ورزش زیبا و ریتمیک نیز استفاده ببرید.

تقویت روحیه

اکثر سبک های رقص فواید زیادی برای تمدد اعصاب دارند. هنگام رقص می توانید ذهنتان را به هر کجا که دوست دارید پرواز دهید و به آرامش درونی برسید. محققین دریافته اند که رقصیدن مداوم، از بروز بیماری های روانی مثل افسردگی جلوگیری به عمل می آورد. همچنین فرد با یادگرفتن حرکات و گام های دشوار رقص، به احساس موفقیت دست می یابد که برای تقویت روحیه و اعتماد به نفس عالی است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

دوست داشتن فردی که به او اعتماد ندارید آسان است امازندگی کردن با او دشوار.

دوست داشتن فردی که به او اعتماد ندارید آسان است امازندگی کردن با او دشوار.

روابـط پایدار و بادوام تنها بر اساس اعتماد ساخته میشوندو تـنها با وجود اطمینان است که محیط امن و آرامـی بــرایرشـد صمیـمیـت بـه وجـود می آیـد. اگر خواستار یک رابطهکـامـل و بـی نـقـص هستید باید اعتماد کاملی به گذشته،حـال و آیـنـده شـریـک زندگـی خـود داشـتـه بـاشـید. چنین شـرایـط بـه سادگـی بـدست نـمی آید بلکه نیازمند زمان وهـمـچـنین تلاش شـمـاسـت. اعـتـمـاد بـه آســانی از بـیـن می رود و شرایط به سختی به حالت اولیه خود باز میگردد.امـا اگـر ذهـن خـود را بـر روی آن متـمرکـز کنید پاداش شماچـیزی نیست جز یک رابطه صمیمانه که همیشه آرزوی آنرا داشتید.

خود حقیقی تان را آشکار سازید. وجود اعتماد و اطمینان در یک رابطه به شما اجازه می دهد تا خود واقعی تان را به دور از هرگونه ترس و دلهره ای نمایان کنید. بدون درنظر گرفتن تمام حقه هایی که در دوران ابتدایی آشنایی به منظور تاثیرگذاری در شخص مقابل انجام می دهید، وجود صمیمیت برای شناختن و شناخته شدن امری ضروری است. طرف مقابل باید با درون شما آشنا شود و باطن شما را بشناسد. به عکس العمل های شما هنگامیکه خسته، عصبانی، ناامید و سرافراز هستید و یا حتی هنگامیکه با مادر خود تلفنی صحبت می کنید، به طور کامل واقف باشد. او باید شما را به خاطر چیزی که هستید دوست بدارد نه به خاطر چیزی که خود در وجود شما می خواهد. اگر او وجود حقیقی شما را دوست نداشته باشد شکی وجود ندارد که رابطه شما دیری نمی پاید.

 آگاهی نسبت به این مطلب که شما مورد علاقه شریکتان هستید برای شما آرامش و تمدد اعصاب را به ارمغان می آورد. شما را همواره از حالت تدافعی دور نگه می دارد و به شما اجازه می دهد تا بدون احساس هیچ گونه ترسی از عدم پذیرش توسط فرد مقابل، صادق و راستگو باشید. چه احساس خوشایند و دلنشینی.

ارتباطی از روی صداقت
وجود اعتماد بین طرفین باعث ایجاد یک ارتباط صادقانه میشود. اگر همیشه بخواهید واکنش های شریک زندگی تان را پیش بینی کنید و رفتار خود را بر طبق آنها تغییر دهید هیچ گاه قادر به برقراری یک ارتباط صادقانه نخواهید بود. برای داشتن ارتباطی موفق باید بر روی برخی موارد تمرکز کنید. دکتر جری فورس برگ در مقاله خود به نام "چرا نمی توانیم رابطه موفقی داشته باشیم" 
5 گام موثر به سمت ارتباطی موفق را بیان می کند.

1- سوال پرسیدن: گمان نکنید که مفهوم تمام حرف های طرف مقابل خود را درک می کنید. پرسیدن چند سوال کوتاه شما را خیلی سریع به سمت حقایق راهنمایی می کند.

2- گوش دادن: برای اینکه بتوانید پیام دهنده خوبی باشید باید توانایی شنیدن حرف های دیگران را داشته باشید تا با نقطه نظرات آنها نیز آشنا شوید.

3- مشاهده کردن: کلیه اتفاقات پیرامون خود را در نظر بگیرید تا قادر به بررسی و بازبینی اطلاعات به دست آمده باشید.

4- نظرات خود را با دیگران در میان بگذارید: با مطرح کردن نظرات و عقاید خود به شخص مقابل به او اجازه می دهید تا خصوصیات اخلاقی شما را بهتر درک کند.

5- عشق معاصی بسیاری را می پوشاند: ارتباط موفق زمانی شکل می گیرد که شما افراد را بشناسید و آنها را همانگونه که هستند دوست بدارید. اما اگر تنها به فکر متقاعد کردن آنها باشید و بخواهید به آنها بقبولانید که راه و روش شما در زندگی بهترین است هیچ گاه راه به جایی نمی برید و در رابطه شما خبری از یک عشق حقیقی نخواهد بود.

مشاجرات منصفانه و بی طرف
اعتماد به شریک زندگی به شما کمک می کند تا ارتباط موفقی را بنا کنید. هنگام بروز اختلاف و ناسازگاری آرامش خود را حفظ کنید و با قضیه منصفانه برخورد کنید. شما یک انسان هستید و می خواهید با یک موجود زنده دیگر که تنفس می کند و همچون خود شماست بحث کنید بنابراین می بایست کلیه اصول اخلاقی را رعایت کنید. بعــــضی از مشاجرات منجر به گسیختن پیوندهای خانوادگی می شوند و برخی دیگر راه گـشـــای حل مشکلات و نزدیک کننده همسران به یکدیگر می باشند.

بحثی که شما را به نتیجه مطلوب می رساند دارای چه ویژگی هایی است؟ اکثر کارشناسان معتقدند که یک دعوی مطلوب دارای مشخصات زیر می باشد:

1- به موضوع اصلی بپردازید: به میان آوردن لیستی که از خطاهای گذشته یکدیگر جمع آوری کرده اید کار درستی به حساب نمی آید. بهتر است تمام انرژی خود را بر روی حل مشکل فعلی صرف کنید.

2- کلمات توهین آمیز به کار نبرید: به خاطر داشته باشید که بحث و مشاجره صرفا به دلیل حل مشکلات است و نه به منظور آزرده ساختن یکدیگر. گمان نکنید با استفاده از کلمات طعن آمیز شخص مقابل را به سکوت وا می دارید و خود برنده میدان میشوید. اگر به شریک زندگی خود احترام نگذارید و برای احساسات او ارزش قائل نباشید او حس میکند که از جانب شما مورد تهاجم قرار گرفته بنابراین به دفاع از خود می پردازد و کار خود را بدون کوچکترین توجهی به شما دنبال می کند.

3- از تعمیم دادن و ذکر قوانین بپرهیزید: "تو همیشه" یا "تو هرگز" دعاوی هستند که باعث می شوند تا طرف مقابل به حالت تدافعی فرو رود. این گفته ها حقیقت را منعکس نمی کنند. سعی کنید تا همیشه احساسات خود را با اتکا به حقایق موجود در زندگی بیان کنید.

ایجاد اعتماد
اعتماد چیزی نیست که به خودی خود و به طور طبیعی به وجود آید حتی اگر دو طرف یکدیگر را از صمیم قلب دوست بدارند. کسب اعتماد و اطمینان نیازمند تلاش و کوشش از جانب هر دو طرف می باشد. اگر در روابط گذشته شک هایی داشتید که همیشه به حقیقت می پیوستند، این امر می تواند تاثیراتی منفی در رابطه فعلی شما ایجاد کند. بنا نهادن اعتماد نیازمند گذر زمان است. باید به شریک زندگی تان نشان دهید که قابل اطمینان هستید و خود نیز به او اعتماد کنید. اگر فرد مقابل مشکلاتی در اعتماد کردن دارد محیطی را خلق کنید تا اعتماد بتواند به راحتی در آن رشد کرده و پروبال گیرد. به حرف های او گوش دهید به عقایدش احترم بگذارید و او را آنچنان که هست قبول کنید. گذشته تان را برایش روشن کنید و به او نشان دهید که قابل اعتماد است و شما نیز برای او فرد قابل اعتمادی خواهید بود. اگر برای حقوق یکدیگر ارزش قائل نباشید احساس امنیت از بین می رود و این هر دوی شما هستید که در معرض آسیب و رنجش قرار می گیرید.

با حالت تهاجمی حمله ور نشوید: اگر واقعا شریک زندگی خود را دوست می دارید و همیشه بهترین ها را برای او آرزو می کنید، باید در تمام شرایط صبر و شکیبایی خود را حفظ کنید. اگر در یک ارتباط تنها مشکل شما عدم وجود اعتماد است، نمی بایست به خاطر این دلیل کل رابطه را زیر سوال برید. اگر نمی توانید به هیچ کس اعتماد داشته باشید پیش از انجام هر گونه اقدامی بهتر است به یک مشاور مراجعه کنید. گذشته شما برروی توانایی شما برای اعتماد کردن تاثیر می گذارد. اما اگر در این زمینه در گذشته مشکل خاصی برای شما مطرح نبوده و تنها صدایی از درونتان به شما می گوید که از این فرد دوری کن چنین اخطاری را جدی بگیرید. از طرف مقابل خود یک شمای کلی در نظر بگیرید، رفتار او با دیگران و همینطور با خودتان را بسنجید. در این زمینه با اتکا به الهه وجودی درونتان می توانید اطلاعات مفیدی در مورد او کسب کنید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

چهل پیشنهاد جالب

چهل پیشنهاد جالب

- روزانه 10 تا 30 دقيقه به قدم زدن بپردازيد، و در هنگام قدم زدن لبخند بزنيد.  اين بهترين داروي ضد افسردگي ست.
 2- حداقل 10 دقيقه در روز با خود خلوت کنيد، اگر لازم شد يك  قفل بخريد.
3- با استفاده از ويدئو برنامه هاي تلويزيوني آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنيد، و بيشتر بخوابيد.
4- صبحها که از خواب بيدار مي شويد اين جمله را کامل و تکرار کنيد: « امروز قصد دارم كه....»
5-
با سه E زندگي کنيد؛ Energy (انرژي)، Enthusiasm (اشتياق)، Empathy (فهم و همدلي با ديگران)، و همينطور با سه F يعني Faith (ايمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان). 
6- امسال بيشتر از سال پيش به تماشاي فيلمهاي عمومي (مناسب براي تمام سنين)، بازي با دوستان و خواندن کتاب بپردازيد.
7- زماني را به مراقبه و نيايش اختصاص دهيد.  اينها سوخت روزانه براي انجام زندگي پر مشغله مان را فراهم مي کنند.  
8- با افراد بالاي 70 سال و زير 6 سال اوقات بيشتري صرف کنيد. 
9- در بيداري رويا ببينيد.  
10- از غذاهايي که از گياهان و درختان بدست مي آيند بيشتر مصرف کنيد، و از مصرف مواد غذايي که در کارخانه ها توليد مي شوند کمتر استفاده كنيد.
11- چاي سبز و مقادير بسيار بيشتري آب بنوشيد. تمشك (آبي رنگ )، غذاهاي دريائي،  کلم بروكلي، بادام و گردو مصرف کنيد.
12- تلاش کنيد هر روز حداقل سه نفر را به لبخند واداريد.  
13- از خانه گرفته تا داخل ماشين و روي ميز کار همه را غبارروبي ومرتب و تميز کنيد، بگذاريد انرژي تازه اي وارد زندگيتان شود.  
14- انرژي پرارزشتان را بر سر شايعه سازي، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفي و يا چيزهايي كه کنترلي بر آن نداريد هدر ندهيد. در عوض انرژيتان را صرف همين لحظه مثبت فعلي کنيد.
15- اين را درك کنيد که زندگي يک مدرسه است و شما اينجائيد تا بياموزيد، تا همه امتحان هايتان را بگذرانيد.  مشکلات تنها بخشي از اين دوره آموزشي اند که درست مثل کلاس درس جبر مي آيند و مي روند، منتها درسهائي که از اين کلاس فراگرفته مي شود عمري با شما باقي خواهد ماند.  
16- صبحانه تان را مثل يک شاه، ناهارتان را چون يک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهي اي بخوريد که کارت اعتباريش ته کشيده باشد.      
17- بيشتر لبخند بزنيد و  بخنديد. اين كار هيولاهاي انرژي خوار را از شما دور نگه خواهد داشت.
18- زندگي عادلانه نيست ، با اين حال زيباست.
19- زندگي کوتاه تر از آنست که وقتمان را صرف تنفر از ديگران کنيم.
20- خودتان را خيلي جدي نگيريد، ديگران هم اينکار را در مورد شما نمي کنند.
21- مجبور نيستيد همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنيد. بپذيريد كه مخالف نظر يكديگر بيانديشيد .
22- با گذشته تان صلح كنيد تا زمان حال شما را خراب نكند.
 23- زندگي تان را با زندگي ديگران مقايسه نکنيد. شما از هدف آنها و يا زندگيشان هيچ نمي دانيد.
24- شمع روشن کنيد، زيباترين ملافه تان را استفاده كنيد .و براي روز مبادا و يا روزي خاص نگه نداريد، امروز همان روز خاص است.
25- کس ديگري جز شما مسئول خوشبختي تان نيست.
26- همه  مشكلات را با اين جمله بسنجيد: «آيا تا پنج سال آينده، اين مسئله اهميتي خواهد داشت؟»
27- همه را براي همه چيز ببخشيد. 
28- اينكه مردم در مورد شما چي فكر مي كنند، ارتباطي به شما ندارند.
29- زمان حلال همه مشکلات است. به همه چيزحتي خود زمان  زمان دهيد.
30- شرايط هر چقدر خوب يا بد، بالاخره تغيير مي کند.
31- اين شغل شما  نيست که در زمان بيماري به دادتان مي رسد، دوستانتان هستند. با آنها باشيد.
32-خود را از شر هر چه كه سودمند، زيبا و شادي بخش نيست، خلاص كنيد.
33- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نياز داريد رسيده ايد.
34- بهترينها هنوز در راه اند. 
35- هر حسي که مي خواهيد داشته باشيد، بلند شويد، لباس شيک بپوشيد و بيرون برويد.
36- کار درست را انجام دهيد!  
 37- با خانواده در تماس باشيد.
38- شبها قبل از خواب اين جمله را کامل و تکرار کنيد: «به خاطر... ممنونم.امروز من..... را انجام دادم.
39- يادتان باشد، شما آنقدر خوشبخت هستيد که نگذاريد استرس و نگراني به شما راه يابد.
40- از سفرزندگي لذت ببريد. يادتان باشد که اين دنيا ديزني ورلد
Disney World نيست وما هم مجبور نيستيم با سرعت از همه چيز بگذريم. بهترين استفاده را از آن کنيد و از سفر زندگي  لذت ببريد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 2:0 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

(هم آقایان وهم خانمها بخوانند)

در این قسمت می خواهیم کارهایی رادرخصوص پوشیدن وانتخاب لباس  به شما آموزش دهیم که باید از انجام دادن آنها خودداری کنید، همچنین راه اجتناب از آنها را نیز به شما یاد می دهیم.

(هم آقایان وهم خانمها بخوانند)
1- رنگ بیش از حد
استفاده از رنگ های زیاد باعث می شود که توجه دیگران نسبت به شما جلب شود البته نه توجهی که منجر به قرار ملاقات شود. سعی کنید در لباس هایتان بیش از 3 رنگ استفاده نکنید و تا آنجا که می توانید پوشش خود را ساده نگه دارید.
سعی کنید از مکمل های رنگی استفاده کنید. رنگهایی که متضاد یکدیگر هستند تکمیل کننده هم نیز باشند (مثلا بنفش و زرد یا آبی و نارنجی) رنگ هایی که به هم نزدیک می باشند به نام رنگ های "هم خانواده" شناخته می شوند. (مثل زرد و نارنجی) زمانی که می خواهید لباس بپوشید باید سعی کنید که از رنگ های متضاد و یا رنگ های هم خانواده استفاده کنید.
اگر لباس هایتان روشن هستند باید کفش هایتان نیز روشن باشند ولی اگر لباس های تیره بر تن می کنید کفش شما نیز باید تیره باشد.
2- طرح بیش از اندازه
همانطور که در مقاله قبلی هم خواندید برای ست کردن رنگ و طرح پارچه باید از لباس هایی استفاده کنید که بیش از 3 طرح نداشته باشند. بهتر است لباس شما دارای یک یا دو طرح متنوع تک رنگ باشد.

البته پیشنهاد ما این است که از لباس هایی استفاده کنید که تنها دارای یک طرح معین می باشند (مثلا دارای گل های ساده سفید رنگ باشند و یا در پشت آنها مارک کوچکی باشد) و همیشه همان را بر تن کنید.
3- پارچه اضافی
برخی از افراد تصور می کنند که هر پارچه مختص طبقه خاصی از افراد اجتماع است. معمولا ابریشم از کتان رسمی تر است. و پارچه لینن نیز از دور داد می زند که با مخمل متفاوت است! چرم هم همیشه خیلی مردانه تر از فاستونی است.
برای اینکه در میان این همه پارچه های مختلف به دام نیفتید می توانید لباس های تابستانی و زمستانی خود را از هم جدا کنید. لباس های زمستانی معمولا کلفت تر، سنگین تر و زبر تر هستند. پارچه های تابستانی نیز از الیاف طبیعی درست شده و بسیار نازک و خنک هستند. آنها را از هم دور نگه دارید تا دچار اشتباه نشوید.
4- لباس های لکه دار
بهتر است از لباس های لکه دار پیش از اینکه روی آب را به خود ببینند در زیر سایر لباس ها استفاده کنید.
بهتر است هر روز زمانی را به این کار اختصاص دهید که لباس های خود را برای وجود لکه وارسی کنید. به علاوه زمانی که آنها را شستید باز هم نگاه دوباره ای داشته باشید تا مبادا لکه ای از چشم شما دور نمانده باشد.
5- لباس فصل دیگری را پوشیدن

اگر شما در جایی زندگی می کنید که دارای آب و هوای گرم است، خوش شانس هستید. لباس های شما باید مختص یک فصل (بهار/تابستان) باشد.

اما اگر مانند بسیاری از افراد در جایی زندگی می کنید که دارای آب و هوای متنوعی است باید در کمد لباس های خود جایی را برای ذخیره لباس هایی که به درد فصل حاضر نمی خورند باز کنید. همانطور که از قدیم گفته اند "از دل برود هر آنچه از دیده برفت." هر چه که آن پیراهن های لینن را از کت های پشمی دور تر نگه دارید خیلی کمتر اتفاق می افتد که آنها را به طور اتفاقی با هم ست کنید.
6- شلوارهای خیلی بلند یا خیلی کوتاه
حتی اگر از سایز خودتان مطمئن هستید اما باز هم شلوارهایتان را پیش از خرید یکبار پرو کنید. سایز لباس هایی که دارای مارک های متفاوتی می باشند مختلف است.
و همیشه این قوانین را نیز به خاطر داشته باشید: شلوارهای ارتشی و پارچه ای باید تا بالای پاشنه کفش شما بیایند. شلوارهای جین می توانند تا انتهای پاشنه کفش نیز کشیده شوند. قد هر شلواری که بیش از این اندازه باشد برای شما بلند است.
زمانی که راه می روید شلوار شما نباید آنقدر کوتاه باشد که جوراب هایتان از زیر آن معلوم شود. زمانی که می نشینید شلوار شما نباید بیش از چند سانت به بالای جورابتان رود.
7- شلوارهایی که بالا می ایستند

اگر شما دارای کمر باریکی هستید (پاهای بلند اما کمر کوچکی دارید) از شلوارهای جین و ارتشی استفاده کنید که جیب آن در جلو قرار داشته باشد و نه در طرفین. یک حقه دیگری که در این جا می توانید به کار ببرید این است که شلواری خریداری کنید که بزرگتر از سایز شما باشد. این کار باعث می شود که اندام شما پرتر جلوه کند، همچنین قد شلوار نیز بلند تر شده و پاهای شما را ناقص جلوه نمی دهد.

8- تی شرت هایی که خیلی بلند و یا کوتاه هستند
اگر تی شرت شما خیلی بلند است نباید آنرا هیچ گاه داخل شلوار خود کنید. بر روی این مطلب تاکید داریم. تی شرت باید کمی پایین تر از ناف شما قرار گیرید. هر چیزی که از این مقدار پایین تر باشد بلند است و اگر بالاتر بایستد برایتان کوتاه است. باید مارکی را پیدا کنید که سایز هایش متناسب با اندام شما باشد.

9- تی شرت های "شلوغ"
از تی شرت های تک رنگ استفاده کنید و از پوشیدن لباس های پر زرق و برق، دارای لگو و کلمات ناپسند به شدت پرهیز کنید. تی شرت های ساده خیلی راحت تر با پلوور و ژاکتهای مختلف ست می شوند.
10- لباس های چروک
چاره کار شما بسیار ساده است: باید یک اتو و میز آنرا خریداری کنید. اما اگر در حال مسافرت هستید می توانید بر روی محل چروکیدگی کمی آب بریزید و سپس سشوار را بر روی آن بگیرید و با دست محل مورد نظر را صاف کنید. با این کار لباس شما از آن چروکیدگی در می آید. علاوه بر این من آقایونی را دیدیم که این کار را به راحتی در دستشویی های عمومی با دست خشک کن ها انجام می دهند! شاید کار خوبی نباشد اما جواب می دهد.
11- کراواتی که درست بسته نشده
کراوات باید تا روی سگک کمربند شما پایین بیاید و بر روی گره آن نیز باید یک فرو رفتگی محسوسی دیده شود. برای اینکه شاهد این فرورفتگی باشید باید زمانیکه در حال بستن گره کراوات هستید انگشت اشاره خود را در زیر ان قرار دهید و قبل از محکم کردن گره انگشت خود را از زیر آن به آرامی در بیاورید.

12- صندل با جوراب برای مبتدی ها بهتر است که اصلا فکر جوراب پوشیدن را از سر بیرون کنند. اما اگر پوشیدن جوراب اجباری است پیشنهاد می کنیم از جوراب هایی استفاده کنید که اندازه آنها فقط تا قوزک پا است و آنها را با اسنیکرهای نخی و یا کفش های پارچه ای ست کنید.

13- زمان اصلاح صورت نقطه ای را جا بگذارید
بعد از اصلاح کردن از ژل پاک کننده استفاده کنید تا بتوانید تمام پوست صورت خود را ببینید. همچنین می توانید یک آینه دستی تهیه کنید تا صورت خود را از نزدیک تر ببینید و اگر جایی اصلاح نکرده باقی مانده بود آنرا راحت تر پیدا کنید.
14- موهای وسط ابرو
یکبار در هفته موهای وسط ابروهای خود را بردارید یا آنها را شیو کنید. البته می توانید به سراغ لیزر بروید تا برای همیشه از شر آنها خلاص شوید. با یک یا دو جلسه میتوانید تمام آنها را از بین ببرید.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 1:57 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

تولد 3فرزند خانواده دریک روز-

-------------------------تولد 3فرزند خانواده دریک روز---------------------------------

سه فرزندیک خانواده آمریکایی همه درروز دوم اکتبربه دنیا آمدند.جنا وویلیام گاتن روز دوم اکتبر2003صاحب پسراولشان" آیدین"شدندوسه سال بعددردوم اکتبر2006پسردومشان لوگان متولدشد.قرارطبیعی زایمان سوم "جنا"پنجم یاششم اکتبربودواوبرای معاینه قبل اززایمان به مطب دکترمراجعه کرده بودکه دکتربلافاصله اورابه اتاق زایمان منتقل کرد واودرست درروز"دوم اکتبر"2007"دخترکوچکش رابه دنیا آورد.یک استادآمارمی گویداحتمال چنین اتفاقی 5/7دریک میلیون خانواده است.

---------------------------آدمکشی برای باهوشترشدن------------------------------------

یک زن وشوهرپزشک هندی همه خون بدن یک پسرشان رابه پسربزرگشان انتقال دادندتاپسربزرگترباهوش شود.آنهاپسرکوچکتررابه قتل رساندندوهمه خون اورابه رگهای برادربزرگتراوتزریق کردندکه ازهوش بالای برادرکوچکتربرخوردارشود.مادراین بچه به پلیس گفته درخواب دیدم که یک راهب مقدس به من توصیه کرداین کاررابرای باهوشترشدن پسربزرگترانجام دهم تادرمدرسه نمرات خوبی کسب کند.اوپس ازمرگ پسرکوچک که معتقدبودخدایان درجریان عمل حفظش خواهندکرد خودکشی کردولی پلیس سررسیدواورانجات داد.پسربزرگترنیزپس ازتعویض خون درحالت کما به سرمی برد.

--------------------------یک نوزاد ریش دار--------------------------------------------

صدهانفرازمردم اندونزی برای دیدن نوزادیک ماهه ای که ریشی نسبتا انبوه وخاکستری دارد درشهر"کوک سولاوسکی"این کشورجمع شدند.روزنامه "جاکارتاپست"عکسی ازاین نوزاد ریش دارباریش 3سانتی اش چاپ کرد.مادر16ساله این بچه می گویدپسرم درآینده حتماصاحب توانایی خاصی می شودچراکه درنوزادی هم یک خصوصیت عجیب خدادادی دارد.

------------------------یک دختربدون دست وپا دکترشد----------------------------------

یک بانوی 26ساله آمریکایی که در8سالگی به سبب بیماری"مننزیت"دوپا ویک دست خودراازدست داده است ماه گذشته مدرک پزشکی خودرادررشته طب کودکان دریافت کرد. "کلی لیم"که طی18سال گذشته همراه مادرنابینایش دردیترویت آمریکازندگی میکردبخاطردرمانهای دردناک پس ازشوک ناشی ازمننزیت سالهای زیادی راروی صندلی چرخدارگذراندوباهمتی تحسین برانگیزدربرابرموقعیت خودایستادو5ماه پس ازقطع دست وپایش به مدرسه برگشت اوبعدازاخذمدرک دکترایش درحالیکه گریه میکردگفت:تاآخرعمرشرمنده مادرنابینایم هستم.اوبرای تزریق وگرفتن خون ونبض و.....فقط ازیک دست خوداستفاده می کند.لیم عاشق خداست واستادانش به معنی واقعی اورایک نابغه می دانند.(البته قابل توجه آدمهایی که اندامی سالم داشته وگوشه ی خیابانهاوگذرگاههای شهردست به..................می زنند)

-------------------------

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 2:27 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

چگونه می توان مردجذابی برای همسروخانواده بود؟

چگونه می توان مردجذابی برای همسروخانواده بود؟

توجه او را به خود جلب کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر شیوه زندگی شما خسته کننده شده است بد نیست که نیم نگاهی به این مقاله بیندازید. طریقه بدست گرفتن امور و نشان دادن خود، از مطالب این بخش می باشند.

چگونه مردی با شیوه زندگی ملال آور، میتواند همسرش را به سمت خود جذب کند؟
تنها کاری که می توانید انجام دهید که هم به نفع خودتان است و هم به عنوان راهی برای جلب توجه خانمها به شمار می رود، این است که سعی کنید فرد جذابی باشید.

یکی از آسانترین شیوه هایی که می توانید از آن بهره ببرید، این است که "اهل عمل" باشید. به این معنا که از هر موقعیتی بر سر راه شما قرار گرفت به بهترین نحو استفاده کنید.

اگر بر سر دوراهی گیر کردید، هر دو راه را امتحان کنید. اگر در مورد مسافرت رفتن دودل هستید، خوب، سفر کردن گزینه بهتری است. می خواهید برای صرف غذا به یک رستوران جدید بروید و یا در همان مکان همیشگی غذا میل کنید، خوب ما به شما میگوییم که یک چیز جدید را امتحان کنید.

با انجام چنین اموری زندگی شما رفته رفته سرشار از تجربه های جدید خواهد شد.... هوش و دانش شما نیز افزایش پیدا می کند و باعث می شود که همسرتان نسبت به زندگی شما کنجکاوی بیشتری از خود نشان دهد.

هر چقدر که تجربیات شما بیشتر باشد، بالطبع مطالب سرگرم کننده تری دارید تا با همسرتان در میان بگذارید... و در نتیجه خیلی آسان تر می توانید با او ارتباط بر قرار کنید.

به عنوان مثال زمانی که او می گوید " با دیدن این منظره به یاد مکانی در اروپا افتادم" شما نیز می توانید، پاسخ دهید "اوه، بله...می دونم چی می گی"

زمانی که به شما می گوید که عاشق غذاهای یونانی است می توانید او را به رستورانی ببرید که روزی خودتان برای شکستن عادت روزانه به آنجا رفته بودید.

به خاطر داشته باشید که هیچ گاه از انجام چنین کارهایی پشیمان نخواهید شد، بلکه پشیمانی از آن کارهایی است که تا به حال آنها را انجام نداده اید. سعی کنید طعم حقیقی زندگی را بچشید. خودتان هم شگفت زده خواهید شد که همسرتان چقدر سریع متوجه این موضوع می شود.

شما قبلا ذکر کرده بودید که یک مرد به منظور ایجاد جذابیت در روابط خود باید از "حس رهبری" بالایی برخورد باشد. اهمیت این مطلب تا چه حد است؟

ساده است، خوب است بدانید که خانم ها از تصمیم گرفتن متنفر هستند.

همه ما خوب می دانیم که خانم ها خیلی سریع تصمیم می گیرند، اما به همان سرعت نیز نظرشان در مورد هر چیزی عوض می شود، و این امری است که حقیقت دارد.

خانم ها توانایی تصمیم گرفتن را دارند، اما دوست ندارند چنین کاری را انجام دهند، به همین دلیل هم هست که همیشه جذب مردهای با اراده و مصمم می شوند. برای خانم ها مصمم بودن مردها جزء خصوصیات برجسته آنها به شمار می رود. برای یک خانم هیچ کس مردانه تر از فردی نیست که می داند از زندگی خود چه می خواهد، به اندازه کافی اعتماد به نفس دارد، و او را به مکانی می برد که هم سرگرم کننده است و هم مهیج.

آقایون با انجام چنین اموری ثبات و ایمنی را برای خانمها فراهم می آورند، و این دقیقا چیزی است که خانم ها هر لحظه آرزوی آنرا می کنند. با برداشتن مسئولیت تصمیمگیری از روی شانه های او شما می توانید آرامش و امنیت را برایش به ارمغان آورید.

متاسفانه بسیاری از آقایون از تصمیم گیری وحشت دارند، چرا که تصور می کنند شاید تصمیمات آنها موافق نظر خانم ها واقع نشود و موجبات ناراحتی آنها را فراهم آورد.

در طول زمان ممکن است همه ما دچار چنین اشتباهاتی شویم و سوال "من نمی دونم.... تو می خواهی چه کاری انجام دهی؟" را که خانم ها از آن به شدت متنفر هستند، بر زبان می آوریم.

اما همانطور که مردها هنگام رقصیدن با حرکات قدرتمند اما در عین حال ملایم خود همه چیز را کنترل می کنند، در عشق ورزی نیز باید یک چنین کاری را انجام دهند.

اگر می خواهید او را برای صرف غذا به یک رستوران ببرید، ابتدا از مزایای رستوران برای او صحبت کنید، اگر او مخالفت کرد، لازم نیست از او سوال کنید "تو کجا رو دوست داری؟" بلکه خیلی سریع می توانید پیشنهاد مکان دیگری را به او بدهید.

قاطعیت شما که نشاند هنده "مردانگی" شماست مشخص می کند که آیا مجذوب شما خواهد شد یا خیر.

بنابراین در حالی که او را با ملایمت به سمت خواست های خودتان هدایت می کنید، خیلی زیرکانه هر چیزی که خواست به او بدهید. او از شما به خاطر این کار ممنون و متشکر هم خواهد شد.

یک مرد چگونه می تواند در زمان ملاقات خانم ها "جذابیت" خود را به آنها ثابت کند؟
یکی از بزرگترین تفاوت هایی که میان مردهایی که در روابط خود با خانم ها موفق هستند و سایر افراد، این است که آنها همیشه آماده "ترک رابطه" هستند.

اگر یک خانم متوجه شود که نظر شما را به خود جلب کرده و شما همیشه در کنار او باقی می مانید، هیچ کاری برای جلب نظر شما به خود انجام نمیدهد و از این گذشته به راحتی کنترل تمام امور را نیز به دست می گیرد.

"انتقال قدرت" از همان آغاز اولین ملاقات معنا پیدا می کند.

یک خانم به راحتی می تواند از همان ابتدای امر تشخیص دهد که آیا شما به او "اهمیت" می دهید و یا خیر.

اگر احساس کند که شما تنها به او "چشم دارید"،  دیگر هیچ تلاشی برای جلب توجه شما انجام نمی دهد، زیرا می داند که شما در حال حاضر تصمیم خود را در مورد او گرفته اید.

از سوی دیگر اگر تصور کند که تنها برای سرگرمی با او قرار ملاقات گذاشته اید و اثری از علاقه حقیقی به چشم نمی خورد، او تمام تلاش خود را می کند تا بتواند نظر شما را نسبت به خود جلب کند و در شما تاثیر بگذارد.

شاید شما تعجب کنید اما این مطلب حقیقت دارد.

بنابراین رمز موفقیت شما در این مرحله اجتناب از "کم آوردن" در مقابل خانم هاست، و شما باید به هر قیمتی که شده این کار را انجام دهید.

همیشه به خاطر داشته باشید که یک خانم جذاب دیگر در گوشه ای به انتظار شما نشسته است. تصمیم خود را در مورد رابطه فعلیتان بگیرید، آیا می خواهید ادامه دهید و یا قصد ترک آنرا دارید؟

زمانیکه حس انتخاب کردن وجود شما را فرا بگیرید و به خود حق انتخاب دهید، او به سمت شما کشیده می شود و می توانید او را با خود به هر کجا که می خواهید ببرید. اگر این شیوه را در پیش بگیرید تمام خانم ها برای جلب توجه شما تلاش خواهند کرد.

ديو و دلبر: ظاهر در برابر شخصيت

در تحقیقی که به تازگی انجام گرفته است، این سوال پرسیده شد: کدام جنبه از ویژگی های فردی در انتخاب همسر برای شما اهمیت بیشتری دارد؟ نتایج تحقیق به صورت زیر بوده است:

 

کدام جنبه از ویژگی های فردی در انتخاب همسر برای شما اهمیت بیشتری دارد؟

 

زن ها

مردها

شخصیت

%62.5

%49.5

هوش

%25.5

%22.6

زیبایی صورت

%7.1

%12.7

زیبایی بدن و هیکل

%3.1

%14.5

موفقیت های کاری

%1.5

%0.5

 

حال که ارقام آماری را می دانید، فهمیدید که نظر افراد در ترجیح زیبایی به شخصیت چگونه است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 2:22 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

عزيز ترينت کیست؟

بهترين دوستت
عزيز ترينت کیست؟
نفست
تو را براي وفاي تو دوست مي دارم
وگرنه دلبر پيمانه شكن فراوان است
اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن
اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشكنم تا زماني كه مي‌افتي در آغوشم بگيرمت
كوه ها با هم اند وتنهايند،چون ما با هم،آنها تنها
چقدر روح محتاج فرصتهايي است كه در آن هيچ كس نباشد............
امروز همان فردايي است كه ديروز نگرانش بوديم.....
جاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره
.
سعي كن تنها باشي زيرا تنها بدنيا امدي و تنها از دنيا خواهي رفت.
آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد.تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت كردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميكنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس كه هيچكدوم هم اون يكي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت كردي اين دو تا چشم فقط زماني كه يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يكيشون بسته ميشه و اون يكي باز ميمونه (چشمك) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محكم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنه.اگر در گلبرگ دست هايت از براي من مهرباني مي آوردي بر انگشتان خواهشت پيوسته مي باريدم تا طراوت را در آنها جاودان سازم
ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد
ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم
اسمت و نمي ذارم دريا كه خشك بشي.نمي ذارم خورشيد كه غروب كني.نمي ذارم ماه كه صبح بشه و خورشيد جات بياد
ميذارم عمرم كه اگه رفتي منم برم.هر كسي يه روزي مياد يه روزي ميره.يكي با دلش ميرهيكي با پاهاش
 
ولي مواظب باش كسي با پاهاي خودش از دلت نره.سالها ارزو ميكردم سايه اش بر سرم باشد.كور بودم.او سراسر نور بود سايه نداشت.خوشبخت ترين...خوشبخت ترين و سعاد تمند ترين ادم روي زمين تو نيستي؟؟؟اونيي كه............... اونيي كه ..... تو رو داره
مي دوني بازي روزگار چيه؟؟
 
اين كه تو چشم بذاري من قايم شم
بعد تو يكي ديگه رو پيدا كني
من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري
 
بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري
گر يه شب به آسمون نگاه كردي ديدي ستاره نبود من حاضرم تا صبح برات چشمك بزنم تا بشم تك ستاره آسمونت.
چي بگم باز بگم دوست دارم باز بگم ديوونتم عاشقتم
 
چي بگم ازعشق هميشه ماندگار بگم يا ازآرزوهاي محال
عشقي كه من به تو دارم هميشه موندگاره
 
اما رسيدن به تو آرزوي محاله
 
تو بمون با دل خوشيهات من ميمونم با دلواپسيهام
 
تو بمون با عشقه هميشه موندگار
 
من ميمونم با آرزوهاي محال
دستهايم برايت شعر مينويسد اما تو هرگز نخواهي خواند
 
آتش عشق در چشمانم غوطه مي زند ولي تو  نخواهي ديد
 
تو هرگز مرا نخواهي فهميد
و من با اين همه اندوه از كنارت خواهم گذشت
 
و باز تو درك نخواهي كرد
عشق زماني است كه درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو ، راه بروي و بي دليل بخندي

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 2:12 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟

چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟

ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنهاباشد.

مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.

آنگونه که شما تصور میکنید نیست...

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید. 

تحقیقات گویای این مطلب میباشند:

·                                 %55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید

·                                 %38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن

·                                 فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند

سه مرحله عشق

روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.

مرحله 1: شهوت

این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.

مرحله 2: مجذوبیت

زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین

آدرنالین

مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر می تپد و دهانتان خشک میگردد.

دوپامین

یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک 'میل و رغبت' در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!

نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.

سروتونین

و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.

آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟

در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.

با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.

عشق نیاز به ناپیدایی دارد

افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.  

همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.

مرحله 3: تعلق

تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.

اکسیتوسین - هورمون نوازش

اکسی توسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسی توسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.

یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسی توسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.

بطور عکس، تزریق اکسی توسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.

واسوپرسین

واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.

واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.

موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.

زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.

و در نهایت... چگونه عاشق شویم                   

·                                 شخصی کاملاً غریبه را بیابید.

·                                 به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.

·                                 سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.

یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط رضا  | 

چگونه جذاب.فریبنده ودلربا باشیم

چگونه جذاب.فریبنده ودلربا باشیم

فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.

مراحل

1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید. اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید. در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند. شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.

2- ماهیچه های صورت را رها کنید. سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت، حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد. با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.

3- ارتباط برقرار کنید. هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید، با چشم های خود با او ارتباط برقرار کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.

4- نام افراد را به خاطر بسپارید. زمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید.  این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند و سپس نام خود را نیز به آنها بگویید؛ به عنوان مثال سلام "سارا" من "مانی" هستم. زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند. هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.

5- به دیگران علاقمند باشید. اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.

6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب. باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید. به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید.

هیچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.

7- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید. اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید. گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند 100% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید. همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.

8- دروغ نگویید. شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست.  اگر به محمد بگویید که عرفان را دوست دارید و به نیما بگویید که عرفان را دوست ندارید، مطمئن باشید که محمد و نیما با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند، و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کس حرف های شما را باور نخواهد کرد.

9- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید. این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید. اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.

10- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید. این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید. خیلی بیشتر از گفتن یک "خیلی ممنون" ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: "خوشحالم که خوشت آمده" و یا "خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی" همراه کنید. این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعریف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند. در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کسی به قصد تعریف از شما گفت: "نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو ... بودم" شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی."

11- تن صدای خود را کنترل کنید. یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که "امروز زیبا شده اید" تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: "امرور روز زیبایی است." هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید. از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ضبط کردن صدای خود ادامه دهید.

چند نکته

·         همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.

·         میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.

·         گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.
 

·         همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.

·         اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.

هشدار

·         از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما موافق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.

·         هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.

·         هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.

·         برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط رضا  | 

واقعیتهای انسان درموقعیتهای مختلف

انسانها درشرایط گوناگون زندگی ممکن است احساسات نامطلوب از جـمله نـا امیدی، پوچی، افسردگی و عصبانیت را تـجربه نـماینــد. در این مقاله روش هـای تغـییر دادن آنـی حالات احساسی ذهن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.ایـجـاد کـج خـلقی در صبحـگاهان و تبـدیل شـدن آرامش به استرس بر اثـر ترافیک سنگیـن، دو نـمونـه از حـالات ذهنی مضر برای افراد محسوب میگردد. مقوله حالات ذهنی و پیامدهای آن جزئی از زندگی روزمره می باشند چراکه احساسات بخشی لاینفک از خلقت ما بوده و حالات ذهنی به طور مکرر دستخوش تغییرات قرار میگیرد.

مشکل زمانی پدید می آید که به احساسات منفی اجازه می دهیم درونمان نفوذ کرده و اداره امور را در دست خود گیرند. البته تبدیل حالات ذهنی حتی اگر در آن، حالتی خوب مبدل به حالتی بد شود، اثراتی مثبت دربرخواهد داشت. اگر هیچگاه با حالات بد روبرو نمی شدیم چگونه میتوانستیم تشخیص دهیم که در حالتی خوب قرار داریم؟ تجربه کردن حالات بد امکان داشتن ابزاری ارزشمند جهت مقایسه و لذت بردن از حالات خوب را فراهم می آورد. اگر غم وجود نمی داشت مفهوم شادی را چگونه درک می کردیم؟ این آشفتگی و پریشانی است که معنای صلح و آرامش را آشکار می سازد. بنابراین میتوان مشاهده نمود که احساسات منفی و پیامدهای آن اثرات مطلبی را در پی خواهند داشت. احساسات منفی طولانی مدت می تواند بطور مستقیم با بروز بیماریهایی همچون بی خوابی، کاهش وزن، پریشانی، استرس، خارش پوست و حتی عوارض جدی تر در ارتباط باشد. با این توصیف در این باره چه باید کرد؟ اولین نکته ای که باید متوجه شد این است که جسم و ذهن ارتباطی تنگاتنگ با هم دارند. احساسات شما به هر گونه ای که باشد در فیزیولوژی جسمتان نمود پیدا می کند. به عنوان مثال وقتی خوشحال هستید نوع خاصی از حالات فیزیکی را بنمایش میگذارید. سرتان معمولاً بالا، شانه هایتان رو به عقب و استوار، نفسهایتان عمیق و خشنود است.

چهره وضعیت ویژه ای به خود میگیرید؛ لبهایتان به عقب و بالا کشیده می شوند، گونه هایتان گود می افتد، گوشه های خارجی چشمانتان اندکی رو به بالا امتداد می یابند و لبه های انتهایی بینی تان کمی تکان میخورد. چشم ها بهترین منعکس کننده های حالات درونی می باشند؛ درخششی خاص دارند و زندگی حقیقی شما را برملا می سازند. با اینکه ممکن است این مشخصه ها در افراد گوناگون متفاوت باشند، عموماً به عنوان نشانه های فیزیکی اصلی شادکامی لحاظ میگردند. ...ذهن وضعیت و حالت جسم را کنترل می کند...جسم نیز ذهن را تنظیم می نماید. هنگامی که چنین مشخصه های فیزیکی را بُروز می دهید در ذهن خود چه چیزی را تجربه می کنید؟ احساس شادمانی می تواند به اشکال گوناگونی نمایان گردد اما در کل، حالتی از رضایتمندی، آرامش، حس تکامل، عشق و سلامت عمومی است. وقتی ذهن چنین احساساتی را در خود عبور می دهند، جسم بطور غیر ارادی آن احساسات را به تصویر خواهد کشید. بدین گونه ذهن و جسم با هم پیوند می خورند. تصور نکنید این موضوع فقط در حد عبارات نوشتاری است، می توانید امتحان کنید. همان جایی که هستید بایستید. اکنون نفسی رضایت بخش و عمیق بکشید، لبخندی ملیحانه بزنید، سر و شانه هایتان را بالا نگاه دارید – حال احساس غمگینی کنید. این وضعیت که حاکی از شادمانی است را حفظ  کرده و خودتان را مجبور به دریافت احساس اندوه نمایید. شما نمیتوانید. اما چرا؟ بدلیل همان پیوند محکمی که بین جسم و ذهنتان وجود دارد.

مجموعه مطالب فوق بدین معناست که ذهن و جسم وضعیت و حالت یکدیگر را کنترل می کنند. شما دقیقاً همین موضوع را چند لحظه قبل آزمودید. اگر سوال کنید که آیا می توان براحتی از حالت کنونی ذهنی خود بیرون آمد، پاسختان مثبت خواهد بود.

به یاد می آورم در زمان کودکی به خاطر مسئله ای پریشان حال و مضطرب شده بودم. در آن هنگام مادرم خطاب به من گفت که دیگر نمی خواهد قیافه ام را بدین گونه مشاهده کند و خواست که چهره ام را از آن حالت خارج نمایم و من موفق به انجام آن و تغییر احساساتم شدم. کودکان بسیار راحت تر از بزرگسالان قادر به انجام این کار می باشند چون نمی دانند که نمی توانند. من نیز همان جملات را در برابر فرزندانم مورد استفاده قرار دادم و هر بار کارساز واقع می شد. به آنها میگفتم "آن اخم را در چهره تان از بین برده و سپس حالتتان را تغییر دهید." غم آنها به شادی و اخمشان به لبخند و خنده مبدل میگشت و وضعیت احساسیشان حقیقتاً تغییر می یافت. اما شما چگونه می توانید چنین کاری را انجام دهید؟ فرایند بسیار ساده ایست. کافیست مراحل زیر را طی کنید.

1- در همان محلی که قرار دارید بایستید. اکنون وضعیتی بشاش به خود بدهید، شانه ها بالا و عقب، عمیق و با آرامش نفس بکشید، سرتان را بالا نگاه دارید، لبخند بزنید و در چشمان خود برقی بیندازید.

2- اگر خوشحال بودید به چه چیزهایی فکر می کردید؟ ادامه دهید و به همان مسائل فکر کنید.

3- زمانی که شاد هستید چگونه قدم می زنید؟ اکنون بلند شوید و به همان شیوه در اتاق یا دفترکارتان راه بروید. آیا شانه هایتان به سمت عقب است؟ آیا سرتان بالاست و عمیق نفس می کشید؟

4- وقتی احساس خوشحالی مینمایید به خودتان چه میگویید؟ من مشتم را گره میکنیم و  دستم را به سمت بالا می آورم و فریاد میزنم "همیــــنه!" شما هم هر کاری که در این رابطه انجام می دهید مجدداً تکرارش کنید.

اکنون از احساسی که در شما بوجود آمده است برای چند لحظه لذت ببرید و بگذارید این احساس در اعماق جسمتان نفوذ کنید. این احساس و نحوه رفتار شما در هنگام شادمانی است. توجه داشته باشید که چگونه کنشهای ذهن و جسمتان به هم مربوط می باشند. اکنون که ایستاده اید مایلم که این نظریه را برای خود آزمایش کنید. هریک از ما به خاطر مسئله ای احساس غمگینی و افسردگی نموده ایم. آنچه که از شما می خواهم انجام دهید این است که وضعیت ذهنی خود را با زدودن آن وضعیت از بین ببرید. شانه هایتان را بالا نگاه دارید، دستانتان را تکان دهید و گردنتان را به آهستگی بچرخانید. بسیار خوب، اکنون مراحل زیر را نیز دنبال کنید و ببینید چه نتایجی را دربر خواهد داشت.

1- فکر کنید که وقتی احساس غم و افسردگی میکنید بدنتان چه وضعیتی به خود میگیرد. اجازه دهید شانه هایتان حالت افتاده بخود بگیرند و روی آنها احساس سنگینی کنید.

2- دستانتان را در طرفین خود معلق کنید و دقیقاً آنها را جوری حرکت دهید که در زمان ناراحتی حرکت میدهید.

3-  نفسی عمیق کشیده و آهی مایوسانه از نهاد خارج کنید.

4- سرتان را کمی به سمت پایین متمایل کنید.

5- چهره تان را به حالتی پژمرده در آورید دهانتان را سست گردانید و از دریچه چشمانتان گونه ای نگاه کنید که گویی در افسردگی عمیق قرار دارید.شما می توانید حالات احساسی خود را فوراً تغییر داده و درنتیجه برروی آن تسلط یابید. اکنون از لحاظ احساسی چه وضعیتی دارید؟ احساستان مانند زمانی است که واقعاً غمگین و افسرده هستید. بیاید اجازه ندهیم که حالتتان به همین گونه باقی بماند. فوراً وضعیت خود را تغییر دهید؛ لبخندی بر چهره بنشانید، شانه هایتان را صاف کنید و نفسی عمیق بکشید. طوری بایستید که گویی خوشحالید و آن برق همیشگی را در چشمان خود بیندازید. اکنون باید دوباره احساس شادی نمایید. می توانید این فرآیند را در رابطه با خودتان آزمایش کنید. یک وضعیت احساسی را برگزینید، ببینید که حالت بدن شما در این وضعیت به چه شکلی قرار میگیرد، همان وضعیت را به خود بدهید، نفس بکشید و چهره تان را متناسب با آن دگرگون کنید و خواهید دید که چگونه احساس دلخواه در شما پدید خواهد آمد. بنابراین چگونه میتوانید از این موضوع به نفع خود بهره ببرید؟ میتوانید در یک مهمانی برای تحت تاثیر گذاردن میهمانان به عنوان سرگرمی از آن استفاده کنید ولی سود و منفعت این کار فراتر است.

فقط تصور کنید که اگر میتوانستید بر روی احساسات خود کنترل کامل داشته باشید زندگی چقدر بهتر می شد. خوب، اکنون می توانید. دفعه بعدی که چیزی یا کسی باعث القای احساسات منفی در شما شد، فوراً این تکنیکها را برای فائق آمدن بر وضعیت نامطلوب ایجاد شده ذهن خود مورد استفاده قرار دهید. به سرعت بر احساسات خود مسلط شوید. در حیطه شغلی چطور؟ آیا تا کنون اتفاق افتاده پیش از رفتن به یک جلسه کاری عصبی شده باشید؟ حالت اضطراب خود را میتوانید توسط این روشها به اعتماد بنفس و آرامش تبدیل کنید. آیا تا بحال دچار آشفتگی و پریشان حالی شده اید؟ راه های گفته شده را برای ایجاد آرامش بکار بگیرید و بدانید که میتوانید با آن شرایط به خوبی کنار بیایید. آیا در رابطه با انجام کاری احساس خستگی کرده اید؟ با عملی کردن مراحل مذکور هیجان و علاقه وافری را تجربه خواهید نمود. مزایای بکارگیری تکنیکهای تغییر احساسات بسیارند و هر قدر که بیشتر آن را تجربه کنید به همان اندازه به موارد کاربری بیشتری دست خواهید یافت. این روشها را با همکاران و دوستان خود به اشتراک بگذارید تا کیفیت زندگی خود و دیگران را بهبود بخشید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط رضا  | 

اقداماتی دررابطه با چاقی

اگر برای سوزاندن چربی ورزش های مربوط به قلب و عروق انـجام مـی دهـید، حـتـــماً نظریه های بسیاری که در موردتکنیک های سـوزاندن چربی وجود دارد مثل انـجام تمرینات ورزشـــی بـــا شــدت کـــم یــا انــجـام آن بـا شکم خالی راشنیده اید. متخصصین مختلف، نظریه های متفاوتی دارند و این تناقض در اطـلاعات مـی تــواند باعث ایجاد سوء تفاهمات شود. ازایـــن رو، من سعی میکنم تا راه حل هایی برای اشتباهات متداول و استنباط های غلط در زمینه ورزش های سوزاندنچربی به شما معرفی کنم. در اینجا به وضوح خواهیم دید که این تمرینات ورزشی چه تاثیری بر سوختن چربی دارند.

اشتباه اول:  انجام این ورزش ها با شدت کم و به مدت طولانی

از آنجا که ضربان قلبتان به میزان کافی بالا نیست، بدن نتیجه ای از این تمرینات نخواهد گرفت.

راه حل:  تمرینات ورزشی تند/کند (همراه با فاصله ی زمانی)، که در آن 1 دقیقه میدوید و 2 دقیقه راه می روید. ضربان قلب بالا بیشتر باعث سوزاندن چربی می شود. به طور مثال، شما دریک تمرین ورزشی با شدت کم در 20 دقیقه، 100 کالری میسوزانید در حالیکه در تمرینات ورزشی با شدت زیاد در 10 دقیقه، 160 کالری میسوزانید. در کل در تمرینات ورزشی شدت بالا در زمانی کم، چربی بسیاری خواهید سوزاند.

مانند ورزش های غیر هوازی (ورزش هایی که در آن بدون اکسیژن چربی می سوزانید، ترکیب دو با شدت زیاد (غیر هوازی) به مدت یک دقیقه با راه رفتن (ورزشی هوازی که در آن چربی با اکسیژن می سوزد) به مدت 2 دقیقه، متابولیسم بدن شما را حتی بعد از انجام تمرینات افزایش داده و به همین دلیل حتی ساعت ها بعد از انجام تمرینات چربی و کالری می سوزانید.
اشتباه دوم:  وارد نکردن قد و وزن دقیق خود را در دستگاه کاردیو
دستگاه نخواهد توانست خود را با اطلاعات مربوط به شما تنظیم کند و بنابراین پاسخ درستی هم نخواهد داد.

راه حل:  وزن حقیقی شما باید اول صبح اندازه گیری شود، قبل از اینکه غذا یا نوشیدنی استفاده کنید. آن وزن را در دستگاه وارد کنید—و در صورت امکان قدتان را هم وارد کنید—اگر دستگاه پیغام داد که شما 150 کالری سوزانده اید، اما وزن شما 250 پوند می باشد و دستگاه با وزن 180 پوند تنظیم شده است، این عدد مطمئناً اشتباه است.
اشتباه سوم:  انجام تمرین ورزشی تند و تصور اینکه چربی سوزانده اید

اگر هدف شما سوزاندن چربی است، به خاطر داشته باشید که شما حداقل 20 دقیقه بعد از انجام تمرینات شروع به سوزاندن چربی می کنید.

راه حل:  بعد از گرم کردن خود با شدت کم روی دستگاه ترد میل یا دوچرخه به مدت 2 دقیقه، سرعت خود را تا حد متوسط بالا برده و 10 دقیقه ادامه دهید، بعد از آن 2 دقیقه با سرعت پایین انجام داده، بعد 5 دقیقه با شدت و سرعت بالا، و تمرینات را با 5 دقیقه متوسط، 2 دقیقه آرام به اتمام برسانید. کل زمان این تمرین 26 دقیقه می باشد.

وب سایت www.fitstep.com راهنمایی های ساده ای برای این منظوردارد: اگر میخواهید وزن کم کنید، باید بسیار بیشتر از کسی که می خواهد وزن اضافه کند ورزش کنید. برای کاهش وزن 3 تا 5 مرتبه در هفته تمرینات 20 تا 40 دقیقه ای انجام دهید.
اشتباه چهارم:  نوشیدن نوشابه های انرژی زا قبل از انجام تمرینات

با انجام این کار، سوزاندن آن کالری هایی را که قبل استفاده کرده اید متوقف می شود. بیاد داشته باشید که نوشابه های انرژی زا برای ورزشکاران استقامت ساخته شده اند و با توجه به کالری بالایی که دارند، مطمئناً قند و چربی اضافی دارند.

راه حل:  به جای آن سعی کنید یک ساعت قبل از شروع تمرینات از خوراکی سرپایی با کالری پایین تر مثل سیب یانصف فنجان ماست کم چرب استفاده کنید. با این کار در طی انجام تمرینات با کمبود انرژی مواجه نخواهید شد و کالری پایینی که مصرف کرده اید خیلی زود در طی 20 تا 30 دقیقه ی اول ورزش می سوزد.   
اشتباه پنجم:  انجام تمرینات ورزشی با شکم خالی

افراد زیادی دچار این تصور نادرست هستند که با این کار، به طور خودکار شروع به سوزاندن بافت های چربی می کنند.

راه حل:  تحقیقات بسیاری نشان داده است که شما نباید خود را از گرسنگی هلاک کنید، اما خوب است که 45 دقیقه الی یک ساعت قبل از شروع تمرینات چیزی نخورید. حتی کربوهیدراتها هم حداقل یک ساعت طول می کشد تا هضم شوند. هضم چربی ها هم 2 تا 4 ساعت طول می کشد. زمانی که بدن شما برای هضم انرژی مصرف کند، قدرت و انرژی شما را برای انجام تمرینات کمتر کرده و از اینرو ورزش شما بی نتیجه خواهد بود. سعی نکنید که قبل از تمرین اصلاً چیزی نخورید. ورزش کردن با شکم خالی مثل این است که ماشینی بخواهد بدون بنزین حرکت کند.

اشتباه ششم:  بالابردن درجه حرارت بدنتان

تصور نادرستی که وجود دارد این است که شما با بالا بردن درجه حرارت بدنتان و بیشتر عرق کردن، متابولیسم بدن را بالاتر می برید و کالری بیشتری می سوزانید. اما با این کار فقط آب بدن خود را از دست خواهید داد بدون اینکه هیچ کالری بسوزانید.

راه حل:  بهترین را برای انجام تمرینات پوشیدن لباسهایی راحت (شرتك ورزشی، تی-شرت و کفش های پارچه ای) با دمای مناسب (68 تا 72 درجه ی فارنهایت) و انجام تمرینات ورزشی حداقل 20 دقیقه می باشد. در این حالت شما عرق هم خواهید کرد و بنابراین هم کالری و هم چربی خواهید سوزاند و متابولیسم بدنتان نیز بالاتر خواهد رفت.
اشتباه هفتم:  تصور اینکه انجام این تمرینات ورزشی می تواند جبرانی برای عادات بد زندگی باشد

خوردن غذاهای ناسالم و هله هوله، خوردن مشروبات الکلی و نداشتن خواب کافی از جمله عادات بدی هستند که بعضی حین انجام این تمرینات در نظر دارند.

راه حل:  تغذیه متعادل، خواب کافی و ورزش مداوم برای داشتن اندامی مناسب و ایدآل و نگاه داشتن وزن دلخواه ضروری است و از جمع شدن چربی در بدن جلوگیری میکند.

در اینجا به چند نکته اساسی دیگر اشاره می کنیم:

  • همانطور که در بالا اشاره شد، اگر می خواهید وزنتان را کاهش دهید، باید بسیار بیشتر از فردی که می خواهد وزن اضافه کند این تمرینات را انجام دهید. برای کاهش چربی، 3 تا 5 مرتبه در هفته به مدت 20 تا 40 دقیقه ورزش کافی می باشد.
  • اگر می خواهید وزن اضافه کنید، باید به سمت ورزش بخصوصی بروید. با انجام این تمرینات ورزشی قلبی و عروقی به نتیجه نخواهید رسید. اما هفته ای دو بار پیاده روی به مدت 20 دقیقه ممکن است اثربخش باشد.
  • به یاد داشته باشید که کیفیت کالری های مختلف (پروتئین ها، کربوهیدرات و چربی) و میزان کالری مصرفی و مقدار و نوع ورزش یا فعالیت بدنی همه در جسم شما تاثیر دارند. و محققین یافته اند که کمبود خواب باعث ذخیره ی چربی در بدن می شود چون سوخت چربی را پایین می آورد.بنابراین اگر 7 تا 8 ساعت خواب کافی ندارید، بسیار سخت تر چربی خواهید سوزاند. باید اضافه کنم که خواب کافی باعث می شود که برای انجام تمرینات انرژی بیشتری نیز داشته باشید.
    از این اشتباهات دوری کنید
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    در کل باید بگویم، انجام تمرینات با شدت بیشتر در مدت زمان کمتر، تغذیه ی مناسب، نوشیدن آب کافی و خواب کافی همه برای به دست آوردن نتیجه ی دلخواه شما ضروری هستند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط رضا  | 

وطن

وطن خاکی سراسر افتخار است
که از جمشید و از کی یادگار است
وطن یعنی نژاد آریایی
نجابت مهرورزی با صفایی
وطن خاک اشوزرتشت جاوید
که دل را می برد تا اوج خورشید
وطن یعنی اوستا خواندن دل
به آیین اهورا ماندن دل
وطن تیر و کمان آرش ماست
سیاوشهای غرق آتش ماست
وطن منشور آزادی کورش
شکوه جوشش خون سیاوش
وطن نقش و نگار تخت جمشید
شکوه روزگار تخت جمشید
وطن فردوسی و شهنامه اوست
که ایران زنده از هنگامه اوست

وطن یعنی ...

جاوید باد ایران جاوید

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط رضا  | 

وصیت نامه دکترعلی شریعتی

وصیت نامه دکترعلی شریعتی

 

فرزندم! تو می‌توانی هر گونه «بودن» را که بخواهی باشی، انتخاب کنی.

 

 اما آزادی انتخاب تو در چارچوب حدود انسان بودن محصور است.

 

با هر انتخابی باید انسان بودن نیز همراه باشد

 

و گرنه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است،

 

که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچکس، هیچ چیز.

 

انسان یعنی چه؟ انسان موجودی است که آگاهی دارد

 

و همیشه جویای مطلق است؛ جویای مطلق. این خیلی معنی دارد.

 

رفاه، خوشبختی، موفقیت‌های روزمره زندگی و خیلی چیز‌های دیگر به آن صدمه می‌زند.

تو هر چه می‌خواهی باشی باش اما ... آدم باش.

اگر پیاده هم شده‌است سفر کن. در ماندن، می‌پوسی.

 

 هجرت کلمه بزرگی در تاریخ «شدن» انسان‌ها و تمدن‌ها است.

 

اروپا را ببین. اما وقتی ایران را دیده باشی، وگرنه کور رفته‌ای، کر باز گشته‌ای.

 

 افریقا مصراع دوم بیتی است که مصراع اولش اروپا است.

 

در اروپا مثل غالب شرقی‌ها بین رستوران و خانه و کتابخانه محبوس ممان.

 

این مثلث بدی است. این زندان سه گوش همه فرنگ رفته‌های ماست.

 

از آن اکثریتی که وقتی از این زندان روزنه‌ای به بیرون می‌گشایند و پا به درون اروپا می‌گذارند،

 

سر از فاضلاب شهر بیرون می‌آورند حرفی نمی‌زنم که حیف از حرف زدن است.

 

 این‌ها غالبا پیرزنان و پیر مردان خارجی دوش و دختران خارجی گز فرنگی را

 

با متن راستین اروپا عوضی گرفته‌اند.

 

چقدر آدم‌هایی را دیده‌ام که بیست سال در فرانسه زندگی کرده‌اند و با یک فرانسوی آشنا نشده‌اند.

 

 فلان آمریکایی که به تهران می‌آید و از طرف مموش‌های شمال شهر و خانواده‌های قرتی ِ لوس ِاشرافی ِکثیفِ عنتر ِفرنگی احاطه می‌شود، تا چه حد جو خانواده ایرانی و روح جاده [ساده؟] شرقی و هزاران پیوند نامرئی و ظریف انسانی خاص قوم را لمس کرده‌است؟

اگر به اروپا رفتی

 

 اولین کارت این باشد که در خانواده‌ای اتاق بگیری که به خارجی‌ها اتاق اجاره نمی‌دهند.

 

در محله‌ای که خارجی‌ها سکونت ندارند.

 

از این حاشیه مصنوعی ِبیمغز ِآلوده دور باش.

 

با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو. در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.

 

« کن مع الناس و لا تکن مع الناس» واقعا سخن پیغمبرانه‌است.

 

واقعیت، خوبی، و زیبایی؛ در این دنیا جز این سه، هیچ چیز دیگر به جستجو نمی‌ارزد.

 

 نخستین، با اندیشیدن، علم. دومین، با اخلاق، مذهب. و سومین، با هنر، عشق.

 

(عشق) می‌تواند تو را از این هر سه محروم کند.

 

به این هر سه، دنیای بزرگ پنجره‌ای بگشاید و شاید هم دری ...

 

و من نخستینش را تجربه کرده‌ام و این است که آن را"دوست داشتن" نام کرده‌ام.

 

که هم، همچون علم و بهتر از علم آگاهی می‌بخشد

 

و هم همچون اخلاق، روح را به خوب بودن می‌کشاند و خوب شدن.

 

 و هم زیبایی و زیبایی‌ها (که کشف می‌کند،که می‌آفریند)

 

 چقدر در این دنیا بهشت‌ها و بهشتی‌ها نهفته‌است. اما نگاه‌ها و دل‌ها همه دوزخی است.

 

 همه برزخی است که نمی‌بیند و نمی‌شناسد. کورند و کرند.

 

چه آوازهای ملکوتی که در سکوت عظیم این زمین هست و نمی‌شنوند.

 

 همه جیغ و داد و غرغر و نق نق و قیل و قال و وراجی و چرت و پرت و بافندگی و محاوره.

 

وای، که چقدر این دنیای خالی و نفرت بار برای فهمیدن و حس کردن سرمایه دار است! لبریز است!

 

 چقدر مایه‌های خدایی که در این سرزمین ابلیس نهفته‌است!

 

زندگی کردن وقتی معنی می‌یابد که فن استخراج این معادن ناپیدا را بیاموزی ...

 

تنها نعمتی که برای تو در مسیر این راهی که عمر نام دارد آرزو می‌کنم،

 

 تصادف با یکی دو روح فوق‌العاده‌است،

 

با یکی دو دل بزرگ،

 

 با یکی دو فهم عظیم و خوب و زیبا است.

 

 چرا نمی‌گویم بیشتر؟

 

 بیشتر نیست. «یکی» بیشترین عدد ممکن است.

 

در پایان این حرف‌ها بر خلاف همیشه احساس لذت و رضایت می‌کنم که عمرم به خوبی گذشت. هیچوقت ستم نکردم. هیچوقت خیانت نکردم

 

و اگر هم به خاطر این بود که امکانش نبود، باز خود سعادتی است.

 

 ... و عزیزترین و گران‌ترین ثروتی که می‌توان به دست آورد، محبوب بودن و محبتی زاده ایمان،

 

 و من تنها اندوخته‌ام این و نسبت به کارم و شایستگیم، ثروتمند، و جز این، هیچ ندارم.

 

... و حماسه‌ام این که کارم گفتن و نوشتن بود و یک کلمه را در پای خوکان نریختم.

 

 یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم و قلمم همیشه میان من و مردم در کار بود

 

و جز دلم یا دماغم کسی را و چیزی را نمی‌شناخت

 

و فخرم این که در برابر هر مقتدر تر از خودم متکبرترین بودم و در برابر هر ضعیف تر از خودم متواضعترین.

 

و دیگر این سخن یک لا ادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بوده‌است که

 

« شرافت مرد همچون بکارت یک زن است.» اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمی‌تواند.

و دیگر این که نخستین رسالت ما کشف بزرگ‌ترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم

 و آن «متن مردم» است

و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گنگیم.

ما از آغاز پیدایشمان زبان آنها را از یاد برده‌ایم

و این بیگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث کننده همه تلاش‌های ماست.

 

و آخرین سخنم به آن‌ها که به نام روشنفکری، گرایش مذهبی

 

مرا ناشناخته و قالبی می‌کوبیدند، این که:

 

دین چو منی گزاف و آسان نبود / روشن تر از ایمان من ایمان نبود /

 

 در دهر چو من یکی و آن هم کافر! / پس در همه دهر یک مسلمان نبود

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط رضا  |